روز معلم
 تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش  درآمد.  انسان نيز با پذيرش اين مسئوليت، نام خويش را در اين گروه و در قالب واژه مقدس �معلم� ثبت کرده است. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را به گوش همه مي رساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد.  دغدغه معلم هميشه اين است که حيات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انساني بچرخد و شناخت خدا و مکتب و دين، همت اساسي آدمي باشد و هيچ بيگانه اي را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشي دين و ميهن فراهم نيايد. در اين مسير خطير، بزرگاني گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان مي درخشد. علامه شهيد استاد مرتضي مطهري (رحمته الله) از همين طايفه مقدس است که در سنگر تعليم و تعلم، به قله هاي رفيعي دست يافت تا آنجا که معمار انقلاب اسلامي ـ که خود معلمي بزرگ است ـ همه آثارش را مفيد مي داند و بهره برداري از آنها را سفارش مي کند ...    مفهوم علم ـ امروزه در زبان پارسي و عربي كلمه �علم� به دو معناي متفاوت بكار برده مي شود. 1- معناي اصلي و نخستين علم، دانستن در برابر ندانستن است. قرآن كريم به اين معنا اشاره دارد كه  � هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون� �آيا يكسانند آنان كه مي دانند و آنان كه نمي دانند.� (زمر/ 9)از اين منظر به همه دانستنيها صرف نظر از نوع آنها علم گفته مي شود مطابق اين معنا، اخلاق، رياضات، فقه، ‌دستور زبان، مذهب، زيست شناسي و نجوم همه علم اند... كلمه   Knowledge در  انگليسي وConnaissance   در فرانسه معادل اين معنا علم اند.   2-كلمه علم در معناي دوم منحصراً به دانستني هايي اطلاق مي شود كه بر تجربه مستقيم حسي مبتني باشند... علم در اين جا در برابر همه دانستنيهايي قرار مي گيرد كه آزمون پذير نيستند. اخلاق (دانش خوبي ها و بديها) متافيزيك (دانش احكام و عوارض مطلق هستي) عرفان (تجارب دروني و شخصي) منطق (ابزار هدايت فكر) فقه، اصول، بلاغت، و ... همه بيرون از علم به معناي دوم آن قرارميگيرندوهمه به اين معنا غير علمي اند كلمه SCIENCE در انگليسي و فرانسه معادل اين معنا علم اند.  ديده مي شود كه علم در اين معنا بخشي ازعلم به معناي اول را تشكيل  مي دهد و به سخن ديگر علم تجربي نوعي از انواع دانستنيهاي بسياري است كه در اختيار بشر مي تواند قرار گيرد. رشد علم به معناي دوم عمدتا از آغاز دوره رنسانس به بعد است در حاليكه علم به معناي مطلق آگاهي (معناي اول) تولدش با تولد بشريت هم آغاز است. آيه قرآني �خلق الانسان علمه البيان� (خداوند رحمن انسان را آفريد و بيان را به وي تعليم داد/ رحمن/4و3) بهترين مويد اين معناست.     معنای عالم  باتوجه به دو تعريف از علم  ـ در نگاه اول به علم كه نگاه تركيبي به معرفت است خداوند معلم اول و پيامبر معلم ثاني است چرا كه پس از تعليم آدم توسط خداوند دستور �قال يا آدم اننبئهم باسمائهم� (اي آدم ملائكه را به اين اسماء آگاه ساز/ بقره 33) آدم عليه السلام داده شده اين بدان جهت است كه اساساً هدف آفرينش انسان با علم و معرفت پيوند ناگستني دارد در بيان رسا و جامع سيد شهيدان امام حسين (ع) اين معنا به خوبي  روشن  است  كه: �ما خلق العباد الا ليعرفوه،‌ فاذا عرفوه عبدوه� (بندگان را نيافريد مگر براي آن كه او را بشناسند پس چون او را شناختن عبادتش خواهند كرد. ـ در اين معنا هدف از ارسال معلم ثاني ارائه معرفتي است كه انسان بواسطه آن به عبادت  مي رسد �هو الذي بعث في الاميين رسولاً منهم تيلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب  و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين� (اوست خدايي كه پيامبر بزرگوار از ميان شان  برانگيخت تا بر آنان آيات وحي را تلاوت كند و آنان را پاك سازد و شريعت كتاب و حكمت الهي را بياموزد كه پيش از اين همه در ورطة جهالت و گمراهي بودند(جمعه/2) در اين آيه همه علوم از جمله بيان، اخلاق،‌ تعليم كتاب و حكمت، براي رهايي از گمراهي  و يافتن راه هدايت (عبادت) توسط  پيامبر(ص) معرفي شده است. ـ در نگاه دوم كه نگاه تفكيكي به شاخه اي معرفت است. معلم اول ارسطو است  چرا  كه �وي نخستين واضع علم منطق بود ... و راه دليل و برهان منطقي را باز نمود  و معلم ثاني نيز ابونصر فارابي است  بخاطر آنكه او اول بار كتب  حكمت يوناني را  كه  ارسطو و غيره  تحرير كرده اند از يوناني به عربي ترجمه كرد و تعليم داد....    ارزش و مقام معلم  شرافت و مرتبت معلم زماني اهميت دارد كه بتواند شان خداوند و پيامبران را در  وجود خود محقق سازد  و پيوند انسان به هدف متعالي خلقت يعني عبادت را برقرار سازد. لذا در اين تعريف شهيد مرتضي مطهري  يكي از آن معلمان راستين است كه اولاً با نگاه  تركيبي  به همه معارف بشري نظر مي كند و ثانيا  تمامی  تلاشهاي علمي و عملي را  مقدمه اي براي عبادت مي داند و در اين راه به مرحله سوم دينداري راه مي يابد  و  با شهادت، عبادت عملي و علمي خود را كامل مي سازد . به همين مناسبت روز شهادت اين بزرگ مرد فرزانه (11  ارديبهشت ) را روز معلم ناميدند.    هنر معلمي:  معلمي شغل و حرفه نيست، بلکه ذوق و هنر توانمندي است معلمي در قرآن به عنوان جلوه اي از قدرت لايزال الهي نخست ويژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالي است. در نخستين آيات قرآن که بر قلب مبارک پيغمبر اکرم (ص) نازل شد، به اين هنر خداوند اشاره شده است:  اقرا باسم ربک الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذي علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم. (علق: 1ـ 5) بخوان به نام پروردگارت که جهانيان را آفريد. انسان را از خون بسته سرشت بخوان ! و پروردگارت کريمترين است همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمي دانست.  در اين آيات خداوند، خود را �معلم� مي خواند و جالب اين که معلم بودن خود را بعد از آفرينش پيچيده ترين و بهترين شاهکار خلقت، يعني انسان آورده است.  مقام معلم بودن خدا، بعد از آفرينش قرارداد. نوعي انساني را که هيچ نمي دانست، به وسيله قلم آموزش  داد که اين از اوج خلاقيت و هنر شگفت خداوند در امر آفرينش حکايت دارد: چو قاف قدرتش دَم بر قلم زد              هزاران نقش بر لوح عدم زد  از اين رو، مي توان گفت که هنر شگفت معلمي از آن خداوند عالم است.  شهيد ثاني رحمت الله درباره هنر معلمي خداوند مي فرمايد:  خداوند از آن جهت به وصف (اکرميت) و نامحدود بودن کرامتش، توصيف شد که علم و دانش را به  بشر ارزاني داشته است. اگر هر مزيت ديگري، جز علم و دانش، معيار فضيلت به شمار مي رفت،  شايسته بود همان مزيت با وصف (اکرميت) در ضمن اين آيات همراه و هم پا گردد و آن مزيت به  عنوان معيار کرامت نامحدود خداوند به شمار آيد. کرامت الهي در اين آيات با تعبير �الاکرام� بيان شده است. چنين تعبيري مي فهماند که عالي ترين نوع کرامت پروردگار نسبت به انسان با والاترين مقام و جايگاه  او، يعني علم و دانش هم طراز است.   به همين جهت امام خميني (ره) مي فرمود:  معلم اول خداي تبارک و تعالي است ..... به وسيله وحي؛ مردم را دعوت مي کند به نورانيت؛ دعوت مي کند به محبت؛ دعوت مي کند به مراتب کمالي که از براي انسان است.   معلّمي برتر از شهادت  حضرت امام جعفر صادق (ع) مي فرمايند:� هنگامي که روز قيامت شود، خداوند تمام انسان ها را جمع مي کند و چون ترازوي اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مرکب قلم عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مرکب آنان بر خون شهيدان فزوني خواهد داشت �. اين ارزش بدان جهت است که شهيدان در ساية علم و تربيت معلمان  و تعليم شايستة آنان به خدا راه يافته و لياقت شهادت نصيبشان شده است.   توصيه امام سجاد (ع) به دانش آموزان  امام سجاد (ع) در زمينة حفظ حقوق معلم مي فرمايد: � حق معلم بر تو آن است که همواره، با ديدة  تعظيم و تکريم به او بنگري، مجلس او را گرامي بداري و به سخنانش با دقت گوش دهي، رو به جانب او بنشيني و صدايت را در حضورش بلند نکني �.   لزوم دلسوزي معلم نسبت به شاگرد  مرحوم شهيد ثاني در مورد لزوم دلسوزي معلم نسبت به شاگرد مي نويسد: � معلم بايد دربارة شاگردان، خواهان اموري باشد که نسبت به آنها، در خود احساس علاقه و دوستي کند. و از هرگونه شر و بدي که براي خويش    نمي پسندد براي شاگردانش نيز نپسندد؛ زيرا اين گونه دلسوزي و برابر انديشي نسبت به شاگردان، حاکي از کمالِ ايمانِ معلم و حُسن رفتار و برادري، نمايانگر روح تعاون و همبستگي معلم نسبت به آنان مي باشد� .   حقوق معلم در آينة فرمايشات حضرت سجاد (ع)  حضرت سجاد (ع) در فرمايشات خود سفارش بسياري در حفظ حقوق معلم از سوي شاگردان دارند        و مي فرمايد:� حق کسي که عهده دار تعليم توست آن است که او را بزرگ شماري و مجلس او را سنگين بداري و نيکو به وي گوش فرا دهي و روي خود را بر او کني و با او بلند سخن نگويي و کسي را که از او چيزي        مي پرسد تو پاسخ ندهي و بگذاري که خود او پاسخ گو باشد و در مجلس او با هيچ کس به صحبت ننشيني و در محضر او بدگويي از کسي نکني و اگر از او در نزد تو بدگويي شد از او دفاع کني و عيب پوشش باشي و فضايل و مناقب او را آشکار کني و با دشمنش همنشيني نکني و با دوستش دشمني نورزي؛ پس چون چنين کردي، فرشتگان خداي تعالي به سود تو گواهي خواهند داد که مقصد و مقصود تو از او و فرا گرفتن دانش او فقط براي خدا بوده نه به خاطر مردم �.    داستاني زيبا از رابطه شاگرد و معلم:  بهترين نوع اين رابطه که سرشار از ادب و فروتني است، در داستان حضرت موسي (ع) به عنوان شاگرد و حضرت خضر (ع) در مقام معلم ـ نمود دارد. موسي (ع) مأمور شد تا از بنده اي صالح به نام خضر (ع) کسب علم کند. قرآن آغاز گفت و گوي اين معلم و شاگرد را اين چنين بيان مي کند:  قال له موسي هل اتبعک علي ان تعلمن مما علمت رشداً * قال انک لن تستطيع معي صبراً * و کيف تصبرعلي ما لم تحط به خبراً * قال ستجدني ان شاء الله صابراً و لا اعصي لک امراً * قال فان اتبعتني فلا تسئلني عن   شي ءٍ حتي احدث لک منه ذکراً. (کهف: 66 ـ 70) موسي به او گفت: �آيا از تو پيروي کنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده که مايه رشد است به من بياموزي؟ گفت : �تو هرگز هم پاي من نمي تواني صبر کني و چگونه در مورد چيزهايي که از آن شناخت نداري، شکيبايي مي کني؟� گفت: �اگر خدا بخواهد، مرا شکيبا خواهي يافت و در هيچ کاري  نافرماني تو نمي کنم�. گفت: اگر به دنبال من آمدي، چيزي از من مپرس تا خودم از آن با تو سخن بگويم.�     معلمي در کلام امام خميني (ره):  نقش معلم در جامعه، نقش انبياست؛ انبيا هم معلم بشر هستند. تمام ملت بايد معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم بايد باشند و تمام افرادش متعلم.   معلم در سخنان مقام معظم رهبري:  دست تواناي معلم است که چشم انداز آينده ما را ترسيم مي کند. اگر مي بينيد که اميرمؤمنان، مولاي متقيان علي (ع) مي فرمايد: �من علمني حرفاً فقد صيرني عبداً؛   هرکس چيزي به من بياموزد، مرا غلام خويش کرده است.� اين بيان براي ما درس است تا معلمان، قدر  خود را بدانند و تشخيص دهند که چقدر، وجود آنها در سرنوشت يک ملت مؤثر است.     معلم در کلام استاد مطهري:  معلم بايد نيروي فکري متعلم را پرورش دهد و او را به سوي استقلال رهنمون شود. بايد قوه ابتکار او   را زنده کند؛ يعني در واقع، کار معلم آتش گيره دادن است. فرق است ميان تنوري که شما بخواهيد آتش از بيرون بياوريد و در آن بريزيد تا آن را داغ کنيد و تنوري که در آن هيزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گيره از خارج مي آوريد و آن قدر زير اين چوب ها و هيزم ها قرار مي دهيد که اينها کم کم    مشتعل  شود.   مقام معلم   مي توان در سايه آموختن                           گنج عشق  جاودان اندوختن اول از استاد، ياد آموختيم                           پس، سويداي سواد  آموختيم از پدر گر قالب تن يافتيم                            از معلم جان روشن   يافتيم اي معلم چون کنم توصيف تو                       چون خدا مشکل توان تعريف تو اي تو کشتي نجات روح ما                         اي به طوفان جهالت نوح  ما يک پدر بخشنده آب و گل است                      يک پدر روشنگر جان و دل است ليک اگر پرسي کدامين برترين                     آنکه دين آموزد و علم  يقين استاد حسين شهريار    
+ نوشته شده توسط هدی رضوی در دوشنبه 1392/02/16 و ساعت 13:33 |

امتحان دادن یکی از معضلات دوران دانشجویی محسوب شده و همواره از معضلات خاص دوران تحصیل محسوب می‌شود؛ هر کس هم ادعایی جز این داشته باشد، بهتر است برود کشک خود را ساییده و بیخودی شایعه سازی نکند! چرا که هر کس بگوید دانشجو از امتحان دادن لذت می‌برد، عملی جز نشر اکاذیب و تویش اذهان عمومی را مرتکب نشده و باید به سزای عمل ننگین خویش برسد!

با در نظر گرفتن حقایق موجود و با مدنظر قرار دادن رنج بی‌حساب دانشجوجماعت به سبب تحمل رنج و عذاب‌های قبل، حین و بعد از دوران امتحان(که شامل مراحل درس‌خواندن، امتحان دادن و اخذ نمره از استاد مربوطه می‌شود)، چند توصیه مهم خدمت این قشر مهم تقدیم می‌شود که یقیناً راهگشا بوده و می‎تواند بار سنگین سختی‎های مرتبط با این مسأله با بکاهد.

الف) تمرکز کنید روی درس

محض رضای خدا هم که شده، لطفاً روی درس تمرکز کنید و شهریه‌تان را با حذف واحد یا افتادن در دروس مختلف، باد هوا نفرمایید. برای کارها و فکرهای جانبی، وقت زیاد است.

مسایلی همچون عشق و عاشقی، ازدواج، اینکه اون پسره یا دختره چرا سر کلاس از من جزوه خواست، حالا بعد از درس کار پیدا میشه یا نه و مواردی از این دست، با همه اهمیتی که دارند، موقع امتحان کلاً باد هوا هستند و فرعی می‎باشند! برای چه؟ چون وقتی یک درس را شصتاد بار! اخذ کرده و عین شصتاد بار مورد اشاره، نمره‌تان زیر حد نصاب شده و اصطلاحاً افتاده‌اید، دیگر ازدواج و کار که هیچ، حضورتان در دانشگاه و کلاس، به سبب مشروط‌شدن‌های متوالی، تبدیل به یک رویای دایمی خواهد شد!

***

ب) چطور امتحان بدهیم؟

امتحان دادن راه و روش خاص خودش را دارد. نیازی نیست که برای امتحان درس بخوانید! درس نخواندن هم می‌تواند موفقیت شما را تضمین کند. کافیست آرامش خود را حفط کنید، شب امتحان آویزان این رفیق و اون همکلاسی، روی برگه وارد بفرمایید. خیلی هم به خودتان زحمت ندهید برای ورود به جلسه امتحان و آداب خاصی را رعایت نکنید تا تمرکزتان به‎هم نریزد. آخرین نفر بیایید، تا می‎توانید سروصدا کنید، سریعاً هم محل را ترک فرمایید تا هیچ‌یک از هم‌کلاسی‎هایتان موفق نشوند به‎راحتی امتحان بدهند. در این صورت موفقیت شما تا حد زیادی تضمین می‎شود. این روش سالیان سال است که امتحان شده و نتیج موفقیت‌آمیزی داشته است.

ج) فکر تقلب کردن را از سرتان بیرون کنید

حاشا که کسی نخواهد توانست در هیچ شرایطی اقدام به تقلب در سر جلسه امتحان کند چرا که مسوولان محترم کلیه دانشگاه‎های کلیه نقاط کشور در کلیه مراحل کلیه امتحانات کلیه رشته‎ها، شدیداً مراقب هستند که خدای ناکرده، کسی تقلب نکند. حالا اگر دوست دارید امتحان کنید و طی برگزاری امتحان خود، به این‎طرف و آن‎طرف نگاه کنید و برگه‎های دیگران را دید بزنید تا مسوولان امتحانات، شبیه عقاب بیاییند بالای سرتان. گفتنی است انواع ماشین‌حساب‌های پیشرفته و دیگر امکانات الکترونیکی و ارتباطی مورد استفاده دیگر دانشجویان (خصوصاً دانشجویان متمول)، ممکن است از موارد ممنوعه محسوب نشوند؛ لذا کاری نداشته باشید که چرا کس، به کار انها کاری ندارد! حواستان به برگه خودتان باشد لطفاً

د) زیر میزی مال یک جای دیگر است، نه دانشگاه

خداوکیلی دانشگاه هرچی که باشد، اداره …. و سازمان…. و بعضی جاهای دیگر نیست که با پرداخت پول چایی، بتوانید کارتان را پیش ببرید، پس لطفاً فکر دادن پول به استاد و مسوول آزمون و دیگران نباشید. اگر به فکر آبروی این بندگان خدا نیبستید، دست کم فکر شخصیت خودتان باشید که مثلاً دانشجو هستید، مثلاً روشنفکر هستید، خدای ناکرده می‎خواهید با مدرک‌تان دو تا لقمه نان حلال در بیاورید! نکنید این کارها را…نکن داداش من…خجالت بکش.

ه) روش‌های ناجوانمردانه جهت أخذ نمره هم وجود دارد

این روش‌های موسوم به ناجوانمردانه، در صورتی که نامرد باشید! ویا آنکه اصولاً مرد نباشید! خیلی کاربرد دارد. این راه‌ها نیازمند توانایی‎های ویژه‌ای نیست، بلکه فقط و فقط کافیست به استادتان دروغ بگویید!

بر اساس این روش که مبنای آن، متضاد گویی است، باید اساتید بی‎سواد را باسواد، اساتید بداخلاق را خوش‎اخلاق، اساتید بی‎حا را باحال و… خلاصه هریک را خلاف آن چیزی که هست، نامیده و در جمع دیگر دانشجویان، از وی تعریف‎های بلند بالا کنید.


منبع : نمک نیوز

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در سه شنبه 1391/10/05 و ساعت 11:44 |
تحلیلگر سیاست خارجی آمریکا:
هیچ هواپیمای اسرائیلی توان نابودی تاسیسات هسته‌ای ایران را ندارد

خبرگزاری فارس: محقق مجله سیاست خارجی در تحلیلی نوشت: هدف قراردادن تاسیسات هسته‌ای ایران به تنهایی از دست اسرائیلی‌ها برنمی‌آید. برای این کار انباری از مهمات نیاز است که هیچ‌یک از هواپیماهای اسرائیلی این قابلیت را ندارند.

خبرگزاری فارس: هیچ هواپیمای اسرائیلی توان نابودی تاسیسات هسته‌ای ایران را ندارد

به گزارش فارس، اندیشکده «گارنگی» در مقاله‌ای به قلم «دیوید روسکافت» محقق مجله سیاست خارجی، با عنوان «یک تهدید معتبر نظامی علیه ایران» نوشت: در سخنرانی «امید یک استراتژی نیست» میت رامنی در موسسه نظامی ویرجینیا، رقیب جمهوری خواه انتخابات ریاست جمهوری، ناآرامی های اخیر خاور میانه را نشانه ناکارآمد بودن سیاست خارجی اوباما دانست.

به عبارت دیگر طعنه آمیزترین منظور رامنی ادعای دوباره درباره القاعده بود-اینکه کشتن اسامه بن لادن احساس رضایت ضمنی برای آمریکا ساخت- ولی باعث تغییر بازی در منطقه نشد.

* تلاش های اوباما در معکوس کردن خط مشی ایران در دستیابی به تسلیحات هسته ای ناموفق بوده است

اما مسئله‌ای که از اهمیت برابر برای منتقدان جمهوری خواه اوباما برخوردار است، ارزیابی رامنی از این موضوع است که تلاش‌های اوباما در معکوس کردن خط مشی ایران در دستیابی به تسلیحات هسته‌ای ناموفق بوده است.

ساعتی قبل از آغاز سخنرانی رامنی، « دن سنور» مشاور نومحافظه کار سیاست خارجی وی، پیشنهاد داده بود که اوباما باید به طور موثر در برابر اراده خود نسبت به اعمال تحریم‌های شدیدتر علیه ایران عقب بکشد، همان تحریم‌هایی که دولت مرتب برای آن اعتبار می‌گیرد و شروع به تأثیر گذاری کرده است.

سنور همچنین اشاره کرد که «تیموتی گایتنر» وزیر خزانه‌داری آمریکا و «جیمز استنبرگ» معاون سابق وزیر امور خارجه، هر دو در برابر حمایت‌های دو حزبی کنگره‌ای برای تحریم‌های دور از نگرانی به عقب‌نشینی کرده با این استدلال که این تحریم‌ها ناخواسته عواقب منفی برای آمریکا به دنبال داشته و اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار داده است.

علت بحث مبارزات انتخاباتی رامنی در مورد اینکه اوباما به انداز کافی در قبال ایران سخت‌گیر نبوده است، این است که رئیس جمهور تهدید معتبر نظامی علیه ایران ارائه نکرد.

آنچه شما در مورد اظهارات رامنی می‌دانید -صحبت‌های همیشگی او که حرف جدیدی در آن نیست، به جز زمانی که نامزد جمهوری خواه انتخابات ریاست جمهوری برای اولین بار سیاست خارجی را بدون قطع اظهارات غلط خود، مورد خطاب قرار داد- با این وجود حتی برخی از حامیان رئیس جمهور نیز به طور خصوصی به من گفتند که از تعهد اوباما در بکارگیری اقدام نظامی ارتش آمریکا علیه ایران متعجب شده‌اند.

خستگی مردم آمریکا از جنگ افغانستان و عراق، هر اقدام پیچیده، پرهزینه و خطرناکی را به یک معامله سخت سیاسی برای آمریکا تبدیل کرد.

*تحلیلگران سیاسی بر این باورند که احتمال حمله نظامی موفق به ایران کم است

دلایل متعددی برای این شک و تردیدها وجود دارد. با وجود اطمینان خاطر همیشگی رئیس جمهور از اینکه ایران اجازه توسعه تسلیحات هسته‌ای ندارد و در صورت لزوم به زور متوسل خواهیم شد، خستگی مردم آمریکا از جنگ افغانستان و عراق، هر اقدام پیچیده، پرهزینه و خطرناکی را به یک معامله سخت سیاسی برای آمریکا تبدیل کرد. علاوه بر این، ادعاهای بسیاری از تحلیلگران نشان داده است که احتمال حمله موفق به ایران کم است. در نهایت، کشمکش عمومی با اسرائیلی ها حاکی از این است که آمریکا پا پس کشیده و اسرائیل مجبور است دقیقاً به تنهایی در اقدام نظامی علیه ایران عمل کند زیرا آن‌ها انتظار نداشتند مورد حمایت آمریکا قرار گیرند.

علیرغم ظاهرسازی‌های عمومی در سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل، کاخ سفید و مقامات اسرائیلی هر دو ادعا می‌کنند که در روزهای اخیر از نظر دیدگاهی در پشت صحنه به یکدیگر نزدیک‌تر شده‌اند.

در حالی که ممکن است توافق دقیقی در مورد آنچه به عنوان «خط قرمز» تعریف شده است - به مفهوم نشانه های پیشرفت ایران در توسعه تسلیحات هسته ای برای آغاز اقدام نظامی- وجود نداشته باشد، گزینه‌های نظامی که توسط اسرائیلی‌ها حمایت می‌شود، به طور قابل ملاحظه‌ای محدودتر و کم خطرتر از گزینه‌هایی است که افرادی علناً بحث می‌کنند.

در واقع، بر اساس اعلام یکی از منابع آگاه نزدیک به بحث، در بهترین حالت این حمله فقط چند ساعت زمان می‌برد و به طول کلی یکی دو روز درگیر هستیم. این حمله از طریق هوایی؛ در درجه اول با استفاده از بمب افکن و هواپیماهای پشتیبان انجام می‌شود.

طرفداران این رویکرد بر این باورند که نه تنها این اقدام از نظر سیاسی برای آمریکا خوشایند است بلکه موفق هم خواهد بود-به این معنی که ضربه زدن به تأسیسات غنی سازی هسته ای ایران، برنامه هسته‌ای این کشور را سال‌ها به عقب برمی‌گرداند و این کار بدون تلفات جانی صورت می‌گیرد- و این اقدام منفعت‌های منطقه‌ای هم خواهد داشت.

یک مدافع این فرضیه، ادعا می‌کند که این اقدام «نتیجه تحول در نجات عراق، سوریه، لبنان، احیای دوباره روند صلح، تأمین امنیت خاورمیانه، ارسال پیام صریح به روسیه و چین و استیلای آمریکا در منطقه برای یک دهه» را به دنبال خواهد داشت.

*هیچ یک از هواپیماهای اسرائیلی قابلیت نابودکردن تأسیسات هسته ایران را ندارد

در حالی که این رویکرد، هزینه‌های منفی مربوط به مداخلات طولانی را محدود می‌کند، این اقدام به تنهایی از دست اسرائیلی‌ها برنمی آید. برای از بین بردن تأسیسات هسته‌ای ایران، مانند تأسیسات غنی سازی فردو، انباری از مهمات نابودکننده در مقیاسی نیاز است که هیچ یک از هواپیماهای اسرائیلی این قابلیت را ندارند بنابراین این مأموریت باید با همکاری آمریکا، به تنهایی و یا در اجرایی مشترک با اسرائیل و دیگر کشورها صورت گیرد.

*آمریکا از تهدید نظامی معتبر علیه ایران به عنوان اهرمی در جهت دیپلماسی موفق‌تر استفاده می‌کند

سؤالی که در اینجا پیش می‌آید این است که این فرضیه چه ارتباطی با اظهارات رامنی دارد؟ واضح‌تر شده است که گزینه اصلی که در قبال ایران مورد بحث قرار گرفته، این حمله متلاشی کننده محدود است؛ سپس تهدیدات نظامی آمریکا معتبرتر خواهد شد و در صورتی که تهدیدات معتبرتر باشد -به دلیل اینکه به نظر می‌رسد شبیه به خطری است که رئیس جمهور خواستار بکارگیر آن است- بنابراین آمریکا از آن به عنوان اهرمی در جهت دیپلماسی موفق‌تر استفاده کند. به عبارت دیگر، افکار عمومی محدودتر و مأموریت عملی اهرم قوی‌تری نسبت به تهدید است که حتی احتمال صورت گرفتن آن ضعیف‌تر باشد.

با در نظرگرفتن این فرضیه‌ها و با توجه به پیشرفت‌هایی که به نظر می‌رسد در هفته‌های گذشته اسرائیلی‌ها با دولت آمریکا در مذاکرات داشته‌اند، شاید ساده‌ترین راه برای تیم اوباما، خنثی کردن انتقادات رامنی درباره ایران است که به سادگی گزینه‌های قابل توجه واقعی را بهتر مرتبط می‌کند.

اندازه تهدید به حمله مهم نیست ولی احتمال اینکه این اتفاق صورت گیرد، تهدید نظامی را به یک ابزار دیپلماتیک و شاید ابزار سیاسی مفید تبدیل می‌کند.

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در سه شنبه 1391/07/25 و ساعت 8:24 |
وزیر صنعت، معدن و تجارت از تامین ارز خدماتی مورد نیاز بیماران، دانشجویان و مسافران و همچنین جذب و جهت‌دهی ارز صادرکنندگان در مرکز مبادلات ارزی خبر داد.

مهدی غضنفری در حاشیه بازدید از مرکز مبادلات ارزی در جمع خبرنگاران گفت: این کار موجب کاهش تقاضا در بازار آزاد می‌شود و قیمت بازار آزاد ارز به قیمت ارز مرکز مبادلات ارزی نزدیک خواهد شد.

وی افزود: خوشبختانه تامین ارز برای خدمات مورد نیاز مردم از طریق بانک مرکزی و دو بانک عامل ملت و تجارت آغاز شده است.

غضنفری در خصوص جذب و جهت‌دهی ارز صادرکنندگان نیز گفت: وقتی صادرکنندگان از صددرصد معافیت مالیاتی برخوردارند در قبال آن باید حداقل، ارزی را که وارد کشور کرده‌اند برای تامین کالاهای مورد نیاز تولید، صرف کنند و این یک تعهد دوجانبه میان دولت و صادرکنندگان است.

وزیر صنعت، معدن و تجارت پس از بازدید از مرکز مبادلات ارزی و بررسی روند فعالیت بیست روزه این مرکز اظهار داشت: حدود 3000 فقره ثبت سفارش و تخصیص حدود یک میلیارد دلار ارز مبادله ای در این مرکز حکایت از فعالیت بسیار خوب آن دارد.

وی افزود: اگر این مرکز شکل نمی گرفت باید یک میلیارد دلار در بازار آزاد تامین ارز می شد و به طور قطع این موضوع روی قیمت بازار آزاد اثر منفی می گذاشت و مواد اولیه تولید بسیار گران تامین می شد و در نهایت به بالا رفتن قیمت تمام شده می انجامید.

وزیر صنعت، معدن و تجارت گفت: این مرکز می تواند حالت معکوس داشته باشد و با پایین آوردن قیمت ارز، به تقویت تولید ملی کمک فراوانی کند.
+ نوشته شده توسط هدی رضوی در سه شنبه 1391/07/25 و ساعت 8:20 |
به نقل از ایسنا روز گذشته ۲۱ مهر ماه یک هزار و ۸۶۲ قرارداد ملکی در کشور ثبت شد که یک هزار و ۱۹۴ قرارداد خرید و فروش و ۵۵۹ مورد اجاره نامه بوده است.
در حالی این رقم روزگذشته به ثبت رسید که مصطفی قلی خسروی رییس اتحادیه کشوری صنف مشاوران املاک به ایسنا می‌گوید: "به طور میانگین روزانه ۵۴۰۰ قرارداد املاک در کشور ثبت می‌شود." با استناد به همین عدد می‌توان گفت آنچه متقاضیان خرید می‌گویند واقعیت دارد و باید برای برطرف کردن نیاز این گروه چاره‌ای اندیشید.

خسروی معتقد است: "زمانی می‌توان آمار معاملات ملک را افزایش داد که نرخ ارز را در بازار ثابت کرد. تنها در این صورت صاحبان املاک برای فروش متقاعد می‌شوند."

این روزها صاحبخانه‌ها به دنبال کسب سود بیشتر در پی روند افزایشی نرخ مسکن هستند، پس چرا باید خانه‌های خود را بفروشند؟! و به این ترتیب است که بسیاری از متقاضیان مسکن از گشتن به دنبال خانه مورد نیاز خود مایوس می‌شوند.
به گفته مسئولانی همچون قلی خسروی "در مقاطعی از زمان همچون انتهای پاییز به طور معمول آمار معاملات کم می شود اما امسال علاوه بر رخوت همیشگی این فصل در بازار مسکن نوسانات نرخ ارز نیز موثر بوده است."

این سکون در بازه‌ای از زمان همچون ابتدای تابستان که فصل نقل و انتقالات پس از پایان مدارس است در سال جاری موید رکود در بازار مسکن بود. هر چند در ادامه در شیبی صعودی قرار گرفت البته به آهستگی و اندک.

طی تیرماه ۹۱ آمار به ثبت رسیده در مقایسه با مدت مشابه سال قبل، ۲۰درصد کاهش یافته و در مقایسه با خرداد امسال حدود پنج درصد افت کرده است.

در شهر تهران خرید‌وفروش واحدمسکونی در تیرماه گذشته ۲۰ درصد افت کرد و حتی پیش خرید هم کم‌رونق شد.

با وجود همه ارقام که در بالا آمد، تقریبا همه فعالان و آشنایان با حوزه مسکن این بازار را در حال حاضر در رکود می‌دانند و از سویی خرید و فروش در رکود را یک شانس برای متقاضیان خرید عنوان می‌کنند.

به اعتقاد کارشناسان مسکن با توجه به نوسان قیمت مسکن در چند ماه گذشته باید تاکید کرد رکود وقتی به وجود می‌آید که تقاضا نباشد و با توجه به جوان بودن جمعیت ایران، تقاضا وجود دارد اما تغییرات قیمت‌ها باعث شده بسیاری از برنامه‌ها دگرگون شود و بخش زیادی از مردم توانایی خرید مسکن را از دست بدهند و بخشی دیگر نیز تمایل به فروش نداشته باشند.

رییس اتحادیه کشوری صنف مشاوران املاک بر رکود بازار تاکید دارد و می‌گوید:" در شرایط کنونی یعنی رکود بازار بهترین موقعیت برای خرید مسکن وجود دارد، بنابراین هر کس اقدام به خرید کند ضرر نخواهد کرد. " اما این در حالی است که صاحبخانه‌ها نمی‌فروشند. !!!
+ نوشته شده توسط هدی رضوی در سه شنبه 1391/07/25 و ساعت 8:18 |
بانک جهانی در گزارشی سطح رضایت مردم ایران از زندگی خود را ۶۳ تا حدود ۷۰ درصد اعلام کرد که بالاتر از بسیاری از کشورهای درحال توسعه مثل الجزایر، مصر، بوسنی و هرزگوین، هند، روسیه است.
به گزارش افکارنیوز به نقل از فارس بانک جهانی در گزارش خود موسوم به «گزارش توسعه جهانی» آماری در مورد میزان رضایت شهروندان کشورهای مختلف از زندگی خود ارائه کرده است.

بر اساس این گزارش، مردم ایران در مقایسه با کشورهای درحال توسعه دیگر رضایت نسبتا بالایی از زندگی خود دارند به طوری که ۶۳.۳ درصد افراد شاغل در ایران از زندگی خود ابراز رضایت می کنند. این رقم برای افرادی که هنوز وارد بازار کار نشده اند که شامل کودکان و نوجوانان و زنان خانه دار هستند ۶۶.۹ درصد اعلام شده است.

بالاترین سطح رضایت در میان افراد شاغل در جهان به کشور توسعه یافته هلند اختصاص دارد که ۹۶.۴ درصد جمعیت شاغل این کشور از زندگی خود ابراز رضایت کرده اند. این رقم برای برخی کشورهای دیگر عبارت است از: الجزایر ۵۵.۴ درصد، آرژانتین ۸۷.۱ درصد، استرالیا ۸۶.۹ درصد، بوسنی و هرزگوین ۵۸.۷ درصد، مصر ۵۲.۲ درصد، اتیوپی ۴۰.۲ درصد، فرانسه ۸۰.۸ درصد، گرجستان ۴۲.۸ درصد، هند ۳۸.۹ درصد، عراق ۳۱.۴ درصد، ژاپن ۸۰.۹ درصد، اردن ۴۷.۷ درصد،‌مالزی ۷۹.۶ درصد، مراکش ۳۶.۷ درصد، پاکستان ۲۶.۶ درصد، روسیه ۵۹.۵ درصد، عربستان ۷۷.۲ درصد، اسپانیا ۹۳.۴ درصد،‌آمریکا ۸۵.۹ درصد،‌ و زیمبابوه که کمترین رقم را به خود اختصاص داده است ۲۵ درصد.

در میان افرادی که هنوز وارد بازار کار نشده اند بیشترین سطح رضایت از زندگی مربوط به هلند با ۹۳.۴ درصد است. این رقم برای برخی کشورهای دیگر عبارت است از: آلبانی ۳۵.۵ درصد، الجزایر ۵۷.۵ درصد،‌بنگلادش ۴۲.۵ درصد، کانادا ۹۰.۷ درصد،‌چین ۷۴.۹ درصد، مصر ۵۴.۶ درصد،‌السالوادور ۷۸ درصد، فرانسه ۷۱.۶ درصد، آلمان ۷۸.۱ درصد، عراق ۳۱.۳ درصد،‌مالزی ۸۱.۲ درصد، انگلیس ۹۱.۸ درصد، آمریکا ۸۷.۸ درصد و زیمبابوه که کمترین رقم را به خود اختصاص داده است ۲۸.۱ درصد.
+ نوشته شده توسط هدی رضوی در سه شنبه 1391/07/25 و ساعت 8:14 |
نوسانات نرخ ارز در هفته‌هاي گذشته باعث به‌هم ریختن بازار تلفن همراه شد و این بازار را به رکود فرو برد. درحالی که بسیاری از فروشندگان انتظار داشتند این موضوع در هفته‌هاي جاری به ثبات رسیده و باز هم رونق به بازار باز گردد، اما در اولین روزهای هفته جاری باز هم قیمت انواع گوشی‌هاي موبایل در بازار با افزایش روبه‌رو شد.
به گزارش افکارنیوز، دنیای اقتصاد نوشت: فروشندگان همچنان نوسانات نرخ ارز را دلیل این امر مي‌دانند و این در حالی است که واردکنندگان معتقدند که کالاهای توزیع شده در بازار با قیمت ارز قبلی بوده و هیچ لزومی به چنین افزایش قیمتی وجود ندارد. یکی از فروشندگان در این باره مي‌گوید: روند صعودی نرخ ارز باعث شده تا بیشتر فروشندگان از اعلام قیمت‌هاي موبایل در ویترین مغازه‌ها خودداری کنند.

وی افزود: در شرایط فعلی بیشتر فروشندگان از عرضه و فروش انواع گوشی‌هاي تلفن همراه خودداری مي‌کنند؛ چراکه با تصور افزایش قیمت ارز قیمت بعدی گوشی‌هاي وارداتی هم افزایش یافته و در نتیجه قدرت خرید تعداد گوشی از نمایندگان و توزیع‌کنندگان قانونی کاهش مي‌یابد او مي‌گوید: عدم عرضه گوشی‌هاي موبایل در شرایط فعلی امري طبیعی است، چرا که جایگزین کردن محصول فروخته شده با نرخ فعلی ارز امکان‌پذیر نیست به همین جهت بیشتر فروشندگان ترجیح مي‌دهند که در این شرایط مغازه‌هاي خود را به حالت نیمه تعطیل درآورند.
همچنین بررسی‌هاي بازار لوازم جانبی تهران نشان مي‌دهد که هم‌اکنون به دلیل شرایط اقتصادی حاکم در کشور و به دلیل نوسانات غیرقابل پیش‌بینی نرخ ارز بیشتر فعالان قانونی و غیرقانونی واردات خود را در زمینه لوازم جانبی گوشی در سطح بازار کاهش داده‌اند.

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در سه شنبه 1391/07/25 و ساعت 8:8 |

    دعوت به همکاری

دوستان عزیز باز هم یه سال تحصیلی جدید و انشالا یه سرآغاز خوب دوباره برای هممون...سال پیش کسی از دوستان دعوت مارو لبیک نگفت...ولی امیدوارم که امسال با کمک هم بتونیم دوباره این وبلاگ رو راه بندازیم و ازش استفاده های مفیدی بکنیم...از اینکه ۱۰ دقیقه از وقت فیسبوکتون رو به وبلاگ اختصاص میدید ازتون ممنونم...

درضمن دوستانی که مایل به همکاری جهت نویسندگی در وبلاگ خودشون هستند لطف کنند و پیام بذارند...

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در سه شنبه 1391/07/25 و ساعت 8:2 |
سال تحصیلی ۹۱-۹۲ مبارک

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در دوشنبه 1391/06/13 و ساعت 20:1 |
دانشجوی سال اولی: دانشجویی که فکر می کند با تحصیلات دانشگاهی می‌تواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.


دانشجوی سال دومی: دانشجویی که فکر نمی‌کند با تحصیلات دانشگاهی بتواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.


دانشجوی سال سومی: دانشجویی که مطمئن شده است با تحصیلات دانشگاهی نخواهد توانست آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.


دانشجوی سال چهارمی: دانشجویی که دیگر نه فکر می‌کند، نه به چیزی اطمینان دارد و نه آینده‌ی برای خود متصور است.


مشروط: دانشجویی که به خاطر علاقه‌ی زیادش به درس خواندن، مورد حسادت قرار گرفته و از این رو دانشگاه او را ملزم کرده است که در ترم بعدی بیش از حد معینی واحد انتخاب نکند تا به بقیه هم برسد! کلمه مشروط از «مشروطه» می‌آید که عده‌ای معتقدند باعث رونق گرفتن دانشگاه در ایران شد. عده‌ی دیگری هم معتقدند که رونق گرفتن کار مشروط‌ها باعث اضمحلال مشروطه شد.


تقلب: دانش دوپینگی.


سهمیه: دوپینگ قانونی.


گوسپند: نوعی جانور که جز نوشتن جزوه، حفظ جزوه و پاس کردن درس از روی جزوه هیچ کار دیگری در دانشگاه نمی‌کند. چنین موجوداتی در دانشگاه‌های مشهور بیشتر دیده می‌شوند و فرق آنها با سایر گوسپندان در این است که نه کله‌ی این گوسپندان قابل استفاده است و نه پاچه‌ی خوشمزه‌ای دارند.



جزوه: دستنوشته‌هایی که گمان می‌شود عصاره‌ی یک کتاب است. اما در واقع تفاله‌ی بخشی از آن است. دستگاه تفاله‌گیری «استاد» نامیده می‌شود.



استاد حل تمرین: دانشجوی ترم بالاتری که در ازای گرفتن شندرغاز پول و شنیدن لفظ «استاد» چنان از خودبیخود می‌شود که تن به خورد گچ تخته و مسخره شدن توسط سی چهل تا دختر و پسر می‌دهد.





چیز!خوان: نوعی خر ( شما بخونید چیز!) که توانایی مطالعه‌ی مداوم به مدت 72 ساعت را دارد. نطفه‌ی این موجودات در دوره‌ی دبیرستان بسته می‌شود و در کلاس‌های کنکور به بلوغ می‌رسند. این موجودات اغلب در کافه تریاهای دانشکده‌ها استحاله می‌شوند.



تریا: محلی برای فرار از غذای سلف که در این حالت مصداق بارز از چاله به چاه افتادن است. اما صرفنظر از ارزش غذایی آن، از لحاظ فرهنگی اهمیت زیادی دارد. به خصوص برای پژوهندگان زبان کوچه و بازار و کاشفان جدیدترین فحش‌ها.





سلف (غذاخوری): فعال‌ترین آزمایشگاه و واحد تولیدی هر دانشگاه که توانایی تبدیل موجودات گوناگون به غذا را دارد. یکی از رایج‌ترین توانایی‌ها که شرط لازم اولیه برای سلف نامیده شدن یک مکان محسوب می‌شود، توانایی بازیافت چمن‌های محوطه به شکل قرمه‌سبزی است.



شاسکول: دانشجوییکه بعد از 20 بار جزوه دادن به یکی از دانشجویان جنس مخالف هنوز فکر می‌کند خط خوبش باعث محبوبیت‌اش است.


پلشت: دانشجویی که حاضر است کیسه فریزر دور بشقابش بکشد و با قاشق یک بار مصرف غذا بخورد تا مجبور نباشد روزی یکبار ظرفهایش را بشوید. تقریبا اکثر دانشجوهای ساکن در خوابگاه های دانشکده های علوم و مهندسی.



جلبک: نوعی دانشجو با آی‌کیوی حیرت‌برانگیز و توانایی جزوه نوشتن حتی از روی سرفه‌های استاد. تراکم زیستی این جانداران در دانشکده‌های علوم انسانی بیشتر است.



دکتر: لفظی که تا پیش از دوران وزارت کشور دکتر کردان یک پیشوند لذت‌بخش بود و پس از آن فحشی زشت محسوب می‌شود. با این حال، به دلایل روانی ناشناخته‌ای تمام دانشجویان رشته‌های پزشکی و دامپزشکی همچنان علاقه‌ی وافری دارند که از ترم اول تحصیل دیگران آنها را با لفظ خطاب کنند.



کافور: ماده‌ی اصلی تشکیل دهنده‌ی غذاهای سلف پسران که گویا از قدیم با عارضه‌ی «زنگ‌زدگی» در ارتباط بوده است چرا که شاعر فرموده: برعکس نهند نام زنگی کافور!


بورسیه: همزمانی کار و تحصیل که ماحصل آن تلفیق درس‌نخوانی و اززیرکاردررویی است.


پروژه: کار عملی که دانشجوها با هم انجام می‌دهند. بعضی‌ها هم روی هم!


تحقیق: تالیف یا ترجمه‌ی بخشی از کتابی که استاد در نظر دارد بعدا به نام خودش چاپ کند در ازای گرفتن مقدار ناچیزی نمره.


پایان‌نامه: تایپ یا کپی-پیست کردن مقداری متن پراکنده در کتابها و پایان‌نامه‌های قدیمی‌تر در یک فایل و پرینت گرفتن از آنها و صحافی کردن مجموعه. خوشبختانه با پیشرفت علم و تکنولوژی، تمام این فرآیندها با صرف هزینه‌ی معقولی به طور کاملا خودکار و بدون دخالت دست و ذهن انجام می‌گیرد.


دانشنامه (مدرک): درپوش کوزه.


ارث پدری (طلب بابا): طلبی که بعضی از دانشجویان ارزشی از دیگران دارند و معمولا به صورت گزاره‌هایی همچون «چرا این لباس رو پوشیدی؟»، «چرا موهات دیده می‌شه؟»، «دیگه این موسیقی رو نشنوم ها»، «دیگه نبینم با هم کِروکِر می‌کنین»... بروز می‌کند.


خوابگاه متاهلی: جایی برای استراحت، مطالعه، تماشای تلویزیون، درس خواندن و باقی کارها...



کارتن‌خواب: دانشجوی بی‌خوابگاه که معمولا پس از سر و سامان گرفتن و هم اتاق شدن با چند دانشجوی شهرستانی، حسرت کارتن‌خوابی و دربدری را خواهد کشید.


جوات: دانشجویی که طبق آخرین مدهای 10 سال قبل لباس می پوشد و با آخرین مدهای 20 سال قبل زندگی می کند و مثل 30 سال قبل فکر می کند. جوات‌ها معمولا آینده مثبتی در مشاغل دولتی دارند.



افزایش سنوات: حاصل ز گهواره تا گور دانش جوییدن.


سیاسی‌کاری: اصطلاحی برای توصیف فعالیت‌های سیاسی دانشجویی وقتی که مطابق سلیقه‌ی «آنها» نیست. آنهایی که همیشه تاکید می‌کنند که دانشجو باید سیاسی باشد و در امور کشورش دخالت داشته باشد.



پاچه‌خواری:
یکی از راه‌های گرفتن نمره از اساتید به طور شرافتمندانه. البته شرافتمندانه در قیاس با سایر راه‌ها!


انتظامات: شحنه‌ی دانشگاه و مسئول برقراری نظم حتی به قیمت بی‌نظمی. ستاد کارآفرینی برای اقوام و خویشان فاقد تحصیلات دانشگاهی و بعضا دبیرستانی مسئولان دانشگاه.


کفش پاشنه بلند (تق تقی): ابزار تولید آژیر ورود و یا نزدیک شدن دختر دانشجویی که دانشگاه را با مجلس عروسی اشتباه گرفته است.



سنگ‌پای قزوین: مهمترین عامل برای اخذ دکترای افتخاری از آکسفود بدون داشتن لیسانس.


کاردانی پیوسته: پیوند دانشگاه با دبیرستان به کف با کفایت دانشجویانی که در حد دوره راهنمایی معلومات دارند و رفتارشان مثل دبیرستانی‌هاست.


خر زدن: تنها نوع حیوان‌آزاری که انسان‌ها روی خودشان هم انجام می‌دهند. خر زدن در شب‌های امتحان به پیک خود می‌رسد.


بحر تعمق: حالتی که به دانشجویان پس در حال مطالعه‌ی دقیق روزنامه روشنفکری خبر ورزشی دست می‌دهد.



روح: عضوی از استاد که در جلسه‌ی امتحان و پس از دیدن برگه‌ی سوالاتی که ربط چندانی به درس‌ها ندارد، از آن به وفور یاد می شود. ادامه‌ی عملیان بر روی برگه دنبال می‌شود.



صلاحیت داشتن: با مسئول یکی از نهادهای مستقر در دانشگاه سلام و علیک داشتن.

پول: عامل بدبختی‌های بزرگی مثل ازدواج و تحصیل در دانشگاه آزاد.



هیز: دانشجو یا مامور انتظامات یا کارمند یا حتی استاد عزیزی که وظیفه‌ی زبانش را به چشمش محول کرده است!


اسکن استخوان: طرز نگاه کردن افراد فوق‌الذکر که معمولا از پاشنه‌ی کفش همکلاسی‌ها شروع شده و به نوک مقنعه‌ی آنها منتهی می‌شود.


افتادن: سقوط از بالا به پایین که به خاطر عوامل مختلفی چون جاذبه‌ی زمین، درس نخواندن، جزوه نداشتن، شکست در عشق و امثال آنها اتفاق می‌افتد.


تئوریسین: آدمی با تحصیلات نیم‌بند دانشگاهی و توانایی فوق‌العاده در آسمان به ریسمان بافتن‌های فلسفی و سیاسی که وظیفه‌ی آماده‌سازی دانشجویان برای «روز مبادا» را دارد. وجود تعدادی دانشجوی خودی و بچه مثبت که با دهان باز به حرف‌های استاد گوش بدهند و به خصوص دختران دانشجویی که از تمام صحبت‌های او نت‌برداری کنند - به ویژه در هنگام زوم کردن دوربین- لازم و ضروری است.



ازدواج دانشجویی:
اشتباه صنفی.


کتابخانه: جایی برای حرف زدن، رد و بدل کردن جزوات و فایل‌های بلوتوثی، اسم ام اس فرستادن و بعضا رونویس تکالیف و تمرین‌ها.



منشی گروه: همه کاره ی گروه. دست کم خودش که اینطور فکر می‌کند.



حذف ترم: خودکشی آبرومندانه از ترس مرگی مفتضحانه.

...

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در شنبه 1391/03/27 و ساعت 19:59 |

اميد فرجامين بشر از منظر عهدين(2)مصداق سازي و مصداق شناسيمسيحيان و بشارت به منجي موعود در اناجيل چهارگانهاميد فرجامين بشر از منظر عهدين(1)

امام مهدي (ع) شباهت هاي زيادي به انبياي الهي دارد. يکي از اين پيامبران، عيسي (ع) است؛ که امام مهدي (ع) از جهات زير به او شبيه است.
- هر دو در ايام خردسالي و کودکي به مقام ولادت رسيده اند. در «قرآن »مي خوانيم که حضرت عيسي (ع) در آغاز ولادت به مقام نبوت رسيدند و امام مهدي (ع) نيز در 5 سالگي به مقام والاي امامت رسيدند.
-هر دو در اولين لحظات ولادت، لب به سخن باز کردند. عيسي (ع) فرمود :«منم بنده ي خدا، او به من کتاب عطا کرده و مرا پيامبر خود و مايه ي برکت و رحمت (در هر جا که باشم ) قرار داده است. مرا تا زنده ام به نماز و زکات و نيکي به مادرم سفارش کرده و مرا جزو ستمکاران و اشقيا قرار نداده است ».(1)
امام مهدي (ع) هم در لحظه ي ولادت فرمود :«خداوند که همواره به عدل قيام دارد، گواهي مي دهد که جز او هيچ معبودي نيست و فرشتگان [ او ] و دانش وران [ نيز گواهي مي دهند که ] جز او که توانا و حکيم است هيچ معبودي نيست ». (2)
- هر دو از ديده ها غايب و پنهان شدند. خداوند درباره ي عيسي بن مريم در قرآن کريم مي فرمايد :
«خداوند او را به سوي خود بالا برد. »(3) و همين باعث شد که مردم از فيض ديدارش محروم شوند. امام زمان (ع) هم در پشت پرده ي غيبت هستند و کسي نمي داند که در کجاي عالم به سر مي برند.
- وجود هر دو مورد اختلاف فاحش و چشم گير در بين مردم واقع شد. در مورد مسيح، گروهي گفتند :«تولد يافت و مبعوث شد ولي به دست روميان به دار آويخته شد. » درباره ي امام مهدي (ع) گروهي مي گفتند، متولد شده و از دنيا رفته ولي شيعيان، منتظر مقدم ايشان هستند.
- هر دو به اذن خداوند داراي عمر طولاني هستند. حضرت مسيح (ع) از زماني که به اذن الهي عروج کرده تا به حال زنده است و اين دليلي است براي عمر طولاني امام مهدي (ع). امام نيز تا به امروز 1175 سال از عمر شريفشان مي گذرد. هر دو در يک روز، ظهور کرده و براي اعتلاي اسلام با هم، همکاري مي کنند.
2. نقش حضرت عيسي (ع) در ظهور بر اساس روايات اسلامي، مسلمانان در موضوع فرود آمدن حضرت عيسي (ع) از آسمان به زمين در آخر الزمان اتفاق نظر دارند و در اين باره روايات بسياري از بزرگان دين به ما رسيده است که به عنوان نمونه به موارد زير اشاره مي کنيم :
امام باقر (ع) فرمود :«پيش از قيامت، عيسي (ع) به دنيا فرود مي آيد و هيچ کس از ملت يهود و مسيح نمي ماند؛ مگر آن که قبل از مرگ به او ايمان مي آورد و آن حضرت پشت سر امام مهدي (ع) نماز مي خواند ».
پيامبر (ص) فرمود :«سوگند به آن که جانم به دست اوست به طور يقين عيسي بن مريم (ع) به عنوان داوري عادل و پيشوايي دادگر در ميان شما فرود خواهد آمد و صليب را شکسته و خوک را مي کشد و ماليات وضع مي کند و آن قدر مال مي بخشد که ديگر کسي نمي پذيرد ».
درباره ي محل فرود آمدن حضرت عيسي (ع) روايات متعددي موجود است که اشاره به مکان هاي متفاوت دارد و گروهي از روايات، محل فرود آمدن ايشان را «قدس »، گروه ديگر «پل سفيد »بر دروازه ي «دمشق »و گروهي ديگر در کنار مناره اي در محل دروازه ي شرقي دمشق و بر طبق پاره اي ديگر از روايات، دروازه ي «لد »در «فلسطين »، محل فرود آمدن ايشان است.
گفته مي شود که عيسي (ع) پشت سر امام مهدي (ع) نماز مي گزارد و هر سال به حج خانه ي خدا مشرف مي شود و مسلمانان به همراهي وي به نبرد با يهود، روم و دجال مي پردازند. حضرت مسيح (ع) چهل سال، زندگي مي کند و آن گاه خداوند جان او را مي گيرد و حضرت مهدي (ع) مراسم دفن او را آشکار و در برابر ديدگان مردم برگزار مي کند و مسلمانان وجود مقدس او را به خاک مي سپارند. پيکر او را با پارچه اي که دستباف مادرش، مريم (س)، است کفن نموده و در کنار قبر مادرش، در قدس، به خاک مي سپارند.
شايد فلسفه ي عروج مسيح (ع) به آسمان هفتم و طولاني بودن عمرشان اين است که خداوند او را براي ايفاي نقش بزرگ وي در مرحله ي حساس تاريخي که امام مهدي (ع) ظهور مي کند و مسيحيان، بزرگ ترين قدرت جهاني را تشکيل مي دهند (و اين خود بزرگ ترين مانع رسيدن اسلام به ملت هاي جهان و برپايي حکومت و تمدن الهي است ) ذخيره نموده است.

در جاي جاي کتاب هاي اناجيل چهارگانه (انجيل متي، انجيل لوقا، انجيل مرقس، و انجيل يوحنا ) بشارات مختلفي درباره ي منجي موعود و خصوصياتش آمده است؛ به خصوص بخش «مکاشفه ي يوحنا» که تصويري از آينده و وقايع آخر الزمان را ارائه مي دهد که هم اکنون سر لوحه ي برنامه ريزي هاي فرهنگي، سياسي، اجتماعي و... برخي کشورهاي مسيحي شده است.
حضرت مسيح (ع) در آخرين روزهاي زندگي خويش، به ياران و شاگردان خود توصيه ها و سفارش هاي بسياري درباره ي بازگشت خود به زمين نموده و آنان را در انتظار گذارده و امر به بيداري و آمادگي نموده است.
در ميان مسيحيان چهار «انجيل» منتشر شده و رايج است که هر کدام نسبت به ديگري تفاوت هايي دارد. اسامي آن ها عبارتند از :
«انجيل لوقا» فصل 12، بندهاي 35 -36 :
«کمرهاي خود را بسته، چراغ هاي خود را روشن نگه داريد و مانند کساني باشيد که انتظار آقاي خود را مي کشند که چه زماني از جشن بزرگ مراجعت کند؛ تا هر وقت آيد و در را بکوبد، بي درنگ براي او باز کنند. پس شما نيز آماده باشيد؛ زيرا در ساعتي که گمان نمي بريد، پسر انسان مي آيد ».
«انجيل متي »، فصل 24، بندهاي 27 و 30 و 35 - 36 و 45 :
«هم چنان که برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر مي شود، پسر انسان نيز چنين خواهد بود...، آن گاه علامت پسر انسان در آسمان آشکارگردد و در آن وقت همه ي طوايف زمين، سينه زني کنند و پسر انسان را ببينند که بر ابرهاي آسمان با قوت و جلال عظيم مي آيد...
آسمان و زمين زايل خواهد شد، اما سخن من هرگز زايل نخواهد شد. اما از آن روز و ساعت هيچ کس اطلاع ندارد؛ حتي ملائکه ي آسمان... براي همين شما نيز حاضرباشيد، زيرا در ساعتي که گمان نمي بريد پسر انسان مي آيد ».
«انجيل مرقس »، فصل 13، بندهاي 24 -36 :
«... از آن روز و ساعت، غير از پدر، هيچ کس اطلاع ندارد؛ نه فرشتگان آسمان و نه پسر. پس بيدار شده دعا کنيد؛ زيرا نمي دانيد آن وقت کي مي آيد...
... پس بيدار باشيد؛ زيرا نمي دانيد در چه وقت صاحب خانه مي آيد؛ در شام يا نصف شب با بانگ خروس يا صبح. مبادا ناگهان آمده و شما در خواب باشيد ».
« انجيل يوحنا »، فصل 12، بندهاي 27 - 29 :
«... و به او قدرت بخشيده است که داوري هم بکند، زيرا پسر انسان است و از اين تعجب مي کنيد، زيرا ساعتي مي آيد که در آن جميع کساني که در قبور هستند آواز او را خواهند شنيد و بيرون خواهند آمد. هر که اعمال نيکو کرد، براي قيامت حيات و هر که اعمال بد کرد براي قيامت داوري ».
«مکاشفه ي يوحنا »، فصل 12 بندهاي 1 - 5 :
«و علامتي عظيم در آسمان ظاهر شد؛ زني که آفتاب را در بر دارد، ماه، زير پاهايش و بر سرش تاجي از دوازده ستاره است و آبستن بوده، از درد، ناله و از عذاب زاييدن فرياد بر مي آورد... پس پسر نرينه را زاييد که همه ي امت هاي زمين را به عصاي آهنين، حکم راني خواهد کرد و فرزندش به نزد خدا و تخت او ربوده شد... »
«رساله ي پولس » به روميان، فصل 15، بند 12 :
«... و آن که براي حکم راني امت ها بر وي خواهد بود ».
«کتاب اعمال رسولان »، فصل 1، بندهاي 9 - 11 :
«... همين عيسي (ع) که از نزد شما به آسمان بالا برده شد، بازخواهد آمد. همان طوري که او را به سوي آسمان روانه ديديد ».

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در شنبه 1391/03/27 و ساعت 19:35 |

نقد و بررسی کتاب کیمیاگر اثری از پائولو کوئیلو که متاسفانه در ایران اسلامی هم ترجمه و انتشار یافت

پائولو کوئیلو در سال ۱۹۴۷ در ریودوژانیرو به دنیا آمد. شهرت او در امریکای لاتین تقریباً با شهرت گابریل گارسیا مارکز برابری می‌کند.

از میان آثار وی کیمیاگر از محبوبیت بیشتری برخوردار است.

چاپ نخست این کتاب فقط نهصد نسخه بود. اما با انتشار کتاب بریدا، توجه خوانندگان به دو اثر قبلی وی نیز معطوف شد و بالاخره کیمیاگر به میزان فروشی می‌رسد که رکورد فروش کتاب را در تاریخ نشر برزیل می‌شکند و اسمش در کتاب رکوردها ثبت می‌شود.

پس از ترجمه کیمیاگر به زبان ایتالیایی در سال ۱۹۹۵ دو جایزه‌ی ملی و بین‌المللی از سوی کشور ایتالیا و پس از ترجمه‌ی فرانسوی آن در ۱۹۹۶ از سوی وزارت فرهنگ فرانسه نشان «دلاور ادبیات و هنر» به کوئیلو اهدا شد.

در سال ۱۹۹۳ کیمیاگر پرفروش‌ترین کتاب استرالیا می‌شود و روزنامه‌ی «هرالد مورنینگ» آن را کتاب سال می‌نامد و زیبایی فلسفی لایزال آن را می‌ستاید.

اما هیچ کس از منبع الهام بخش این داستان سخنی به میان نیاورده، حتی در کتاب «رازگشایی کیمیاگر» اشاره ای به دفتر ششم مثنوی و داستان گنج و فقیر حتی از سوی مترجم هم نشده است.

در کتاب کیمیاگر با جوانی به نام سانتیاگو آشنا می‌شویم که چوپان است و اهل کتاب خواندن. او در پی خوابی که دو بار آن را می‌بیند به راهنمایی چند نفر؛ اول یک زن کولی، بعد پیرمردی به نام مَلکی صَدَق یا پادشاه سالیم، روانه‌ی یافتن گنجش می‌گردد که بر اساس آن خواب در اهرام مصر واقع است.

در طی سفر باید گوسفندهایش را، علاقه مندیش به کشور و زن مورد علاقه‌اش و پول و لباسش، همه و همه را از دست بدهد تا تحت تعلیم و راهنمایی پیری واقع شود و از صحرا بگذرد و مراقبه و سکوت در پیش گیرد تا به راستی کیمیاگر گردد.

او در پی یافتن عشقی زمینی به نام فاطمه، به خاطر آن عشق و تحت راهنمایی‌های پیری دیگر به جنگ با رهزنان عشق برمی خیزد تا در صحرا با روح جهان یکی شود و به درجه کیمیاگری برسد و بتواند معجزه کند.

یعنی با باد و خورشید و صحرا سخن گوید و آن‌ها را تحت سلطه‌ی خویش درآورد و با برپا کردن طوفان شن بر جنگ جویان فایق آید. سرانجام قلبش به او می‌گوید که گنج او در بالای تپه ای مشرف به اهرام مصر نهفته است.

اما در حال جست و جو مورد هجوم قرار می‌گیرد و به سبب سرزنش یکی از آنان که به وی می‌گوید:

«من چون تو احمق نبودم که پی خوابم سرزمینم را ترک کنم و برای همین هم اکنون در اینجا هستم»

در می‌یابد که گنج او در سرزمینی است که از آنجا سفرش را آغاز کرده است.

جــوان چوپـان چون بـاز می‌گردد در همان کلیسای متروکـه ای که با گوسفندانش می‌خوابیده است در زیر یک درخت انجیر مصری، گنج را می‌کاود و می‌یابد.

تنها مطالعه‌ی کتاب کیمیاگر کافی است تا شباهت‌های فراوان آرمان‌ها و نمادهای برگزیده‌ی کوئیلو با نمادگرایی فراماسونری کشف شود.

شاید ذکر این نکته هم جالب باشد که از سوی الیستر کرولیِ ماسون، کتابی به نام قانون به وی اهدا شده که به قول خودش فرشته ای در قاهره آن را به او دیکته کرده است.

سانتیاگو جوانی است با رویاهای شخصی خود. وی ماجراجو است و به دنبال هر چیزی که زندگی را از یک نواختی دور کند. به دنبال هر چیزی که زندگی را جالب و ارزشمند می‌کند.

در واقع کوئیلو در کیمیاگر می‌خواهد این موضوع را عنوان کند که انسان‌ها در صورتی ارزشمند هستند که در پی رسیدن به افسانه‌ی شخصی خود باشند و برای رسیدن به آن باید قدم در راه بگذارند.

راهی که منتهی به سعادت و نیکبختی می‌شود. پس سانتیاگو را به راهی می‌فرستد که به اهرام مصر (مهم‌ترین نماد فراماسونری) منتهی می‌شود. برای رسیدن به افسانه‌ی شخصی خود.

کوئیلو بیان می‌دارد که تنها بودن در این راه یعنی رسیدن به همه‌ی خواسته‌ها و البته متقابلاً نیرومند شدن روح جهان.

از نظر وی کسانی که بیرون از این راه قرار می‌گیرند افراد بی ارزشی هستند که تنها نیازشان رفع گرسنگی، تشنگی و خستگی است.
تازه همان را هم افرادی که در این راه قدم گذاشته‌اند باید تأمین کنند و مسئولیت مراقبت و نگهداری از آن‌ها (در حوزه ای کلانتر، مسئولیت هدایت جهان) به عهده‌ی آن‌هاست.

این نکته روی تصویر ابتدای هر فصل به خوبی پر رنگ شده. چوپانی در راه رسیدن به اهرام و گوسفندانی خارج از جاده در حال چریدن!! هستند و چوپانی ندارند.

کوئیلو در همان آغاز کتاب با بیانی نمادین دین را بنیانی ویران شده و کهنه قلمداد می‌کند و می‌گوید که به جای آن چیزی نو روییده است.

«او سانتیاگو نام داشت. روز رو به زوال می‌رفت که با گله‌اش به کلیسای کهنه‌ی متروکی رسید. سقف آن از مدتها پیش فرو ریخته، و سپیدار تنومندی در مکانی که زمانی صندوقخانه کلیسا بود روییده بود.»(۱)

«هنگامی که نخستین انوار سپیده دم پدیدار شد، شبان میش‌هایش را به سوی خورشید راند. با خود اندیشید: آن‌ها نیازی به تصمیم گرفتن ندارند… آنان به آب و غذا راضی هستند و این برایشان کافی است؛ و در عوض سخاوتمندانه پشم خود، همراهی و گاه گوشتشان را به او می‌دهند» (۲)

چه مضمون مشابهی بین این چند جمله فوق در همان اوایل کیمیاگر و این قسمت از پروتکل سوم صهیون وجود دارد:

«گوییم بدون کمک متخصصان ما قادر به اندیشیدن و درست فکر کردن نیستند. آن‌ها کوته بین تر از آنند که ضرورت ایجاد آنچه را که ما در روز تاسیس پادشاهی خود به وجود خواهیم آورد، دریابند.»(۳)

و جالب‌تر وقتی می‌شود که بدانیم گوییم به معنای حیوانات و چهار پایان است و در اصطلاح به غیر یهود اطـلاق می‌شود.

کوئیلو در قسمتی دیگر از کیمیاگر چه راحت به مسلمانان توهین می‌کند و با چه تفاخری انتشارات کاروان او را به ایران دعوت می‌کند.

«در این چند ساعت او مردانی را دیده بود که دست در دست هم راه می‌رفتند، زنانی که چهره‌هایشان را پوشانده بودند و روحانیانی که بالای برج‌های بلند می‌رفتند و می‌خواندند درحالی‌که همه زانو به زمین زده، پیشـانی به خـاک می‌سائیدند.

این حرکات غیر مسیحی بود، پسر جوان به خاطر آورد که در کودکی، در کلیسای دهکده‌اش مجسمه سن ژاک کبیر را دیده بود سوار بر اسبی سفید، با شمشیر آخته که افرادی شبیه این آدم‌ها را پامال می‌کرد. ناراحت بود و احساس تنهایی وحشتناکی داشت. این کافرها نگاه خوفناکی داشتند.»(۴)

کوئیلو سانتیاگو را به راه افسانه‌ی شخصیش می‌کشد و از او فردی ارزشمند می‌سازد.

در این راه اتفاقات گوناگونی برایش می‌آفریند که هرکدام شاید به نحوی برایش ضروری و برکتی بزرگ بوده است و به تعبیر خودش:

«هر برکتی که پذیرفته نشود به نفرین و لعنت تبدیل می‌شود.»(۵)

هرچند که سانتیاگو آن‌ها را شر تصور کند.

چوپان جوان زمانی را در طنجه می‌گذراند و در این مدت آمادگی لازم برای ادامه‌ی سفرش را کسب می‌کند.

اما نکته ای که در این میان حائز اهمیت است مدت این زمانی است که صرف آمادگی وی برای طریقت افسانه‌ی شخصیش می‌شود. یازده ماه و نه روز. دو عدد مهم فراماسونری. (و دقیقاً تاریخ حادثه‌ی یازده سپتامبر ۱۱/۹)

سانتیاگو در راه رسیدن به اهرام از صحرا عبور می‌کند و در واحه ای وسط بیابان با دختری به نام فاطمه آشنا می‌شود. زنی که تمام عمر منتظرش بوده و با وزش هر باد عطرش را احساس کرده.

او عاشق فاطمه می‌شود؛ و این عشق را گنجینه‌ی حقیقی این سفر و افسانه‌ی شخصیش می‌پندارد. (البته باید در نظر داشت که انتخاب نام فاطمه که در جهان اسلام از قداست خاصی برخوردار است آگاهانه بوده)

در فلسفه‌ی هنر زن به صورت قراردادی نماد عقیده و سرزمین است و تصاحب یک زن مسلمان از سوی مرد نا مسلمانی از مغرب زمین به معنای تصرف این عقیده و سرزمین است.

سانتیاگو پس از دیدار کیمیاگر و قرار گرفتن در مسیر درست از سوی او به گنجش نزدیک می‌شود.

گنج او در مکانی است که در آن گریه خواهد کرد؛ و او درست هنگامی که به قله‌ی تپه رسید، اهرام ثلاثه‌ی مصر در برابر او بودند. به زانو درافتاد و گریه کرد.

«مرد جوان به زحمت از جا بلند شد و یک بار دیگر هم اهرام را نگاه کرد. اهرام به او لبخند می‌زدند. او هم لبخند زد، قلبش از شادی سرشار بود. او گنجینه را پیدا کرده بود.»

کوئیلو در راه رسیدن به این نقطه از نیروهای بسیاری کمک می‌گیرد. اما جالب است بدانیم که در اندیشه‌ی وی شیاطین و خدا هردو به انسان نیرو می‌بخشند و کمکش می‌کنند.

چیزی که باعث انتخاب یکی از این دو می‌شود هیجان انگیز بودن دعوت آن‌هاست.

سانتیاگو از هر دو نیروی شر و خیر در راه تحقق افسانه‌اش استفاده می‌کند. آن چنان که می‌بینیم نیروهای ویرانگر (جن‌ها، اشرار و شیاطین) حتی انسان را در رسیدن به افسانه‌ی شخصی یاری می‌دهند.

و همچنین با اعتقاد به نوعی از جبر در جایهایی از کتابش می‌گوید مهم نیست که چه می‌کنی (بد یا خوب آن مهم نیست) باید آنچه را که مکتوب ماست دنبال کنیم:

«کیمیاگر گفت: مهم نیست چه می‌کنی، هرکس بر روی زمین همواره تجلی بخش بنیادی‌ترین رسالت در سرگذشت جهان است و اغلب این را نمی‌داند.»(۶)

هر دوی این مفاهیم در کنار هم انسان را به مسیری هدایت می‌کند که برای رسیدن به خواسته‌هایش از هیچ چیز و هیچ راهی دریغ نکند با دریافت انرژی و امدادهای غیبی از شیاطین و نیروهای شر و انجام هر آنچه که برای ما لذتی حاصل می‌کند که در واقع از آن فرار هم نمی‌شود کرد.

این گونه تنها می‌شود به همان جریان عظیم فراماسونری خدمت کرد با محوریتی به نام اومانیسم. همان درخت جدیدی که در ابتدای کتاب به جای کلیسایی متروک روییده است.

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در شنبه 1391/03/27 و ساعت 19:30 |
 کارگردان و بازیگر مجموعه‌های طنز تلویزیونی از دانشگاه لیبرتی آمریکا دکترای افتخاری دریافت کرد.

به گزارش روابط عمومی سریال «قهوه تلخ»، مراسم اهدای مدرک دکترا به مهران مدیری 12 ژوئیه (21 تیرماه) در لس آنجلس برگزار شد، اما مدیری به دلیل ضبط ادامه مجموعه «قهوه تلخ» نتوانست در این مراسم حضور پیدا کند.

در این مراسم رونالد برینر به نمایندگی از مدیری این مدرک را دریافت کرد و حمید سلطانی آن را در ایران به او رساند.

این مدرک به پاس مجموعه فعالیت‌های هنری و انسانی مهران مدیری به او اهدا شده است

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در شنبه 1391/03/27 و ساعت 19:27 |
نقد فیلمِ جان کارتر (john carter) (توهین به فرشتگان الهی،تکریمِ اجنه)

معرفی فیلم:

نویسنده و کارگردان: : Andrew Stanton

تاریخ اکران: مارس ۲۰۱۲

بازیگران: Taylor Kitsch Lynn Collins . Willem Dafoe

1.این فیلم با توصیفاتی از سوی راوی شروع می شود که می گوید: « شما مریخ را نمی شناسید در حالی که فکر می کنید که آن را می شناسید. مریخ بر خلاف تصور شما دارای آب و هوا و همچنین دارای موجوداتی زنده می باشد».بازگو کننده مطلبی است که مریخ دارای زندگی و حیات و تمدن می باشد.

2.چهار شخص شرور در فیلم حضور دارند که هیچگاه کار فیزیکی انجام نمی دهند اما تمام امور در اختیار آنها اداره می شود و خود را خدمت گذاران الهه معرفی می کنند و بعد از این دیگر هیچگاه از این الهه صحبتی نمی شود. ویژگی این چهار نفر این است که به هر شکلی که می خواهند تبدیل می شوند و تنها موجودات این داستان هستند که می توانند به روی کره زمین بیایند و حتی با انسان ها درگیر شوند.

نمایش این چهار خدمتگزارِ الهه اشاره به چهار فرشته (جبرئیل،عزرائیل،اصرافیل و میکائیل) دارد.

3.جان کارتر به وسیله شیء ای که در اختیار یکی از این چهار خدمتگزار الهه (فرشتگان مقرب الهی) بود وارد سرزمینی به نام بارسوم (مریخ) می شود.

۴.در ابتدای فیلم شخصیت اصلی داستان (جان کارتر) با این که خود یک امریکایی است اما از امریکا و پرچم آن ابراز انزجار می کند و در معرفی خودش می گوید « من جان کارتر هستم و اهل ورجینیای امریکا» اما موجودات سبز رنگ و عجیب غریب این فیلم به قسمت ابتدایی معرفی او توجهی نمی کنند و او را ورجینیا خطاب می کنند.

این موضوع باعث ناراحتی جان کارتر می شود زیرا دلیل قتل همسرش رو حضور در ارتش امریکا می دونه اما درپایان فیلم نه تنها این موضوع باعث خشم او نمی شود بلکه افتخار می کند که اهل ورجینیا (نماینده امریکا) ست.این اتفاق به این موضوع اشاره دارد که تمام مردم امریکا از کشور و سیاست ها آن راضی هستند.5..در بارصوم (مریخ) سه گروه موجودات زندگی می کنند که یک گروه به رنگ آبی و گروهی به رنگ قرمز و گروه سوم به رنگ سبز نمایش داده می شوند.همیشه در اعتقادات فراماسونها مشاهده می شود که خداوند در به وجود آوردن انسان ها نقشی ندارد و انسان از ممزوج شدن دو رنگ آبی و قرمز به وجود آمده است که رنگ آبی برای مرد و رنگ قرمز مربوط به زن است.

اما دراین فیلم مشاهده می شود که مردمان سرخ رنگ با مردمان آبی رنگ در جنگ هستند.6.جان کارتر به دست موجودات سبز رنگ اسیر می شود اما در ابتدا نمی تواند با آنها ارتباط برقرار کند و صحبت های آنان را متوجه نمی شود.اما ماده ای به او خورانده می شود که توهم زا است و او را به خلسه می برد که بعد از این اتفاق متوجه می شود که می تواند صحبت های این موجودات سبز را بفهمد.

در سینمای هالیوود بارها مشاهده شده است که ارتباط با اجنه در خلسه صورت می گیرد. پس یکی از راه های ارتباط با اجنه و موجودات غیر ارگانیک پا گذاشتن به خلسه می باشد.

۷.در این فیلم مدام نام «ایسیس» (دوستان حتما مطالبی راجع به ایسیس و اوسیریس می دانند) به کار برده می شود که بسیار برای مردم این سرزمین (بارسوم) مقدس هستش.و این موجودات سبز رنگ (اجنه) اعتقاد دارند که این فرشته ها بودند که اون ها رو راهنمایی می کردند.

۸.در صحنه ای از فیلم،جان کارتر را فرزند زمین خطاب می کنند.این مسئله به دو موضوع اشاره دارد:

1.جان کارتر یک امریکایی است و نماینده تمام انسان های کره زمین.پس این امریکا است که می تواند بشریت را نجات دهد و امریکاست که منجی بشریت می شود.

2.ایسیس یک الهه زن هستش و زن نیز نماد سرزمین.در نتیجه ایسیس که زنی بیوه هستش مادرِ تمام انسان ها می باشد.همانطور که معماری معروف به نام (بارتولی) در چگونگی ساخت مجسمه آزادی ادعا داشت که این مجسمه نمادی از مادر بیوه ی اوست در حالی که ایشان هیچگاه مادری بیوه نداشته است و منظورش همین شخص ایسیس بوده.

۹.شهر هلیوم (محل زندگیِ موجودات آبی رنگ) توسط موجودات قرمز رنگ به تسخیر در می آید و جان کارتر سعی در نجات این شهر دارد پس با موجودات سبز رنگ متحد می شود.این موضوع نیز اشاره دارد که انسان ها برای سعادت و نجات چاره ای جز متحد و متوسل شدن به اجنه ندارند که این مطلب رو در فیلم « آواتار» نیز شاهد هستیم.

۱۰.در آخر داستان نیز جان کارتر با زن سرخ رنگ (دژا سوریس) ازدواج می کند.از آنجایی که زن نماد سرزمین است شاید منظور این است که امریکا می تواند حتی مریخ را هم تصرف کند.

www.MASAFPORTAL.com

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در شنبه 1391/03/27 و ساعت 19:25 |

سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در مصاحبه خود با صدا و سیما به موضوعات داخلی لبنان اشاره کرد.

وی با انتقاد از دولت های گذشته که به وظایف خود در زمینه تجاوز به خاک این کشور عمل نکردند، گفت نیروهای مقاومت در زمان تهاجم خود را نشان می دهند و در امور داخلی کشور دخالت نمی کنیم ولی حکومت به وظایف خود عمل نکرد و از سرزمین دفاع نکرد و به همین دلیل نیروهای مقاومت وارد شدند.

دبیرکل حزب الله لبنان تصریح کرد که ما دولتی می خواهیم که قوی و عدالتخواه باشد و از مردم و سرزمین در مقابل تجاوزات احتمالی حمایت کند که در صورت تحقق این امر دیگر نیازی به حمل سلاح از سوی گروههای مقاومت نخواهد بود

دبیرکل حزب‌الله لبنان با تاکید بر اینکه این حزب به دنبال منافع فردی نیست و منافع گروهی را ترجیح می دهد، گفت: حزب الله این روند را همچنان ادامه می دهد .

وی وجود حکومت فعلی را باعث ثبات و استقرار امنیت در این کشور دانست و گفت: این حزب از وحدت دولت حمایت می کند.

دبیرکل حزب الله لبنان با اشاره به آزادی سرزمین های اشغالی در جنوب آن را ناشی از دفاع مقتدارانه مقاومت دانست و گفت : اگر مقاومت نبود آنها همچنان لبنان را در اشغال خود نگه می داشتند و از خاک لبنان خارج نمی شدند .

“سید حسن نصرالله” دبیرکل حزب الله لبنان در ادامه مصاحبه با صدا و سیما که از برنامه فراسو از شبکه چهار سیما پخش شد، به جنگ ۳۳ روزه حزب‌الله لبنان با رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۶ اشاره کرد و گفت: آنچه که در جنگ ۳۳ روز اتفاق افتاد تحقق وعده نصرت الهی بود.

*پیروزی در جنگ ۳۳ روزه تحقق وعده نصرت الهی بود

وی افزود: رمز این موفقیت آن بود که خداوند زمانی نصرت خود را بر مردم فرود می‌آورد که آنها را آزمایش کرده باشد و راستگویی خود را به اثبات رسانده باشند.

دبیر کل حزب‌الله لبنان افزود: مردم لبنان سال‌ها در برابر اشغالگری اسرائیل مقاومت کردند و سال‌ها اذیت و آزار را تحمل کردند.

سید حسن نصرالله گفت: طی جنگ ۳۳ روز اسرائیل علیه لبنان، حجم موشک‌هایی که نیروی هوایی اسرائیل به منطقه کوچکی از لبنان شلیک کرد بیش از تمام موشک‌هایی بود که در جنگ‌ها عربی و اسرائیل شلیک شد اما مبارزان لبنانی میدان را ترک نکردند و آماده بودند تا آخرین قره خون خود فداکاری کنند.

*اسرائیلی‌ها به افزایش قدرت حزب‌الله لبنان پس از جنگ ۳۳ روزه اذعان کرده‌اند

وی درباره قویتر یا ضعیفتر شد حزب‌الله لبنان پس از جنگ ۳۳ روزه گفت: خود اسرائیلی‌ها می‌گویند که حزب‌الله لبنان در مقایسه با سال ۲۰۰۶ چندین بار قدرتمندتر شده است.

دبیر کل حزب‌الله لبنان افزود: باید بگویم که قدرت نظامی، مردمی، امنیتی و مالی حزب‌الله لبنان قابل مقایسه با سال ۲۰۰۶ میلادی نیست.

سید حسن نصرالله افزود که مردمی بودن حزب‌الله هم اکنون از هر زمان دیگر بیشتر بوده و مبارزها و قدرت سلاح‌هایشان قدرتمند از زمان گذشته است.

*حزب‌الله هر هدفی را در داخل سرزمین‌های اشغالی می‌تواند مورد هدف قرار دهد

وی به قدرت موشکی حزب الله اشاره کرد و گفت: قدرت موشکی حزب‌الله لبنان آنقدر است که هر هدفی در داخل خاک سرزمین‌های اشغالی را می‌تواند مورد هدف قرار دهد.

*ایران از تمامی جنبش‌های مقاومتی در لبنان و فلسطین حمایت می‌کند

سید حسن نصرالله در ادامه این مصاحبه به هیاهوی برخی رسانه‌ها درباره رابطه حزب‌الله لبنان با ایران پرداخت و گفت: رهبر ایران گفته‌اند که از جنبش‌های مقاومت در لبنان و فلسطین حمایت می‌کنند و چون حزب‌الله جنبشی مقاومتی بود و برای دفاع از لبنان مبارزه می‌کرد، جمهوری اسلامی نیز از آن حمایت کرد. حزب‌الله لبنان یک حزب لبنانی بوده و رهبری و افراد آن نیز لبنانی هستند.

*ایران بر اساس تعهدات اخلاقی خود از حزب‌الله لبنان حمایت می‌کند

وی گفت که حزب‌الله لبنان برای تحقق منافع ملت خود عمل می‌کند و جمهوری اسلامی نیز بر اساس تعهدات اخلاقی خود از مقاومت حمایت می‌کند و در واقع ایران در راه رضای خدا به لبنان حمایت می‌کند.

دبیر کل حزب‌الله لبنان گفت که باید از ایران به دلیل حمایت از لبنان تشکر کنیم چون به آزادسازی بخش‌های اشغالی لبنان کمک کرد.

سید حسن نصرالله افزود که رابطه ایران و حزب‌الله رابطه‌ای ایمانی و اسلامی است و حزب‌الله ایران را برای خود یک تکیه‌گاه و یاور برای رسیدن به اهداف خود می‌داند.

*۲۲ ساله بودم که با رهبر ایران آشنا شدم

دبیر کل حزب‌الله لبنان در ادامه سخنان خود به شخصیت “حضرت آیت‌الله خامنه‌ای” رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران پرداخت و گفت: خدا بر من منت گذاشت و خیلی زود با رهبر ایران آشنا شدم. زمانی که حزب‌الله لبنان تشکیل شد من ۲۲ ساله بودم و در تمامی جلسه‌های آن نیز شرکت می‌کردم. در آن زمان حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای رئیس جمهور ایران بودند و در آن زمان نیز من فرصت دیدار با آیت‌الله خمینی را نیز پیدا کردم.

وی گفت: من و تمامی دوستانم در دلمان نسبت به رهبر ایران مهر و عطوفت داشته و به ایشان اعتقاد داریم.

سید حسن‌نصرالله: من در جهان اسلام و بر روی کره زمین کسی را با عقلانیت، علم، حکمت، شجاعت، مدیریت عقلانی نظیر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نمی‌شناسم که توانایی رهبری داشته باشد.

دبیر کل حزب‌الله لبنان افزود: از روی تجربه ۳۰ ساله‌ام می‌گویم که ایشان از جانب خداوند تایید شده‌اند و برای این سخنم دلایل زیادی دارم که می‌توانم روزها درباره آن صحبت کنم.

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در شنبه 1391/03/27 و ساعت 19:18 |

تقويم آموزشي 92-91

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در شنبه 1391/03/27 و ساعت 19:13 |
دوستان عزیز...دوباره سلاااااااااااااااااااااام...

خسته نباشید...

امیدوارم امتحاناتون رو با موفقیت پشت سر گذاشته

باشید و حالا وقتی برای وبلاگ خودتون داشته باشید...

 

برنامه ما برای ادامه وبلاگ و به روزرسانیش همونطور که

قبلا گفته شد مطالب اقتصادی ایران و جهان-مطالبی

درباره مهدویت و فراماسونری و البته مطالب و خبرهایی

از دانشگاه و دانشکده است تا در طول این ۳ماه تعطیلی

از دانشکده بی خبر نمونیم...

 

همچنان منتظر حضور دوبارتون تو وبلاگ و پیشنهادها و

انتقادات و نظرات دوستانه شما هستیم...

 

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در شنبه 1391/03/27 و ساعت 19:3 |
سلام دوستان...

با توجه به حمایت شما از مطالب فراماسونری-نمادگرایی-شیطان پرستی و از این قبیل وبلاگ بااین عناوین و البته مطالب اقتصادی که مربوط به رشته مون هست آپدیت میشه...

اما...

بهتره که شما پیشنهاد بدید که چه مطالب دیگه ای مدنظرتون هست تا انشاالله بعد از امتحانات ترم روی وبلاگ گذاشته بشه...

همچنان از همکاریتون ممنووووووووووووووونم!!!!!

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در پنجشنبه 1391/03/04 و ساعت 14:3 |

در ابتدا باید گفت آن چیزی که در این بازی توسط سازنده های بازی ساخته و پرداخته شده بود ، وجود جنیان و شیاطین مختلف در این بازی بود ، باتوجه به روند و جریانی که در سالهای اخیر ، ما در فیلم ها ، کارتونها و بازی ها مشاهده می کنیم ورود جنیان و اجنه در زندگی انسانها است و نیز ورود سحر و جادو ، به عنوان مثال در آخرین فیلم هری پاتر که به تازگی روی پرده ها بود ،آنچه در این فیلم آشکار است و دیده می شود وجود اجنه است و کمک گیری از آنها ، دقیقاً با همان ویژگی هایی که برای این موجودات تعریف می شود ،کوتوله ،غیب می شوند ، سرعت عمل بالا دارند و از چیزهای نهان با خبرند و…، طوری که در این قسمت از فیلم هری پاتر ، هری از این اجنه برای پیدا کردن و آورد شخصی کمک می گیرد ، فکر کنم این اولین فیلمی از این دست باشد که به طور علنی جن را با ویژی های خاص خود جن ، نشان می دهند.همانطور که در بررسی های به عمل آمده در حادثه ۱۱ سپتامبر مشخص شد ، آن بود که از سال ها قبل داشتند مردم را آماده این حادثه می کردند که این آمادگی توسط وسایل ارتباطی و رسانه ای بود تا مردمی که با این حادثه مواجه می شوند ، آمادگی قبلی داشته باشند…

همانطور که اطلاع دارید در حال حاظر در تمامی این وسایل ارتباط جمعی مثل رسانه ها ، فیلم ، بازی های رایانه ای و.. ، اصلی ترین مطلبی که سعی بر القا آن بر افکار عمومی هست وجود اجنه و نحوه ارتباط برقرار کردن با آنها است ، با توجه به تجربه قبلی در این مورد ( حادثه ۱۱سپتامبر) ، جای شکی وجود ندارد که در آینده بسیار نزدیک ، ما شاهد ورود جنیان به دنیای خود باشیم ، حالا به اسم جن باشد یا یوفو ها و یا افرادی که از سرزمینهای دیگر آمده اند ، در هر صورت این جریانی است که چندین سال می شود که ذهن مردم را برای رویاریی با آن آماده می کنند ،جالب است بدانید که به تازگی بحث ورود یوفو ها به زمین بسیار داغ شده است !
همانطور که اطلاع دارید اعتقاد گروه های شیطان پرستی این است که بستر را در این دنیا برای شیاطین و اجنه فراهم کنند تا بعد از آماده سازی ، آنها را به عنوان حکمرانان بلامنازع در این دنیا معرفی کنند ، که صاحب این حکومت خیالی آنها همان لوسیفر تک چشم یا همان ابلیس ، ژوپیتر ، هروس ،زئوس و یا هر اسمی که بر او می نهند ، باشد.
یک مطلب دیگری که لازم است خدمتتان عرض کنم ،این است که در غرب ، شیطان و جن با چند اسم مختلف شناخته می شوند ، که به شیطان گفته می شود devil ، lucifer ، satan و جن با دو اسم شناخته می شود jin و demon

اما تحلیل بازی

ابتدا از عکس روی قاب سی دی بازی شروع می کنم

قاب سیدی بازی تیکن

همانطور که در تصویر این بازی مشاهده می کنید دو شخصیت این بازی به گونه ای ایستاده اند که فقط یک چشم آنها مشخص است و فرد وسطی هم چشم چپ او قرمز رنگ است که در این تصویر کاملا تاکید بر تک چشم شده است و مفهوم تک چشم در ضمیر نا خودگاه فرد ثبت می شود بدون آنکه بداند و موها نیز مثلثی شکل است ، باور فراماسون ها وشیطان پرست ها بر آن است که شیطان تک چشم است و فقط چشم چپ دارد ، یادآور نماد تک چشم بر روی هرم ناقص در یک دلاری است.

و در کاور و پوشش دیگر این بازی همین مطلب را مشاهده می کنیم ، شخصیتی از بازی به صورت تک چشم آن هم چشم چپ مشخص است ،جای شکی نمی ماند که منظور طراح از طرح روی سی دی همان القا فردی تک چشم است

تک چشم در کاور سیدی بازی تیکن

فرم موهای هر سه شبیه به مثلث است که دارند به سمتی اشاره می کنند که شاید در آینده توضیح دادم

بازی تیکن

آن چیزی که برای من در این بازی جالب بود ، وجود چندین جن در بازی بود و حتی اسم ها و شخصیت هایی را در بازی دیدم که باورش برای من بسیار سخت بود
بررسی شخصیت ها

kazuya mishima -1

شخصیت kazuyma mishima
یکی از کاراکترهای بازی فردی است به نام kazuya mishima که ویژگی این فرد بگونه ای است که به صورت تک چشم نشان داده شده است همانطور که می بینید چشم چپ اون به رنگ قرمز است ، ( اما در تعریف دجال که همان ابلیس است در روایات آمده : دجال فردی است که چشم راست ندارد و چشم چپ او آغشته به خون است ) ، این فرد پدر jin که در مورد آن توضیح خواهم داد است ، به دستکش این شخصیت دقت کنید ، ۹ گوی را می بینید که مثلثی را تشکیل داده اند ( در اصل ۱۰ گوی است اما یک گوی معلوم نیست ، ۱۰ نماد عددی خدا است ، اما چرا معلوم نیست و طراح حذف کرده ؟ …) ، در این تصویر ، مثلث ساخته شده توسط گوی ها + تک چشم چپ ،جلب توجه می کند که چشم چپ با رنگ قرمز کاملاً مشخص شده و با خطی که زیر آن که بر روی پوست این فرد است بیشتر توجه را به خود معطوف می کند ، با دیدن تصویر ناخودآگاه ، مثلث و تک چشم در ذهن شما ثبت می شود!

۲- jin

یکی از شخصیت های دیگر این بازی شخصیتی بود به نام jin که این کلمه همان جن را در ذهن تداعی می کند و منظور استفاده از این کلمه دقیقاً همان جن بوده هرچند گفته شود نام ژاپنی است اما با توجه به شخصیتی که دارد جای شکی نمی ماند که منظور همان جن بوده
۱- نامش جن است ۲- بعد از این که این شخصیت ، شیطان ( ابلیس ) بر او اثر می گذارد ، تبدیل می شود به Devil jin که همان جن شیطانی است
به هاله ی بالای سر او دقت کنید که نوعی این جن شیطانی را مقدس و فرشته جلوه می دهد.
کاراکتر جین jiin
تنها این دلایل نیست که ثابت می کند منظور از استفاده از این واژه (jin ) ، در اصل همان جن است
دوستان اگر به بازوی چپ jin نگاه کنند خالکوبیی را مشاهده می کنند اما این خالکوبی چه معنایی دارد
خالکوپی بازوی جین
این خالکوبی در بین شیطان پرست ها معنای خاصی دارد که به آن گفته می شود : S stand یاهمان اس ایستاده
اس ایستاده شیطان پرست ها
این نماد در بین شیطان پرستان نمادی است که در اصل معرف شیطان می باشد و S ابتدای کلمه satan که معنای شیطان را می دهد می باشد ، زمانی که jin به Devil jin تبدیل می شود یک خالکوبی دیگری بر روی شکم او ظاهر می شود که نماد بز بافومت که همان ابلیس است نقش می بندد و همچنین بر روی پیشانی او نیز علامت بز بافومت نقش می بندد ، اما در مکاشفات یوحنا که در مورد دجال ( ابلیس ) است نوشته :
…از این گذشته، بزرگ و کوچک، فقیر و غنی، برده و آزاد را وادار کرد تا علامت مخصوصی را بر روی دست راست یا پیشانی خود بگذارند و هیچ کس نمی‌توانست شغلی به دست آورد یا چیزی بخرد مگر اینکه علامت مخصوص این جانور، یعنی اسم یا عدد او را بر خود داشته باشد…
جین و علامت
دقیقاً jin این علامت را بر روی دست خود دارد و بعد از آنکه به جن شیطانی تبدیل می شود آن نشانه را بر روی پیشانیش می توان مشاهده کرد .
اما نکته دیگر ، به دستکش های jin دقت کنید ، ۱۰ گوی را مشاهده می کنید که مثلثی ساخته است ، فکر کنم نیاز به توضیح نباشد ، عدد ۱۰ نماد عددی خدا است و بالاتر بر بازو این شخصیت نماد شیطان است ،چون می ترسم دوستان دوباره خرده بگیرند تحلیل نمی کنم برای همین سر بسته می گویم ، عدد ۱۰ خدا ( دین) در دست شیطان که از آن برای منافع خود استفاده می کند ، در هرم قدرت ماسون ها یکی از ابزار تسلط بر دنیا ، دین معرفی شده است

گوی های دستکش جین

اما در تصاویر دیگری که دستکش او فرق دارد نکته جالبی نهفته است و آن هم آرمی است که در اصل همان عدد ۶۶۶ که عدد شیطان ، ابلیس و دجال است ، این عدد در لوگوهای برخی از شرکت ها نیز دیده می شود .

عدد 666 عدد شیطان

بازی تیکن

Devil jin -3

عکس جین دویل

دویل جین بازی تیکن

Devil jin شخصیت دیگر در بازی هست که همانطور که از اسمش مشخص است همان جن شیطانی است که در بالا در موردش توضیح دادم ، که یک تک چشم در وسط پیشانی او دیده می شود با هاله نوری که بر سر او قرار دارد ، سعی در القا نوعی فرشته و مقدس بودن این شخصیت دارد ، شیطان پرستان ابلیس را فرشته ای می دانند که از درگاه خدا رانده شده .
در تعریف دجال آمده است که (( او فقط چشم چپ دارد و این چشم نیز در وسط پیشانی آن قرار دارد و شبیه به عناب است ))؛ در وسط شکل بز بافومت در پیشانی این شخصیت دقیقاً آن چشم عناب گونه را مشاهده می کنید

بافومت دجال چشم عناب گونه جین

jin kazama -4

اما نکته دیگر در مورد jin ، در این بازی jin سه کاراکتر در بازی دارد (jin kazama + jin + Devil jin ) که هر سه یک نفر هستن.
jin kazama که فرزند kazuya mishima که اول توضیح دادم است این کارکتر سوم jinاست
همان طور که اطلاع دارید یک قسمت از بازی ، به صورت مبارزه مرحله ای است که بعد از شکست چندین شخصیت به نبرد نهایی می رسید ، قبل از این که با آخرین شخصیت بجنگید باید با جانشین او مبارزه کنید که همیشه این شخصیت در بازی یک فرد ثابت است و آن هم فردی است به نام jin kazama ( کازامای جن ) که بعد از شکست آن شما به نبرد نهایی راه پیدا خواهید کرد ، اما این نبرد نهایی ، حرف های بسیاری دارد.
کازامای جن

Marduk -5

اما شخصیت دیگری در بازی که واقعاً بحث بر انگیز و برای بنده عجیب بود شخصیتی به نام مردوک Marduk بود
مردوک بازی تیکن
مردوک خدای شهر بابل بود ، شاید شما بگوید باتوجه به شخصیتی که دارد این یک اسم اتفاقی هست اما من از شما می خواهم به دو دست این شخصیت دقت کنید ، آن وقت متوجه خاص بودن این شخصیت می شوید، روی هر دو بازوی این شخصیت نماد گاو که نماد مولوخ است کاملا مشخص می باشد و این را قابل توجه دوستان بگویم که نماد جنیان را در این بازی فقط ما بر روی بدن افرادی که اسامی اجنه ها را دارند می بینیم .
اما کمی در مورد مردوک و مولوخ توضیح بدهم ، مردوک بزرگترین خدای شهر بابل بود که او را می پرستیدند و برخی می گویند خدای دیگر آنها بعل بوده ، اما اگر کمی در تاریخ تحقیق کنید می بینید که این دو نفر در اصل یک شخصیت بوده اند ، هرچند گفته می شود که بعل پدر مردوک بوده ، اما در اصل نام دیگر بعل (خدای کنعانیان ) در شهر بابل مردوک بوده است ، اما به نکته بسیار مهمی اشاره کنم و آن هم این است که تمامی این نام های فقط به یک شخص بر می گردد و آن ابلیس است و در هر شهری که مردم او را می پرستیدند یک نام داشته ، مانند ، کریشنا در هند ، هروس و رآ در مصر ، لوسیفر در بین ماسون ها و…
اما بعل خدای شیطانی گروه زیادی از کنعانیان بود ، عده ای از مردم کنعان که بعد ها به فنیقی ها موسم شدند از کنعانیان جدا شده و از آن شهر نقل مکان کردند ،خدای فنیقی ها مولوخ بود که خدای ترسناکی بین آن مردم بود که همیشه برای او فرزندان کوچک خود را قربانی می کردند تا مبادا مورد خشم مولوخ واقع شوند ، مولوخ خدایی بود با سر گاو که در اصل جن و شیطان بود و مردم آن شهر به او اعتقاد داشتند که همانطور که گفته شد ، نماد بت تراش او گاو بود .

مولوخ خدایی با سر گاو مانند

اما مولوخ چه ارتباطی با مردوک که همان بعل است، دارد ؟ ( جواب این سوال را فقط دوستانی بخوانند که دوست دارند این ارتباط را بدانند با تشکر ، چون یک مقداری از بحث اصلی دور می شویم ، چون احتمال دادم برای برخی دوستان سوال مطرح شود این بحث را آوردم )
به اعتقاد فینیقی ها مولوخ از خدای کنعانیان که همان بعل بود بوجود آمده بود ، پس با توضیحاتی که داده شد مشخص شد که مولوخ از مردوک (بعل) بوجود آمده اما کمی بیشتر در تاریخ کنکاش کنیم می بینیم که بعل در اصل خدای شیطانی تمامی آن مناطق بود که هر منطقه اسمی بر او گذاشته بودند ، مولوخ اسم دیگر بعل در بین فنیقی ها بود ، کاوش های باستان شناسان این گفته را تایید می کند ، تصویری که در پایین مشاهده می کنید ، تندیس باستانی تصویر خدای بعل در منطقه بابل است که توسط باستان شناسان در همین شهر کشف شده است و به ۷۳۲ -۳۳۲ قبل از میلاد مسیح (علیه السلام) بر می گردد

خدای بعل
در حال حاضر نماد مولوخ به جغد تغییر پیدا کرده
این شخصیت در بازی غول پیکر، بسیار قوی و وحشتناک می باشد ، اگر قرار باشد در بازی در برابر این شخصیت بازی کنید و حریفتان باشد این ترس را احساس می کنید

بازی تیکن
اما توضیحات بیشتر در مورد مولوخ ، این جن فردی است که متاسفانه همیشه در مراسم قربانی کردن انسانها و کودکان معصوم ، این قربانی ها برای آن جن ملعون صورت می گرفته و البته در حال حاضر نیز صورت می گیرد
این داستان است که جان میلتون را بر آن داشت تا در “بهشت گمشده” اش چنین بسراید:
ابتدا مولوخ،
پادشاه وحشتناک، آغشته به خون
و قربانیان انسان و اشک‌های والدین
گرچه صدای طبل‌ها و موسیقی آنقدر بلند،
که جیغ و گریه کودکانشان شنیده نمی‌شد،
آنها که در درون آتش می‌رفتند،
به سوی آن بت ملعون

azazel -6
اما مهمترین شخصیت این بازی که اکثر دموهای بازی حول او می چرخد ؛
دیدن این شخصیت آن هم در این بازی برای من بسیار باور نکردنی بود ، خصوصا با آن نمادهای بسیار بسیار خاص خود ، این فرد کسی نیست جز azazel یا همان عزازیل ، اما عزازیل چه کسی است ؟
عزازیل نام ابلیس ملعون است قبل از این که از درگاه خدا رانده شود و به معنی عزیز و گرامی است .
اما بعد از آن که از فرمان خدا سرپیچی کرد نام او به ابلیس تغییر یافت و ابلیس به معنی نومید از رحمت حق است ، در آسمانها نام دیگر او حارث است.
ابلیس حارث عزازیل

اما ویژگی این شخصیت : سر این موجود کریه المنظر همان بز بافومت هست با همان دو شاخ ، که نماد این بز نیز بر سینه او حک شده است و همان وسیله های زینتی که در مصر باستان بر روی سر و گردان فراعنه و از جمله خدای آنها هروس مشاهده می کردید ، می توانید بر گردن عزازیل ببینید که با این وسیله این موجود را با مصر پیوند می دهد ، خصوصاً این که مکان نبردی که در بازی در آخر مرحله با او انجام می دهید در مصر باستان است و گویا در داخل هرم گیزا است

بازی تیکن

عزازیل تیکن

اما چند نکته بسیار بسیار مهم در رابطه با این نبرد ، این شخصیت طوری ساخته و پرداخته شده است که شکست او بسیار بسیار کار دشواری است ، اما طراحان این بازی چرا او را اینگونه طراحی کرده اند ؟
با این کار در ذهن افرادی که با او می جنگند ، عزازیل فردی بسیار قدرتمند و شکست ناپذیر جلوه می کند و برای همیشه در ذهن فردی که این بازی را کرده ثبت و ضبط می شود ، در حقیقت سازندگان پلید این بازی در نهایت پلیدی سعی در تاثیر گذاشتن این مفهوم در ضمیر ناخودآگاه فرد هستند و سعی دارند که فردی که این بازی را می کند در ضمیر ناخودآگاهش ملکه شود که عزازیل فردی قوی و شکست ناپذیر است و یادتان باشد که نبرد نهایی همیشه با عزازیل است.
و نکته بسیار بسیار مهم دیگر آمادگی ذهن بازیکنان این بازی برای نبرد نهایی که همان آرماگدون یا هرمجدون است می باشد ، در بازی تیکن نبرد نهایی با عزازیل است.
در نبرد نهایی که در فلسطین رخ می دهد طبق روایات ، دجال تک چشم نابود می شود و در روایات دیگر سر ابلیس از تنش جدا خواهد شد ، اما ماسون ها و شیطان پرستهای سعی دارند این جنگ را طوری دیگر بازسازی کنند ، پروتستان های انجیلی معتقدند که هیچ صلح واقعی در جهان و در منطقه خاورمیانه پدید نخواهد آمد مگر با ظهور عیسای موعود ، او خواهد آمد و در اورشلیم بر تخت داوود نشسته و با دشمنان اسرائیل می جنگد !!!!

بازی تیکن

اسرائیل بازی تیکن

هیچ شیطان پرستی پیدا نمی شود که آرزوی دیدن این جنگ را داشته باشد ، چون آنها در روایات اسلامی و انجیل کمتر تحریف شده که در دستانشان است دیده اند که پایان کار شیطان و شیطان پرستان همان جنگ آرماگدون است و از مدتی ها قبل این بحث را پیش کشیده اند که اگر نتوانستند پروژه شیطانی خود را پیش ببرند و تمام دنیا را مملو از عقاید شیطانی کنند و یاد خدا را برای همیشه از بین ببرند و در این راه شکست بخورند ، خود را برای آن جنگ که وعده داده شده است آماده کنند ، این که می بینید این گروه ها از آن نبرد به نیکی یاد می کنند به این معنی نیست که آنها مشتاق رسیدن این جنگ هستند ، آنها این جنگ را اوج ناتوانی خود می بینند و تمام سعی خود را بر این دارند که این جنگ اتفاق نیفتد ، شما کافی است که روایات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار ( علیهم السلام) را در این رابطه مطالعه کنید ، متوجه خواهید شد این نبرد پایان راه شیطان و شیطان پرستان است.
الان فکر کنم متوجه شدید که چرا نبرد نهایی در بازی تیکن ۶ با عزازیل صورت می گیرد و چرا او را انقدر قوی ساخته اند.

Raven

raven در تیکن

یکی از خاص ترین شخصیت ها در این بازی همین شخصیت می باشد به گونه ای که بعد از عزازیل (ابلیس) ، شخصیتی مهم با ویژگی های خاص خود است که در ادامه به آن ویژگی ها می پردازیم . raven در این بازی نماد یک شیطان و همچنین یک فرد شیطان پرست است .
اما بررسی ویژگی های آن ، این شخصیت در اصل از یکی از کاراکترهای فیلم هالیوودی به نام blade ساخته شده است . فیلم blade جزء آن دسته از فیلم های هالیوودی است که در مورد منجی شیطانی تبلیغ می کنند ، blade در اصل یک شیطانی است از نوع خونخوارها که به عالم انسان ها وارد می شود تا انسان ها را از دست هم نوعانش نجات دهد ، شیاطینی که وارد دنیای انسان ها شده اند و به انسان ها آسیب وارد می کنند . در همین ابتدا این شخصیت با یک شیطان پیوند می خورد .
تیکن

نکته مهم دیگر در مورد این شخصیت علامت X (ایکس) بر روی صورتش می باشد ، علامت X در بین شیطان پرستان ، نماد پرستش و تبعیت از شیطان است ، این نماد از نمادهایی است که از مصر باستان گرفته شده است.
بازی تیکن و نمادهای ماسونی جنبش 313

در تصویر شماره ۱ تصویر توت آنخ آمون یکی از فراعنه مصر را در کنار اوسیریس یکی از خدایان شیطانی مصر باستان مشاهده می کنید ، به علامت X بر روی لباس اوسیریس خدای جن واره مصر باستان دقت کنید . این نقاشی باستانی ، بر روی دیوار محل دفن توت آنخ آمون در مصر باستان می باشد که ارتباط او را با اوسیریس خدای شیطانی و الهه مرگ مصر باستان نشان می دهد . تصویر ۲ مجسمه وتابوت توت آنخ آمون که دستان خود را به صورت X قرار داده است که نماد بندگی و پرستش شیطان است .

نمادهای ماسونی و تیکن
در دموی آخر بازی raven ، این علامت ایکس را به نوعی نشان می دهد که منظور از آن چه بوده است . همانطور که در تصویر مشاهده می کنید در پشت raven مجسمه isis وجود داره که دستان خود را به شکل ایکس در آورده است ، و به مخاطب ارتباط ایکس روی صورت raven را با آن علامت ایکس مصر باستان نشان می دهد . شما این نماد ایکس را در پوستر فیلم blade نیز مشاهده می کنید که دستان خود را به صورت ایکس درآورده است ( این خود به معنای تجسم شیطان و آماده کردن جهان و جهانیان برای بردگی و بندگی اوست .)
بازی تیکن و نمادهای ماسونی
در دموی آخر بازی ، raven بر روی بدن عزازیل قرار می گیرد و از درون سینه عزازیل ! گویی را بیرون می آورد این گوی پشت تصویر بز بافومت که بر روی سینه عزازیل حک شده می باشد! همانطور در نقد پیش گفته شد ، عزازیل اسم سابق ابلیس بود قبل از آنکه به خاطر سجده نکردن انسان از درگاه خدا رانده شود . این گوی شبیه به یک گوهر است ، به این معنی که raven توانسته گوهر وجود عزازیل (شیطان) را دریافت کند ، ویژگی این گوهر آن است که هرکس به آن دست پیدا کند دارای عمر جاودان و قدرت ماورایی و جادویی می شود ، به همین خاطر است که شخصیت های بازی برای رسیدن به آن با یکدیگر مبارزه می کنند . در حقیقت این قسمت از دمو حرف ها زیادی در خود دارد که دارد صریحاً در مورد افرادی خاص ، مطالبی را یادآوری می کند ، این افراد همان شیطان پرستانی هستند که ابلیس یا همان عزازیل سابق را می پرستند و در ازای این پرستش و تبعیت به قدرتی می رسند . این قدرت در این بازی همان گوهر جادویی عزازیل (ابلیس) است که همه برای بدست آوردن آن همدیگر را می کشند .

بازی تیکن و نمادهای ماسونری
در این بازی پیام های پنهانی وجود دارد که در فردی که این بازی را انجام می دهد اثر جدی می گذارد که در نقد قبلی به یک مورد آن اشاره شد که عزازیل را بسیار قدرتمند ساخته اند تا افرادی که این بازی را می کنند ، ابلیس (عزازیل) در نظرشان بسیار بزرگ قدرتمند و وحشتناک به نظر آید که شکست او کار هرکسی نیست . اما یکی دیگر از پیام های پنهانی ، آن است که هرکس می خواهد به قدرت های جادویی و عمر طولانی برسد باید خود را به عزازیل برساند و گوهر وجودیش را بدست آرد ، این گونه است که ذهن نوجوانان و جوانانی که این بازی را انجام می دهند را برای کشاندن آنها به شیطان پرستی آماده می کنند ، تا این مخاطبین کم سن و سال به دنبال کسب قدرت های جادویی در زندگی خود باشند که ناخواسته پای این افراد به مجالس شیطان پرستی باز می شود و می شود آنچه نباید شود . چون شیطان پرستان در ازای پرستش شیطان ، به قدرت های شیطانی دست پیدا می کنند ؛ هرچند که در دوزخ تا ابد خواهند سوخت و در زندگی دنیایی تجارتی بدون سودی می کنند . Raven جزء معدود کاراکتر هایی است که به این گوهر و گوی جادویی دست پیدا می کند که همین مورد خود حرف هایی ناگفتنی دارد .
اما نکته بسیار مهم دیگر در مورد این شخصیت ، نامش “raven” می باشد . raven در اصل معنی کلاغ سیاه می دهد که از انتخاب این نام برای این شخصیت منظور خاصی داشته اند . در باور بسیاری از مردم غرب ، کلاغ سیاه نماد مرگ ، عذاب و بدبختی است . در خالکوبی دست چپ این فرد (Raven ) که به زبان ژاپنی کانجی (Kanji) است ، کلمه ای نوشته شده است که معنی آن “مرگ “می باشد ، که ارتباط نام این شخصیت را با کلاغ سیاه که نماد مرگ است مشخص می کند .

بازی تیکن و نمادهای ماسونی

اما بگذارید دقیق تر به این نام بپردازیم که چرا این نام برای این شخصیت انتخاب شده است ، واژه raven (کلاغ سیاه) در بین شیطان پرستان معنای بسیار خاص و معروفی دارد ، در باور شیطان پرستان ، کلاغ سیاه نماد چشمان شیطان است و معنی آن را می دهد که شیطان دارد به شما نگاه می کند ، اگر خاطرتان باشد چند سال قبل سریالی در ماه رمضان پخش می شد به نام “اغماء” که در مورد حضور فیزیکی یک شیطان به نام الیاس در زندگی یک دکتری به نام پژوهان بود ، در آن سریال هر بار که می خواست نشان دهد که آن شیطان دارد آن دکتر را می بیند ، یک کلاغ سیاه را بالای درختی نشان می داد و سپس دوربین از مکان آن کلاغ سیاه تصویر دکتر را نشان می داد که در آن سریال نیز منظور ازکلاغ سیاه همان چشمان شیطان بود به معنی آنکه شیطان دارد نگاه می کند . با عینک خاصی که این شخصیت دارد و چشمانش که پنهان است ارتباط آن با معنی نامش که همان کلاغ سیاه است مشخص می باشد.
بازی تیکن و نمادهای ماسونی

اما اگر بخواهیم تاریخ این نمادگرایی را بدانیم که از کجا وارد شده ، در اسطوره های نورس به موردی جالب می رسیم ، اودین یکی از خدایان اساطیر نورس است که به خدایِ خدایان معروف است ! ( به احتمال زیاد جزء خدایان جن واره بوده ) این خدای باستانی هر موقعی که می خواست اطلاعاتی از جاهای مختلف کسب کند هر روز صبح دو کلاغ سیاه را به اطراف می فرستاد و این دو کلاغ نقش چشمان او را بازی می کردند ، اودین در اصل خدای raven بود و نکته جالب اینجاست که این خدا هم مانند هروس تک چشم بوده و فقط چشم چپ دارد .
نمادهای ماسونی و تیکن
در افسانه اقوام انگلیسی قدیم گفته می شود، هنگامی که مسیح پیامبر به صلیب کشیده شد، همه پرنده های عالم گریستند تا مسیح به آرامش برسد، تنها پرنده ای که گریه نکرد raven (کلاغ سیاه) بود و به همین خاطر برای همیشه مورد لعنت قرار گرفت همچنین در افسانه های اقوام اسکاتلندی نیز عقیده مشابه ای وجود دارد، به کلاغ های سیاه دشنام می دادند چون اعتقاد داشتند که کلاغ سیاه ، قطره ای از خون شیطان را زیر زبانش نگه داشته است. پس بی جهت این نام را برای این شخصیت انتخاب نکرده اند .

اما نکته بسیار مهم دیگر در مورد نام این شخصیت raven وجود دارد که او را با یک شیطان پیوند می دهد . همانطور که می دانید هند کشوری است که متاسفانه تعدادی قابل توجه ای از مردم آن یا بت پرستند یا حیوان پرستند و یا شیطان پرستند هر چند که برخی از آنها نمی دانند آنچه می پرستند در اصل شیطان است و برخی مثل مرتاض ها می دانند که شیطان را می پرستند ، درچندین قرن پیش در هند ، خدایی را می پرستیدند که از خدایان جن واره و شیطانی بود که به او ناگا می گفتند ، جالب اینجا بود که در همان دوره خدایی نیز در بین النهرین که هزاران کیلومتر با هم فاصله دارد مردم آن نواحی خدایی می پرستیدند که اسمش ناگال بود که دراصل هر دو این خدایان یکی بودند و علت این تفاوت که در نوع بیانش بود به این خاطر بود که با توجه به آنکه زبان دو منطقه آنها متفاوت بود به همین خاطر این نام کمی تغییر پیدا کرده بود و در اصل هر دو یک شیطان بودند که مورد پرستش قرار می گرفتند . در مورد این شخصیت raven ، اگر ما یکی از حروف صدا دارش را تغییر دهیم به نام یکی از همین شیاطینی که در هند پرستیده می شدند می رسیم که نامش ravan می باشد . در باور مردم هند ravan نام شیطان بزرگ است و او را خدای شیاطین می دانند و طبق یک باور قدیمی هر ساله در مراسمی مجسمه او را به آتش می کشند . نکته جالب اینجاست که با وجود اعتقاد به اینکه این شخصیت یک شیطان است در هند و کشورهای مجاور ، گروهی از مردم او را می پرستند و برایش نماز و دعا می خوانند و حتی عبادتگاهی هم برای این کارها دارد !

بازی تیکن و نمادهای ماسونی
برخی معتقدند او محافظ شیوا می باشد ، شیوا یکی دیگر از شیاطین است که او نیز در هند پرستیده می شود . همانطور که مشاهده می کنید این شخصیت ۹ سر دارد ( البته تعداد ۱۰ سر صحیح تر است ) و رنگش نیز مانند بقیه خدایان جن واره هند که پرستیده می شوند به رنگ آبی است ، یکی از رازهای مهم فراماسون ها و شیطان پرستان جن آبی است ، چون معتقدند جن ها به رنگ آبی دیده می شوند . به همین خاطر خدایان هند را با رنگ آبی و بر روی صفحه شطرنجی مشاهده می کنیم . اما اگر بخواهیم ریشه ای تر به این خدای شیطانی بپردازیم تا آن را در جاهای دیگر مثل مصر شناسایی کنیم که کدام شخصیت است باید به ریشه آن برسیم که حتماً در ادمه حدس خواهید زد کدام خدای جن واره و شیطانی مصر باستان می باشد . برای کلمه ravan دو ریشه گفته شده است ، ravan از ریشه ‘RU’ به دست آمده است ، همچنین ریشه دیگری که برای این کلمه بیان نموده اند ‘Ra’ به معنای خورشید است ( این تعریف ویکی پدیا از دو ریشه ravan است و دخل و تصرفی صورت نگرفته است
The name Ravana obtains from the root ‘Ra’ signifies the sun ). این شخصیت در غیر از هند هم پرستیده می شود و در کشورهای اطراف نیز نامی شناخته شده است که در بیشتر این کشورها با همان نام ravan شناخته می شود البته با کمی تغییر مختصر ، به طور مثال در زبان بنگالی Rabon و در زبان اندونزی Rahwono می باشد و Ravana معادل املای ravan می باشد . اما در بین این کشورها ، دو کشور می باشد که نام این شیطان به نام جالبی خوانده می شود . ravan در زبان خمر که زبان مردم کامبوج است Rabana یا Rab گفته می شود که دقیقاً واژه ” رب و ربنا ” در زبان عربی می باشد که معنی ” پروردگار و خدا ” را می دهد. جالب تراز آن در زبان Yuan که زبان شمالی تایلندی می باشد که به ravan گفته می شود Rahbanasun یا شبیه به همان ربنا و خورشید که معنای همان خدای خورشید می دهد و قطعاً متوجه شده اید که این خدای شیطانی به “RA ” خدای خورشید در مصر باستان بسیار شباهت دارد . همچنین گفته می شود که گوساله پرستی در هند از برکات وجود همین خدای شیطانی است زیرا او فرمان داده است که کسی حق ندارد گاوی را ذبح کند .

بازی تیکن و نمادهای ماسونی
انتخاب این اسم برای این شخصیت در بازی واقعاً جای تامل دارد و نکته دیگری نیز وجود دارد که باز هم این شخصیت را به شیطان پیوند می زند . اگر خاطرتان باشد در نقد پیش خالکوبی ای که بر روی دست جین کازاما بود را توضیح دادیم ، خالکوبی که S stand گفته می شد و معرف شیطان بود . در یکی از پوسترهایی که شرکت سازنده بازی از raven قرار داده است ، علامت S stand را بالای سر raven قرار داده ، که همان معرف شیطان بودنش است و جالب آنجاست که در کنار همان S stand که بالای سر raven می باشد عکس devil jin (جن شیطانی) قرار دارد که این به خاطر تاکید بر معرف بودن شیطان است .
بازی تیکن و نمادهای ماسونی

بر روی لباسش هم نماد بز بافومت کاملاً مشخص است ، روش تشکیل این نماد را در دموی مربوط به raven نشان داده است ، زمانی که raven دارد به سمت عزازیل می رود انگشتان دو دست خود را به صورت کرناتو ( دست شاخدار یا دست شیطان ) می کند و به هم متصل می کند که از این طریق نماد بز بافومت با دستان تشکیل می شود که این نماد بر روی لباسش وجود دارد.

HWOARANG

بازی تیکن و نمادهای ماسونی
یکی دیگر از شخصیت ها بحث برانگیز در این بازی hwoarang می باشد ، این شخصیت دارای ویژگی های خاصی است ، یکی از ویژگی های آن ، این است که در بازی تیکن ۴ و ۵ محبوب ترین شخصیت بود و بیشتر بازیکن ها این کاراکتر را انتخاب می کردند البته این انتخاب به خاطر قدرت بالایش و همچنین ویژگی های ظاهریش بود . حال ببینید در بازی تیکن ۶ چگونه از این محبوبیت قبلی اش استفاده کرده اند ، اگر به گردنبند این فرد دقت کنید ستاره ۶ پر صهیونیست ها را مشاهده می کنید که بر گردن محبوب ترین بازیکن قرار دارد با این کار کسی که این بازی را می کند ناخواسته آن ستاره ۶ پر منحوس را هم دوست خواهد داشت .
بازی تیکن و نمادهای ماسونی

نکته دیگر در مورد این شخصیت وجود دارد آن هم تصویر پشت لباسش است ، حتماً متوجه شده اید که عکس چه چیزی هست ، در پایین تصویر نوشته شده demon head کلمه دیمون ( demon ) در اصل همان کلمه جن در عربی است که در زبان لاتین بکار می رود ، و معنی آن کلمه می شود “سر جن” در تعاریف که از جن وجود دارد البته در منابع غیر موثق ( منظور کتبی که در مورد جن نوشته شده است و در بازار موجود است ) گفته می شود که چشم جنیان برعکس انسان ها است ، چشم انسان ها در راستای افق است اما چشم اجنه در راستای عمود است ، در این تصویر می بینیم که سر این جن در اصل سر یک بز است که یاد آور بز بافومت ( عزازیل – ابلیس) است ، آن جن به صورت تک چشم است و آن چشم هم در پیشانیش قرار دارد که آدم را یاد دجال می اندازد که یک چشم دارد و آن چشم هم در پیشانیش قرار دارد . در اطراف سرش هم چیزی شبیه به آتش قرار دارد که یاد آور رابطه جن و آتش است . و اینجاست که رابطه ستاره ۶ پر مشخص می شود ، ستاره ۶ پر یکی از اصلی ترین وسایلی است که شیطان پرستان برای ارتباط برقرار کردن با اجنه وشیاطین از آن استفاده می کنند . شاید می خواهد بگوید قدرت بالای این بازیکن به خاطر ارتباطش با اجنه است .

azazel

بازی تیکن ونمادهای ماسونی
در مورد عزازیل ( ابلیس) چند نکته ماند که خدمتتان عرض می کنیم ؛ در دموی hwoarang نشان می دهد که استاد او با عزازیل درگیر می شود و با یک ضربه عزازیل از بین می رود ، نکته جالب آنجاست ، زمانی که عزازیل محو می شود پشت سر او مجسمه هروس ظاهر می شود ، احتمالاً می خواهند بگویند عزازیل همان هروس است .

بازی تیکن ونمادهای ماسونی
این تصویر زمانی اتفاق می افتد که فرد از عزازیل شکست می خورد ، به نمای پشت سر بازیکن دقت کنید باز هم نکته ای در خود دارد ، دو مجسمه هروس دقیقاً شبیه به دو ستون بواز و جاشین هستند و مشعل های آتشی که به رنگ آبی هستند و نکته مهم آن دروازه ای است که به صورت نورانی و درخشان است که می خواهد بگوید عزازیل از درون آن بیرون آمده است . چشم هروس و نمادهای مصر باستان نیز بر روی زمین وجود دارند .
نکته دیگر در مورد عزازیل ، این است که گویا یکی از محل های مبارزه با عزازیل ، توسط شرکت سازنده از بازی حذف شده است ، حال چرا ؟ دقیقاً معلوم نیست که چه در خودش داشته که آنها را مجبور کرده است که حذفش کنند !

بازی تیکن ونمادهای ماسونی
در دموی ابتدایی بازی زمانی که یکی از شخصیت ها می خواهد درب هرم گیزا را باز کند ما دو مجسمه ست set را می بینیم و بر روی در چیزی شبیه به گوی های که در درخت زندگی کابالایست ها قرار دارد ، نشان داده می شود و وقتی در باز می شود عزازیل را در غل و زنجیر می بینیم که احتملاً منظور ، نافرمانی عزازیل (ابلیس) و سقوطش به دنیا است .

لباسهایی که شرکت سازنده بازی در سایتش تبلیغ میکند
عقاب دوسر و ماری که دم خود را گاز گرفته است از اصلی ترین نشان های ماسونی است که ما این دو نشانه را بر روی این لباس ها می بینیم !!!
بازی تیکن و نمادهای ماسونی

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در پنجشنبه 1391/03/04 و ساعت 13:56 |

بت پرستی در گذشته…

بت پرستی امروزی…

فیلمهای سینمایی در دو سطح دارای پیام هستند:

۱- برای مخاطبین ناآگاه و عوام مردم که پیغام به صورت صریح است.

۲-معانی عمیق تر و مخفی تر در پشت تولیدات رسانه هایی که مالکان و یا مدیران آنها افرادی پنهان و مرموز هستند.

آیا این موضوع در مورد موسیقی هم صدق میکند؟!

البته! ممکن است آنچه به عنوان آهنگ عاشقانه ای خطاب به همسر به نظر بیاید در واقع ماهیتش پرستشی است خطاب به شیطان و سیستمش!

متن این ترانه:

میدونم شاید خیلی جوونم… ولی منم احساس دارم.

میخوام کاری بکنم که دوست دارم.

پس بزار شروع کنم و تو فقط گوش کن.

من برده تو هستم! نمیتونم نگهش دارم. نمیتونم کنترلش کنم. من برده تو هستم!

انکارش نمیکنم . سعی نمیکنم مخفیش کنم. من برده تو هستم!

اون در حالی آهنگ را اجرا میکند که یک مار به دورش پیچیده.

و هرکس که کمی مطالعه کرده باشد میداند که مار نماد چی چیزی است…!

گاهی اوقات و توسط بعضی از خوانندگان خاص پیام آهنگ ها کاملا شیطانی است…که کارگردانش خود شیطان است!

نیازی نیست برای این پیام ها و نشانه ها زیاد تلاش کنید! چون اگر واقعا وجود داشته باشند خیلی آشکار خواهند بود. آشکار… اما تنها برای بینندگان آگاه و مطلع!

متن این ترانه:

تو فقط چیزهایی رو میبینی که چشمات میخواد ببینه.

چطور ممکنه زندگی طوری باشه که تو میخواهی باشه!

تو منجمد شدی. وقتی که قلبت باز نباشه.

با چیزی که برات پیش میاد از پا در اومدی.

وقتت رو با نفرت و پشیمانی به هدر میدی.

تو شکسته شده ای وقتی قلبت باز نباشه.

مفهوم آهنگ : شما دارید با مقاومت وقتتان را تلف میکنید. پس خودتان را به من تسلیم کنید.

(بعد از این کلمات مدونا مثل جن به کلاغ سیاه تغییر شکل میدهد.)

ای کاش میتونستم قلبت رو ذوب کنم.

اون وقت دیگه هیچوقت از هم جدا نمیشدیم.

خودت رو به من تسلیم کن.

در دست خود توست… کلید!

حالا دیگه پیدا کردن مقصر هیچ دردی را دوا نمیکنه.

و باید بدونی که منم به اندازه تو عذاب میکشم.

اگر تورو از دست بدم قلبم خواهد شکست.

(مدونا مثل جن به سگ سیاه تغییر شکل میدهد)

عشق پرنده ایه که به پرواز نیاز داره.

بزار همه غم های درونت بمیرند.

تو منجمد هستی وقتی قلبت باز نباشه.

(و در آخر در وفاداری به وظیفه ماسونی اش مدونا یک رقص آیینی به ارباب خود تقدیم میکند!)

خودت رو به من تسلیم کن!

در دست خود توست… کلید!

(نیرو گرفتن از ستاره سیروس)

(او میتواند انرژی تاریک را به درون خود جذب کند.)

مدونا در مصاحبه با یک برنامه ی تلویزیونی نیز صحبت های جالبی را میگوید که در زیر به آنها اشاره میشود.

وقتی از مدونا سوال میشود که چه دینی دارد او جواب میدهد:

-بزار فکر کنم. من عبادت یهودی را انجام نمیدهم.

-واضح تر بگو…

-خب من تورات میخوانم اما یهودی نیستم…! و دین خودم رو هم یهود نکرده ام. من فکر میکنم به مذهبی قدیمی تر متصل هستم!

“مذهبی قدیمی تر”

اکنون مدونا رهبر هنرمندان ایلومناتی است.

این به این معنی نیست که هرکسی که در صنعت موسیقی کار میکند شیطان پرست است و یا دستوراتی را دنبال میکند… . خواننده های بسیاری هستند که هنرمندان بزرگی هستند و اهنگ خودشان را میسازند.

با این وجود بیشتر خواننده های سبک پاپ و متال معمولا ابزار هایی برای ایلومناتی هستند.

در واقع این خواننده های پاپ خواننده های واقعی نیستند . آنها موزیک خود را نمینویسند و اشعارشان را نیز نمینویسند یا آهنگهایشان را خود انتخاب نمیکنند. بلکه فقط آن طور که به آن ها گفته شده عمل میکنند.

و از آنجا که ایلومناتی صنعت موسیقی را کنترل میکند آنها بیشتر آهنگ های برتر را کنترل میکنند تا جو لازم برای موفقیت را بدست بیاورند. تمام چیزی که این خواننده دارند یک صدای قابل قبول است. اگرچه بیشتر آن ها همین صدا را هم ندارند. آنها مانند عروسک هایی عمل میکنند که آخرین تمایلات را به ما تلقین میکنند. بعضی از آنها طرح اصلی و بزرگ را درک

نمیکنند. اما بعضی دیگر به خوبی با آن ها آشنا هستند.

به هر حال این شیوه ای است که ایومناتی از طریق موسیقی به عنوان ابزاری برای کنترل استفاده میکند و اینگونه آهنگ های شیطانی تولید میشوند.

(ستاره ایلومناتی از ایک دروازه ستاره با طرح شطرنجی وارد میشود)

متن این ترانه:

قلب من برای توست. دنیای ما هیچوفت نمیتونه از هم جدا بشه.

اما تو همچنن ستاره من خواهی بود. چون در تاریکی… ماشین های درخشان را نمیبینی.

و آن هنگام است که به من احتیاج خواهی داشت.

بهت گفته بودم که همیشه اینجا پیشت میمونم.

قسم خوردم که تا آخر پاش می ایستم.

حالا که باران شدیدتر از همیشه شده…

اینو بدون که ما هنوز همدیگه رو داریم.

میتونی بیا زیر چتر من.زیر چتر من.

اگر شما خواننده موفقی باشید که از موسیقی برای بیان مطالب مهم (مانند مبارزه با نژاد پرستی و بیان درد جامعه و…) استفاده کنید آنگاه شما مورد توجه قرار میگیرید.

ابتدا سعی میکنند چهرا اجتماعی شما را تخریب کنند و یا اینکه شما را از دور خارج میکنند.

آنها این سبک از موسیقی متعالی را نمی پسندند که بر صنعت موسیقی غلبه کند و دست روی چیزهایی بگذارد که جامعه نیاز دارد. در عوض آنها خواننده های دست نشانده خودشان را دارند تا پیام مورد نظرشان را تلقین کنند.

مثل آهنگ”مانند یک باکره”

آگیلرا این اهنگ را بر روی یک زمین شطرنجی میخواند.

هرم فراماسونری ۳۳ درجه دارد”امتیاز اسکاتلندی” و ۱۳ سطح برای “امتیاز خانواده سلطنتی”

از پله ها پائین می آید و تعداد این پله ها ۱۳ میباشد

ایلومناتی یکی از دخترها را ترخیص میکند و دیگری را ترفیع میدهد

بریتنی ترخیص شد

کریستینا ترفیع میگیرد

بعد آنها به هرمی که برای آن کار میکنند اشاره میکنند.

بر روی زمین شطرنجی… بریتنی رها شد!

اما آیا او واقعا رها شد؟!

بریتنی بچه هایش را از دست میدهد – شما هر دو اشتباه بودید

معشوقه جدید بریتنی! بله او یک زن است! – پرستار بچه های بریتنی همه چیز را میگوید

و از آنجاییکه کریستینا اولین قدم را روی زمین شطرنجی برداشت او برای همیشه زیبا و برازنده باقی خواهد ماند!

و آنها تنها مثالی از خیلی موارد دیگر هستند.

تنها یکی از ابزارهایی که توسط صهیونیسم و شیطان به کار گرفته میشود.

آلخاندرو یا آلهاندرو

موزیک ویدیو این آهنگ که توسط استیون کلین ساخته شد و در هشتم ژوئن ۲۰۱۰ منتشر گردید. شا لوده اصلی این ویدیو را علاقه وافر لیدی گاگا به طرفداران همجنسگرایش و تحسین عشق بین دو همجنس تشکیل می دهد. ویدیو، گاگا را همراه با گروهی از سربازان نشان می‌دهد که همراه با ترانه می‌رقصند. این ویدیو همراه با صحنه‌های از بلعیدن یک تسبیح توسط لیدی گاگا و مردان نیمه برهنه‌است.

این ویدیو نقدهای بسیاری را در پی داشت، در حالی که کلیسای کاتولیک گاگا را به خاطر استفاده از صلیب معکوس در این ویدو مورد انتقاد قرار داد.

در نگاه اول یه کلیپ مستهجن به نظر میاد مثل بیشتر کلیپ های گاگا ولی اگر دقت کنیم نشانه های ظریف و باریکی در آن نهفته است .

برای فهمیدن از اسم کلیپ شروع می کنم .

آلحاندرو یا به زبون ما آلخاندرو .

برای شناخت این فرد رجوع کنید به تاریخچه جنگ جهانی دوم . حتما چیز هایی دست گیرتون میشه.

از طرفی نشانه های بارزی مثل ستاره داوود , صلیب شکسته , تاریکی مطلق , سوز و سرما ,

افراد متحد الشکل بدون اراده , صدای پای پوتین ارتشیان در حال رژه , سرباز های با قیافه نازی , نظارت سرباز ها توسط گاگا از بالا به تقلید از دیکتاتور ها و…….

همه این ها یک چیز رو نشون میده : هولو کاست .

ولی اعتراضی هست نسبت به این موضوع چون هیچ نازی ستاره یهودی ها رو حمل نمی کنه !!!!!

در انتهای کلیپ گاگا صلیب رو میخوره! این همان جودیسمه که اومده مسیحیت رو بخوره و داره همین کار رو انجام میده و نمایندش گاگا است با لباس راهبه مسیحی . یعنی گرگ در پوست میش که آخر کلیپ تبدیل میشه به شیطان !!! و در یک کلام: قدرت گرفتن یهودی ها با استفاده از نازیسم .

اما این ویدئو معنای درونی تر و مخفی تری را نیز انتقال می دهد.

مفهوم کلی قالب بر این ویدئو رد و پس زدن (rejection) است.

“I know that we are young.

And I know you may love me.

But I just can’t be with you like this anymore,

Alejandro.”

ابتدا مراسم تدفینی را نشان می دهد در حالی که که گاگا در جلوی جمعیت با لباسی سیاه رنگ در حال حرکت است و قلب مقدس (Sacred Heart ) نماد عشق الهی مسیح به بشریت را در دست دارد. به نظر می رسد چیزی در درون گاگا شکسته است و آن عشق به آلهاندرو است.

گاگا

به نظر نمی رسد قلب به چیزی آغشته شده است؟

اما آلهاندرو چه کسی است؟ در طول ویدئو هیچ اشاره مستقیمی به آلهاندو وجود ندارد اما در قسمتی گاگا را در حالی می بینیم که درازکشیده و لباس راهبه برتن و تسبیحی بر دست دارد، در حالی که به آسمان نگاه می کند می گوید: “Stop, please, just let me go.” یعنی دیگه بسه فقط بگذار من برم. بعد درست در زمانی آلهاندرو می گه که نگاه و دست های او به سمت آسمان است، اشاره ای زیرکانه و غیر مستقیم به خدا.

لیدی گاگا

she hides true love, en su bolsillo

اون عشق حقیقی رو پنهان میکنه،….

she’s got a halo around her finger, around you

اون یه حلقه نور دور انگشتش داره،دور تو

حلقه نور دور انگشت به حلقه ازدواج اشار داره همچنین هاله ای دور آلهاندرو داره (آلهاندور مقدس است). حلقه نورانی یا حلقه ازدواج گاگا اشاره به پیوند و ارتباط روحانی و مقدس با خدا دارد، اما دیگر او از این رابطه شرمسار است و دست هایش را پنهان می کند

she’s got both hands, in her pocket

او هر دو دستاشو توی جیبش گذاشته

and she won’t look at

و اون به تو نگاه نخواهد کرد (تو = آلهانرو = خدا)

در ادامه اشارات او به فرناندو و روبرتو (Fernando and a Roberto) اشاره به تثلیث یا همان سه خدایی مقدس در مسیحیت دارد.

به نظر می رسد که خداوند آنطور که او انتظار داشته است نتوانسته نیازهای معنوی اورا پاسخ گوید. او به دنبال اولوهیتی جدید می گردد و لوسیفر یا همان شیطان را انتخاب می کند.

لیدی گاگا

گاگا در حالی که کشیشه لوسیفر یا شیطان شده لباسی از صلیب معکوس بر تن و یک چشم.

همانطور که می دانید صلیب نشان بارز حضرت عیسی و نماد مسیحیت است. اما صلیب معکوس (Inverted Cross) یا وارونه اشاره به انحراف اخلاقی و جنسی، فساد، بی هرمتی به مسیحیان و شیطان پرستی داره که دقیقا در تضاد با مفاهیم صلیب مسیحیان است.

لیدی گاگا

rosary

تسبیحی که در تصویر بالا می بینید در انگلیسی rosary نام دارد. از یکسری گوی های چسبیده به هم توسط طناب یا نخ تشکیل می شود و در مراسم ها ی مذهبی و عبادات مسیحیان به کار می رود (مختص مسلمانان نیست). گاگا یا لوسیفر جدید این تسبیح را میبلعد.

لیدی گاگا

در این تصویر دستان گاگا اشاره به حرکاتی است در پایان مراسم مذهبی که توسط کشیش ها صورت می گیرد (benediction)

تصویری از مسیح که با دست خود به بندیکشن و قلب مقدس اشاره دارد.

در پایان نور از درون گاگا ساطع می شه اشاره دگرگونی درونی داره . از ظاهر به باطن

پشت پرده فضایی سردو تاریک و نظامی را نشان می دهد. استفاده از فضاها و صحنه های سکسی و جنگ طلبانه در موسیقی پاپا امروز گسترش یافته است به منظور ایجاد یک و وابستگی. مردانی که رژه می روند، آتش پشت صحنه،

گاگا لباس مشکی بر تن و یک چشم بر تخت پادشاهی نشسته (اشاره به حکمفرمایی فراماسون ها)

نشان یک چشم

رقاص ها لباس نازی و سربازان هیتلر و موسولینی برتن دارند

برده های کنترل ذهن یا همان عروسک های خیمه شب بازی

لیدی گاگا

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در چهارشنبه 1391/03/03 و ساعت 19:31 |

متاسفانه چند وقتی است که بعضی از دوستان که در حوزه ی دشمن شناسی و مخصوصا فراماسونری فعالیت میکنند یک سری نمادهای فراماسونری را در سریال ها و فیلم های ایرانی نظیر قهوه تلخ و پاورچین(!!) شب های برره (!!) و دیگر فیلم ها مثل سنپطرزبورگ و… پیدا کرده اند! و از طرفی یک سری افراد در انجمن های گفتگویی که برای این موضوعات درست شده است به بعضی تهمت فراماسونر بودن را زده اند که واقعا کار بسیار نادرستی است.

ما میخواهیم در این مطلب برعکس این دوستان عمل کنیم! و نمادهایی که این دوستان پیدا کرده اند را مورد بررسی قرار بدهیم. متاسفانه بسیاری از این (به قول دوستان نمادهای فراماسونری)‌ که پیدا شده است خیلی ابتدایی و مضحکانست و اگر بخواهیم با این دقتی که این دوستان نمادها را جستجو میکنند ما هم بگردیم میتوانیم در کل سریال ها و فیلم ها و شخصیت ها این نمادها را پیدا کنیم!!! و لطفا این نکته را در نظر داشته باشید که هدف از نگارش این مقاله حمایت از شخص یا اشخاص نیست . دوستانی که این تهمت ها و این نمادگرایی ها را میکنند در نظر داشته باشند که هدف ما و سایر دوستانی که در زمینه دشمن شناسی کار میکنند جلب خشنودی و تعجیل در فرج امام زمان (عج) است و هیچوقت امام زمان (عج)‌ دوست ندارد و نخواهد داشت که به یکدیگر تهمت بزنیم . بعد از این مقدمه طولانی به سراغ اصل موضوع میرویم.

از سریال قهوه تلخ شروع میکنیم.

دوستان میگن که ساختمانی که در قهوه تلخ استفاده شده شبیه به لِژهای فراماسونرهاست! اما واقعا چرا باید همچین فکری کرد؟! این عکس کاخ صاحبقرانیه در محدوده کاخ نیاوران است. به قول یکی از دوستان اینکه از این ساختمان در این فیلم استفاده بشه کاملا عادیه! چونکه داستان قهوه تلخ به قبل از قاجار بر میگرده که استفاده از این نماها طبیعی است.

در این عکس هم دوستان گفتن که سیامک انصاری یکی از نمادهای فراماسونری که نشان دادن نظام درجه ۳ ماسونی است را انجام داده است! ولی واقعا همینطوره؟! آیا چونکه فراماسون ها این نماد رو دارند ما دیگه نباید دستمون رو ببریم زیر کتمون؟! اینکه در یک لحظه سیامک انصاری دستشو میبره زیر کتش و فرض اینکه اصلا این یک نماد فراماسون هاست و ما نباید استفاده کنیم ولی یک سوال ساده ایجاد میشه اینکه واقعا سیامک انصاری و کلا قهوه تلخ چه ربطی میتونه به فراماسونری داشته باشه؟! یک سریال طنز اونم ساخته مهران مدیری که با فیلم ها و سریالاش خنده رو به خونه های ایرانیا آورده و اینکه هیچوقت در سریالاش بازیگران زن اون سریال مثل خیلی از فیلم های دیگه بی حجاب نبودن و خیلی مسائل دیگه! میشه با یک دست زیر کت بردن یک آدمو اینطوری زیر سوال برد؟!

یا تصاویر زیر که دوستان میگن که ستاره ۶پر صهونیست هاست! تصویر اول که هیچی! واقعا نمیشه هیچ حرفی دربارش زد! اما تصویر دوم که فک نکنم خود مهران مدیری هم انقد دقت کرده باشه که انگشتری که در دست یکی از بازیگراست ستاره ۶پر باشه!! واقعا نمیدونم چی بگم دیگه در این مورد.

عکس های زیر هم که به قول دوستان نماد تک چشم است!! متاسفانه جدیدا همه چشم ها رو تک چشم میبینن! و کلا هرچیزی که شبیه چشم باشه رو هم دقیقا نسبت میدن به تک چشم معروف!

و خنده دارتر از اون این مطلب که به ستون های کاخ هم گیر دادن! و جالب این که هر ستونی رو هم جدیدا ستون های معروف ماسونی (بوآز و جاشین) میبینن! و اینکه گفتن در ثانیه ۳۳ قسمت ۲۷ این اتفاق میفته واقعا خیلی دیگه…! نشون دادن این ستون ها بارها تو فیلم تکرار میشه و اینکه تو یک مجموعه ۷۵ قسمتی چند باز این اتفاق بیفته (یعنی در دقیقه ها و ثانیه هایی نظیر ۳۳ و ۲۲ و ۱۱ و ۱۳ و … البته به قول دوستان اگر تبلیغاتو حذف کنیم و خیلی کارای دیگه به اون عدد دلخواهمون برسیم (!)‌ اتفاق عجیبی نیست)

میریم سراغ دیگر دوستان و دیگر فیلم ها

فک نکنم نیاز به توضیح دادن داشته باشن بیشتر عکس ها. چونکه واقعا نمیدونم از روی سادگی این حرف ها زده میشه یا واقعا دستی پشت پرده ی این حرکتاست!

شطرنج در خیلی از فیلم های دیگه هم مورد استفاده قرار میگیره. و اون شطرنجی که آقای رائفی پور در سخنرانی هاشون به اون اشاره میکنن شطرنجی هست که صفحه سیاه و سفید داشته باشه.

هر بزی هم بز بافومت نیست! دوستان دقت کنن لطفا!

مطمئنید اون چشمه؟! شاید چیز دیگه ای باشه! و اینکه توی نماهای ساختمانها میتونین اگر با این دقت نگاه کنین همه چیزو چشم ببینید!

وباز هم یک اشتباه دیگه! واقعا انگار دوستان نشستن و منتظر بودن که یک صحنه آقای قاسم خانی و… دستشو یک خرده شبیه به حالت دست فراماسونرها بکنه تا آقای قاسم خانی و سایر دوستان هم فراماسونر بشن!!! و جدیدا یاد گرفتن که پایین عکس ها هم جمله ی باز هم اتفاقی است؟! رو بنویسن تا به خواننده تلقین بشه که نه دیگه این که نمیتونه اتفاقی باشه!

بله! در تصویر زیر هم که شما میبینین ثابت شد که جواد رضویان هم فراماسونره!

در این صحنه هم نماد تک چشم (!!) اونم در دقیقه ۳۳ توسط مهران مدیری!! واقعا آدم میمونه بخنده یا گریه کنه! به قول یکی از دوستان که در این موردها در یکی از سایت ها نظر گذاشته بود اگر دوستان فیلم سینمایی “۲۳″ رو نگاه کرده باشن! و اگر بخوان با این دقت به دنبال نماد بگردن (منظور در دقیقه و ثانیه خاص) که مثلا فلان بازیگر دستشو گذاشت روی چشم راستش یا دنبال ستاره ۶ پر و تک چشم و … چیزهای دیگه باشیم طول نمیکشه که ازمون چیزی جز یه… باقی نمیمونه!! البته پیدا کردن نماد کاری بسیار خوب و درستیه. ولی به جاش. و باید در نظر گرفت اون شخص که نماد رو اجرا کرده کیه! هدفش چی بوده! اصلا ربطی به فراماسونری داره یا نه! و خیلی چیزهای دیگه که انشاالله دوستان از این به بعد بیشتر دقت میکنن!

اگه منم بخوام با انگشتام عدد ۳ رو نشون بدم همینکارو میکنم! نمیدونم دوستان چه فکری با خودشون میکنن…! البته در عکس زیر که آقای قاسم خانی این حرکت رو انجام دادن باید توضیح داده بشه که این حرکت گاهی نشانه ی تایید و خوب بودن یک چیزه!

نیازی به توضیح نداره! و دوستان دیگه فکر کنم خودشون متوجه میشن!

البته دوستان در پول های شب های برره هم نماد پیدا کرده بودن و چون خیلی این نمادها بچه گانه و خنده دار بود از گذاشتن در سایت صرف نظر کردیم.

ودر آخر بازهم از دوستان و کسانی که دارن در این زمینه ها فعالیت میکنن خواهش میکنم که انقد ساده به همدیگه تهمت نزنیم. البته عکس ها و شخصیت های دیگری هم وجود داشتن که مورد لطف دوستان قرار گرفته بودن مثل فیلم سنپطرزبورگ که نماد تک چشم رو در این فیلم پیدا کرده بودن!! یا در یکی از انجمن های گفتگو خواننده رپ ایرانی” یاس” رو فراماسونر اعلام کرده بودن!!! و خیلی مسائل دیگه که فرصت نیست در این مقاله به اون اشاره بشه. فقط دوستان لطفا با دقت بیشتری مسائل رو نگاه و تجزیه و تحلیل کنن و امیدواریم به جای پیدا کردن نمادهایی که بعضا هیچ ربطی به موضوع فراماسونری ندارند درباره موضوع مهدویت انقدر حساس بشن و در فضای مجازی فعالیتشون رو روی این موضوع بیشتر کنن.

تکمیلی ۱ : بعد از نظرات دوستان در مورد این مطلب که توسط یک دوست واسه ما ارسال شده چند نکته رو باید به این مقاله اضافه کنم:

۱-در اینکه این نمادها در این فیلم وجود داره با توجه به عکس های بالا شکی نیست… و شاید بسیاری از سایت هایی که این نمادها را در فیلم های آقای مدیری و امثالهم پیدا کردند هدفشون تنها تلنگر بوده و میخواستند به یک نوعی به کارگردان های فیلم های سینمائی هشدار بدهند که حواسشون رو بیشتر جمع کنند…! نه اینکه با این پیدا کردن چند نماد به ظاهر فراماسونری آقای مدیری و سایر دوستان را فراماسونر اعلام کنند (!) .

۲-بعضی از دوستان به ساده نوشته شدن این مقاله ایراد گرفته بودند که حرف درستیه و شاید باید نویسنده این مقاله دقت بیشتری میکردند و توضیحات و دلایل بیشتری می آوردند.

۳-و در آخر اینکه شاید تعداد عکسهای بالا و تعداد نمادهای پیدا شده در فیلم های آقای مدیری به ظاهر زیاد باشند ولی اگه دوستان توجه بکنند به جز یک یا دو مورد به بقیه نمادهای پیدا شده نمیشه اعتنا کرد چرا که اگر با این دقت حتی در فیلم های ایرانی دنبال نماد باشیم در همه ی سریال ها و فیلم ها میتوانیم نمادهای به ظاهر فراماسونری پیدا کنیم.

دوستان عزیز من خودم مطلب قبلی رو دراین باره گذاشتم و حالا با تحقیقاتی که در اینترنت داشتم متوجه افراطگرایی مطلب گذشته شدم...با عرض معذرت لطفا این مطلب رو مطالعه بفرمایید.ممنونم.

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در چهارشنبه 1391/03/03 و ساعت 19:7 |
چکیده
موسیقی شیطانی از اوایل دهه 60 با به وجود آمدن هوی متال کم کم پا به عرصه ی تبلیغی گذاشت. که بسیاری گروه بلک سبث را پدر این موسیقی می دانند. موسیقی هوی متال هر چند با نیت شیطانی پا به عرصه هنر نگذاشت اما به وسیله سران قدرت ، برای اهدافشان منحرف شد و به موسیقی شیطانی بدل گشت. از جمله گروه هایی که از این موسیقی برای اهداف شیطانی استفاده می کنند. می توان گروه های بلک سبث ، مرلین منسون ، اسلایر و متالیکا را نام برد. در دنیای امروزی شاهد جایگاه رفیع موسیقی در ترویج شیطان گرایی هستیم.
اولین جنبش های هوی متال در جوانانی دیده شد که از نسلی برخاستند که در قلب یک تحولی بزرگ که جنگ جهانی دوم و شرایط بعد از جنگ بود ، متولد شده بودند.در اوایل دهه ۱۹۶۰ جهان غرب خود را در سراشیبی کامل ماشینی شدن یافت ، شرایطی که باعث شد جوانان این دوره زندگی خود را در معرض تکنولوژی بیابند ، همچنین وجود جنگ جهانی دوم که به سبب سیاست های افراطی سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰ رخ داد و همچنین واقعه ویتنام که دلیلی بر سیاست های سرمایه داری آمریکائی بود ، شرایط نا امید کننده و یاس آوری را در جوانان این دوره به جای گذاشت. و این عوامل سبب شد جوانان از جای خود بلند شوند و جنبش متال را با شعار « سرانجام - اصلاحی باید » آغاز کنند.در این دوره گروههای بزرگی به عرض اندام پرداختند از جمله هو ، اسپایدرز ، کریم ، جیمی هندریکس ، لد زپلین ، آیرن باترفلای ، استپن ولف ، بلوچیر ، دیپ پرپل ، هامبل پای ، کاکتوس و بلک سبث.در مورد آغازگر این سبک دو نظر وجود دارد . عده ای پیشوای این سبک را بلک سبث می دانند و عده ای دیگر استپن ولف ، اما به دلایل خاص می توان بلک سبث را سردمدار این سبک و همچنین لد زپلین که گروهی راک با خط فکری هوی متال بود را نام برد. در این سالها گروههای کریم با هنر اریک کلپتون و گروه جیمی هندریکس اولین گروههائی بودند که به متال جنبه تجاری بخشیدند و آن را از دیسکوها به بازار فروش کشاندند. از جمله کارهای اریک کلپتون می توان به اتاق سفید و طلوع عشق تو و جیمی هندریکس با آلبومهای آیا تجربه کرده ای ؟ و بانوی الکتریکی بازار را بدست گرفتند. اما تا آن سالها پیشرویان این سبک لد زپلین ، دیپ پرپل و بلک سبث بودند.دیپ پرپل با حضور جان لورد و ریچی بلک مور ، گروه لد زپلین با حضور جیمی پیج و بلک سبث با حضور آزی آزبورن و تونی آیومی رقابت تنگاتنگی داشتند.سالهای آغازین هوی متال به علت وجود پیشکسوتان این جنبش به کلاسیک متال مشهور است که بدون شک بهترین و بیاد ماندنی ترین کارها در همین دوره است. از سال ۱۹۷۰ گروه بلک سبث با آلبومهای موفق روان پریش و استاد حقیقت اولین آلبومهای متال را ثبت کرد که بعدها نیروانا و متالیکا که در شاخه هائی جدا فعالیت کردند خودرا پیرو بلک سبث دانستند . در این سالها دیپ پرپل با هنر جان لورد در نوازندگی کیبورد که آنرا با گیتار ریچی بلک مور مخلوط کرد ، متال هنر سازهای دیگر را نیز به همگان عرضه کرد. همچنین در اواسط دهه ۷۰ گروه کیس به علت فرم نمایشی و تئاتر گونه و نیز تکامل اجراهای زنده بوسیله نوازندگانی بزرگ از جمله پائول استنلی و جنی زیمنس سهم زیادی در تکامل موسیقی متال داشت. بطوری که مشهود است اکثر گروههای متال شهرت خود را در ابتدا به عنوان گروههای راک بدست آوردند. همین عامل سبب ایجاد سبک راک پیشرو شد که گروههای جت روتال ، یس و کینگ کریمزن از این سبک به سمت هوی متال حرکت کردند که باعث ابداع تکنیک های جدید نوازندگی شد. همزمان با هوی متال سبک پانک که برای احیای راک اند رول آمده بود نیز در حال شکل گیری بود. پانک ها نیز مخالف فاشیسم و تبعیض نژادی بودند و گاه بر ضد دولت های چپاولگر غربی می خواندند. سردمداران اینها سه گروه رامونز ، ایگی پاپ و سکس پیستولز بودند که تاثیرات زیادی بر گروه های هوی متال هم زمان و حتی بعد خود گذاشتند. در سالهای آخر دهه ۷۰ که پانک طرفدارانش را رفته رفته کمتر می دید گروه جدیدی به اسم موتور هد آغازگر سبک جدیدی شد که به سه زیر شاخه ترش متال ، اسپید متال و پاور متال تقسم شده است . این گروه به دلیل اینکه هواداران هوی متال و پانک را دور خود جمع کرده بود سهم عمده ای از تاریخ هوی متال را به خود اختصاص داد . سبک هاردکور از دیگر دستاوردهای موتور هد است. خلاصه سالهای ۱۹۶۸ تا ۱۹۸۳ سالهای آغازین هوی متال بود. نمادگری ، بی خیالی ، طرد دنیای سیاست و عشرت طلبی از مشخصه های اصلی این سبک بود. اکثر طرفداران این سبک جوانان ۱۸ تا ۲۴سال بودند که هوی متال را موسیقی نسل خود می دانستند. اشعار عاشقانه و احساسی را نفی می کردند و با رقص میانه خوبی نداشتند.در دوره سالهای 1997 و بعد از آن جنبش فردی خواننده ای به نام مرلین منسون از خبر سازترین مسائل بود مرلین منسون به ناگاه با آلبوم فوق ستاره ضد مسیح بر ضد تمام تاریخ بشریت قیام کرد . آهنگ های او از لحاظ مفاهیم اشعار و ترانه های او بسیار نو و متفکرانه اند . منسون بارها با القاب مختلف مورد خطاب نشریات و منتقدان قرار گرفت القابی چون دیوانه ، پلید ، ابله ، کثیف ، نابغه درک نشده ، خبر ساز پول دوست ، ناجی ، مظهر شیطان ، انسان سگ سان ، فرزند عیسی ، فرشته نجات بخش و دجال ، عده ای او را بازیچه دست سرمایه داران میدانند و گروهی اورا تنها نو آور تاریخ بشری . هوی متال بازیچه فراماسون دانشی که در راستای اهداف فراماسونی و توسط بهترین دانشمندان وابسته به این تشکیلات و حمایت‌های مالی بی‌پایان تولید می‌شد ، نارضایتی از وضعیت تمدن لیبرال - سرمایه‌داری را به خوبی پیش بینی کرده بود و بر اساس نظریات تولید شده در این مجموعه ها مطالعات عصر آکواریوس به سفارش مؤسسه تاویستاک و سرپرستی ویلیس هارمون آغاز شد. عصر آکواریوس شرایطی را ایجاد می‌کرد که سازمان‌های سری می‌توانستند آمال و آرزوهای خود را در وضعیت آشوب ناک و بحرانی بر مردم تحمیل کنند. از این رو با راه انداختن شورش‌های خیابانی توسط دانشجویان ، استفاده از موسیقی ( راک و متال ) ، تبلیغات و رسانه‌های فراگیر نقشه‌های خود را اجرا کردند.در دهة 1950 موسیقی بلوز که نغمه‌های آفریقایی را به اجرا می‌گذاشت طرفداران زیادی پیدا کرد. در همان سالها ، الویس پریسلی با ترکیب بلوز و موسیقی مردم پسند پاپ سبک راک‌اندرول را ابداع کرد. این موسیقی تاحدودی تند و خشن بود و در دهة 1960 به دنبال اعتراضات فراگیر دانشجویان در آمریکا و اروپا به طور خاص مورد استفاده جوانان قرار گرفت و سبک موسیقی خشن‌تری به نام هوی‌متال از دل آن بیرون آمد. همان طور که اشاره شد موسیقی هوی متال را گروه بلک سبث ( که در آغاز یک گروه در سبک بلوز با نام ارث بود ) و لد زپلین با بهره گیری از بنیان های موسیقی بلوز و راک اندرول و اشعار اعتراض آمیز و انتقادی به جامعه شناسانده و محبوبیت اولیه این سبک از طریق همین دو گروه به دست آمده است. موسیقی متال به دانشجویان معترض عرضه شد و مورد استقبال گسترده قرار گرفت. به جهت برخی از ویژگی‌های روانشناختی ، اقتصادی و اجتماعی دانشجویان بهترین عامل تابع برای پیشبرد یک ایدئولوژی هستند. و در طرح عصر آکواریوس نقش اول روی صحنه برای آنها نوشته شد. جوانان دهة 1960 کسانی بودند که دوران کودکی خود را با تحمل پیامدهای ناگوار جنگ جهانی دوم از سر گذرانده‌ بودند و از کاستی‌ها و ناکامی‌های تمدن سرمایه‌داری رنج می‌بردند.این حرکت که در ابتدا از آمریکا و برای اعتراض به جنگ ویتنام آغاز شد و سپس اروپا را در بر گرفت ، آرمان‌های بسیار خوبی داشت ولی از شیوه‌های درستی استفاده نمی‌کرد. آرمان‌های آنها که در شعارهایشان منعکس بود عبارت بودند از : ضد جنگ « محبت بورزیم ، جنگ نکنیم » بهبود روابط انسانی « به هم عشق بورزیم » اعتدال در مسائل اخلاقی « دانشگاه نقش خود را در احیا و جان‌بخشی به انرژی‌های فکری و اخلاقی مورد نیاز جامعه تشخیص نمی‌دهد » انتقاد به سیاست « زنده باد دموکراسی مستقیم » معنویت‌خواهی « هر روز در زندگی خود سفر کنید » و . . . اما خود این جنبش بر خلاف شعارها و آرمان‌هایش از خشونت و شیوه‌های غیر اخلاقی استفاده می‌کرد. این گزینش نادرست روش‌ها به عوامل ایجاد و هدایت این جنبش‌ها مربوط می‌شد. تا به این ترتیب هم آرمان‌ها و ارزش‌های متعالی انسانی را ضایع و بی‌آبرو کنند و هم با تشدید و ناهنجار کردن بحران ایجاد شده برای جهت دهی به افکار عمومی بهره جویند.در جنبش‌های دانشجویی دهة شصت و از آن به بعد موسیقی متال به عنوان موسیقی اعتراض مورد استقبال جوانان قرار گرفت. شاخصة هوی‌متال استفاده از گیتار الکتریکی بود و خشونت هر چه بیشتر در اجرا و بی‌ادبی در مضامین را به نمایش می‌گذاشت. در سالهای اول پیدایش این جنبش‌ها و استفاده از موسیقی متال ، در واقع آرمان‌ها و ارزش‌های والای انسانی که می‌توانست به فروپاشی نظام سلطه‌گر سرمایه‌داری و فریب بزرگ لیبرال – دموکراسی برسد ، کاملاً زشت جلوه داده شد و این شعارها و آرمان‌ها با حماقت ، ناپختگی ، شورش و خشونت همراه گردید. در آن سال‌ها تقریباً تمامی اشعار و ترانه‌های آن دارای خمیر مایة اعتراض‌آمیز بر ضد جنگ و عشرت طلبی و سلطه سیاسی- اجتماعی بود. ترانه‌ها برای مبارزه با مدرنیتة مصنوعی و سلطة تجاری ، و بیان رنج‌های جوامع در جهان سوم سروده می‌شد. قسمتی از اشعار هم مربوط به مسائل معنوی و نکاتی برای بیدار کردن ضمیر درونی انسان‌ها بود. دست‌های پنهانی که این نمایش را هدایت می‌کردند ، از نیمة دهة 1970 به بعد هدف دوم یعنی جهت دهی به افکار ملت ها در شرایط ناامن و بحرانی را دنبال کردند. آنچه باعث مهار این بحران‌ها شد ، طرح ایده شیطان پرستی بود ، که به سرچشمة خلاقیت هنری و مهار انرژی جوانان و بازگشت آرامش به جامعه تبدیل گشت. البته ظرفیت‌های موسیقی متال برای رفتن به سمت شیطان‌گرایی را نباید نادیده گرفت مانند اعتراض به نهادهای اجتماعی و برهم زدن نظم ، ابراز خشونت و کلمات رکیک در ترانه‌ها و از همه مهمتر اهانت به مقدسات ؛ که شاید علت آن حمایت کلیسا از حکومت‌ها بود. در آن سالها که تازه رسانه‌های صوتی و تصویری جهان‌گیر می‌شد ، ستاره های هنری و سبک های تازه در موسیقی و سینما خواسته و ناخواسته مأمور شدند که ارزش‌ها و اندیشه های نهفته شیطانی را در دنیا آشکار نموده و ترویج ‌کنند. و صد البته این چیزی نبود که جوانان معترض و تحول‌خواه دهه شصت و یا هنرمندان سبک راک و متال می‌خواستند. این جهت‌گیری‌هایی بود که به طور حساب شده بر آنها تحمیل می‌شد و خودشان آن را به صورت بهترین راه و یا شاید تنها راه دست‌یابی به اهداف ، انتخاب می‌کردند. شبکه‌های تلوزیونی و مطبوعات که در اختیار شرکت‌های سرمایه داری بودند و با آخرین دستاوردهای پژوهشی در شاخه‌های علوم اجتماعی ، علوم ارتباطات ، روانشناسی و جنگ روانی هدایت می‌شدند ، کار خود را برای استفاده از این جوانان در جهت ترویج افکار شیطانی آغاز کردند. در گام نخست کوشیدند تا آنها را در هنجارهای تمدن سرمایه‌داری جذب و هضم کنند و نیز تأثیر گذاری آنها را بر جامعه افزایش دهند. از این رو پیشنهاد ضبط استودیویی را به این گروه‌ها دادند تا به واسطة آن بتوانند صدای خود را به گوش افراد بیشتری برسانند. اما این مسأله یک پیامد مهم داشت و آن فروش بالای کاست‌ها و فیلم‌های گروه و در نتیجه شهرت و ثروت بود و این به معنای فاصله گرفتن از آرمان‌ها و جذب شدن به ارزش‌های نظام سرمایه‌داری بود. همان طور که قبلا اشاره شد اولین گروه‌هایی که به موسیقی متال جنبه تجاری بخشیدند و آن را از دیسکوها به استودیو کشاندند و ضبط حرفه‌ای و فروش رسمی را وارد این نوع موسیقی کردند ، گروه‌های کریم و جیمی هندریکس بودند. آخرین اقدام ، تغییر هویت این گروه‌ها و ستاره‌هایی بود که به اندازه‌کافی مشهور و محبوب شده بودند. برای نمونه به گروه بلک سبث به عنوان یک گروه موفق تهمت شیطانی خورد. تنها به این خاطر که با توطئه‌ای حساب شده افرادی با لباس‌های سیاه شیطان پرستی که در میهمانی های فراماسونی از آن استفاده می‌شد و نمادهایی مثل صلیب برعکس یا ستاره پنج پر ، که این هم از نمادهای ماسونی است ، در اجراهای آنها حاضر می‌شدند و این صحنه در تصاویری که از برنامه‌های این گروه می‌گرفتند ، برجسته می‌شد و در رسانه‌ها و مطبوعات بازتاب گسترده می‌یافت. به دنبال این تبلیغات دروغین مبنی بر شیطانی جلوه دادن گروه بلک سبث و بعدها سایر گروه‌های متال ، خواننده این گروه مایکل آزبورن در مصاحبه‌ای در سال1976 اعلام کرد ، « ما یک گروه موسیقی هوی‌متال هستیم و من و بچه‌ها ( گروه ) هرگز به دنبال تفکرات شیطانی نرفته‌ایم. من فردی مذهبی نیستم اما به آفریننده‌ام ایمان دارم. بلک سبث هرگز گروهی شیطان‌پرست نبوده است و من از دیدن بعضی از طرفدارانمان که با لباس‌های سیاه و صورت‌های رنگ شده و شمعی در دست در سالن کنسرت حضور پیدا می‌کنند واقعاً می‌ترسم ... . ما واقعاً آن گونه که آنها می‌خواهند نیستیم بلکه فقط معترضیم. » در اواخر دهه هفتاد این تبلیغات مؤثر واقع شد و گروه‌های دیگر که دیدند بازار شیطان‌گرایی داغ است و راه رسیدن به شهرت و ثروت از آن می‌گذرد ، داوطلبانه شیطان پرستی را برگزیدند. در آغاز ، هویت شیطانی از سوی این گروه‌ها به استفاده از نماد‌ها ، سبک ، ادبیات و فضای شیطانی محدود می‌شد ، که برای نمونه می‌توان به گروه‌های متالیکا ، منووار و رولینگ استون و حتی خود گروه بلک‌سبث اشاره کرد که به سبک‌های اسپیدمتال ، ترش‌متال و پاور‌متال روی آوردند. بعد از آن به تدریج گروه‌ها و افرادی پیدا شدند که آشکارا از شیطان پرستی و حتی حلول شیطان در خودشان سخن گفتند. این روند به پیدایش سبک‌های بلک متال، دث متال و متال صنعتی کشیده شد و گروه‌هایی مثل گروه مرلین منسون ، دیساید ( معنی دیساید یعنی قاتل خدا ) و امپرور به وجود آمدند. و آنتوان لاوی پایه گذار کلیسای شیطان ، مرلین منسون را واعظ اعظم کلیسای شیطان معرفی کرد. در این موسیقی از داد و فریاد و صدای بلند سیستم‌های پیشرفته صوتی استفاده می‌شود ، ریتم تند و آشفتگی ملودی ها در این سبک که با ذهن و زندگی آشفتة انسان امروز هم‌نوایی دارد ، قدرت تفکر ، تشخیص و تصمیم‌گیری را کاهش می‌دهد. آزمایش‌ها نشان داده‌اند که حتی موش‌ها در مسیر‌های مارپیچی آزمایشگاهی وقتی صدای موسیقی راک و متال پخش می‌شود ، توانایی تشخیص مسیر و حرکت را از دست می‌دهند. حالا تصور کنید که چنین موسیقی مخربی در کنسرت‌هایش حدود زمانی معمول برای یک کنسرت را می‌شکند و برای نمونه کنسرتی با نام «آنقدر می‌نوازم تا بمیرید» سه ساعت اجرا می‌شود. با این وصف چه مقدار از قدرت تفکر ، تشخیص و ارادة شخص باقی می‌ماند که بتواند اعتراضی مؤثر انجام دهد. همچنین همراه شنیدن این موسیقی معمولاً از داروهای روانگردان استفاده می‌شود که به طور مضاعفی قدرت تفکر و اراده را می‌کاهد. فرمول قرص‌هایی نظیر ال.اس.دی و موادی مثل ماری جوانا در مرکز داروسازی ساندوز سویس توسط شیمیدان برجسته‌ای به نام آلبرت هافمن و با تأمین مالی بانک اس.سی. واربرگ تولید شد و برای اولین بار توسط فیلسوف معروف آلدوس هاکسلی معرفی گردید. و گروه‌های راک و متال موفق‌ترین ترویج دهندگان آن در دنیا هستند. موسسه تحقیقاتی ساندوز و بانک واربرگ شریکان مؤسسة پژوهشی استانفورد هستند که در پروژة « دگرگون سازی تصورات آدمی» به صورت بخشی از طرح کلان عصر آکواریوس ، برنامة ساختن گروه‌های راک ، متال و جهت دهی شیطانی به آنها را آماده کردند.در اواخر دهة 1970و اوایل دهة 1980 که موسیقی متال از مسیر خود منحرف شده و از آرمان‌هایش فاصله گرفته بود ، هنوز عملیات خنثی سازی ارزش‌های انسانی در سناریوی دگرگون سازی تصورات آدمی پایان نیافته بود ، از این رو جنبش پانک موج تازه‌ای افکند و به متال رونقی نو بخشید. پانک‌ها به آرمان‌ها برگشته بودند و برای اعتراض به تجمل‌گرایی ، مصرف‌زدگی ، سرمایه‌داری ، بی‌عدالتی و فاصلة طبقاتی از زباله‌ها کفش و لباس پیدا می‌کردند و می‌پوشیدند. ظاهر ژولیده ، لباس‌های پاره و بوی لجن ویژگی‌ آنها بود. اما توانستند با شور و هیجان ، شعارهای آرمانی که مردم تشنة آن بودند و نیز پوشش تبلیغاتی فوق العاده جایگاه چشم‌گیری در فرهنگ جوانان پیدا کنند. اما داستان پانک نیز به سرانجام نرسید. آنها دیدند که می‌توانند به راحتی به افکار و ارزش‌های مردم جهت بدهند. و تغییر تصورات و ایجاد تخیل که در گذشته با علوم جادویی انجام می‌شد امروزه با تکنیک ها و نظریات علوم جدید در شاخه‌های گوناگون روانشناسی و جامعه‌شناسی و استفاده از تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات به صورت موفق‌تری انجام می‌گیرد. از این جا بود که با اطمینان ، به ترویج علنی‌تر اندیشه ها و آرمان‌های شیطانی پرداختند.موسیقی‌تند ، فریاد ، خشونت نمایشی و گاهی واقعی ( چنانکه سید ویشس ، خواننده گروه سکس‌ پیستولز از گروه‌های موفق پانک همسر خود را کشت و شب بعد دست به خودکشی زد ) در کنار رفتار ناهنجار جنسی و استفاده از مواد مخدر و روانگردان و به بازی گرفتن شعارها و آرمان‌های تحول آفرین ، تمام نیروی فکری و جسمی جوانان را به تباهی کشید و قدرت ایستادگی و اعتراض مؤثر و تفکر تحول‌ساز را از آنها گرفت. شیطانی‌تر از همه اینکه نه تنها برای این ویران‌گری هزینه‌ای نکردند ، بلکه از آن برای خود منابع ثروت آفرین ساختند. فروش فیلم‌ها ، در آمدهای حاصل از برنامه‌های رسانه‌ای ، تولید پوشاک و لوازم آرایشی و زینتی که با نمادها و الیمان‌های گروه‌های معروف تولید می‌شد ، سرمایه‌دارهای پشت صحنه را از ستاره‌های روی صحنه ثروتمندتر کرد.شیطان‌گرایی در موسیقی راک و متال به تدریج خود را آشکار کرد و آوای خود را به جهان رساند. و بسیاری از گوش‌ها را تسخیر خود کرد و از این راه به قلب‌ها راه یافت. امروزه موسیقی متال و راک از اتاق خواب تا سالن‌های ورزشی تمام شهرهای دنیا به گوش می‌رسد و شما گمان نکنید که مثلاً مکه ، کربلا ، قم یا مشهد از این حضور کثیف پاک مانده است. در سالهای اخیر برگزاری جشنواره‌های متعددی نظیر وودستاک و آزفست برای موسیقی متال برگزار می‌شود و بعضی از شاخه‌های متال مثل « آلترناتیو متال» جشنواره‌های خاص دارند. گذشته از این‌ها به منظور شناسایی استعدادها و ادامه روند ستاره سازی و بازی ستاره‌های موسیقی جشنوارة گروه‌های زیرزمینی از سال 200 پایه گذاری شده که باعث جذب هر چه بیشتر جوانان به موسیقی شیطانی و شکل گیری این قبیل گروه‌ها در تمام کشورهای دنیا شده است. ایجاد گروه‌های بومی در کشورهای مختلف برای نمونه گروه‌های بلک متال هلند ، بلک متال نروژ ، گروه های لودنس ، آنگرا و راپسودی در ژاپن ، گروه‌های یوپی ، هدهانتر و کای هانسن لد در آلمان و باز سازی گروه قاتل خدا و گروه‌های دیگر در ایران ، محصول این جشنواره‌ها و شور و هیجانی است که بین جوانان جهان به راه انداخته‌اند. و نیرویی را که می‌تواند به تغییر تمدن و سبک زندگی ظالمانة روزگار ما و تحول در تاریخ منجر شود ، در جهت تثبیت سلطة خود و حفظ وضع موجود بکار گرفته‌اند. معرفی گروه ها در این بخش به معرفی چند گروه موسیقی که آشکارا تفکر شیطان گرایی را ترویج می دهند بسنده می کنیم. گروه بلک سبث : این گروه به عنوان یکی از پایه گذاران این سبک قابل بررسی است. بیوگرافی گروه بلک سبث : گروه بلك سبث ( يكي از اصلي ترين و اولين پايه گذاران سبك هوي متال ) را امروزه به عنوان پدر خوانده گروه هاي فعال در اين سبك در دهه هشتاد و نود ميدانند. گروه بلك سبث ( يعني جان آزي آزبرن ، فرانك توني آيومي و تري گيزر بالتر ) در دوران كودكي در فاصله نزديك به هم در آستون واقع در حومه بيرمنگام انگلستان زندگي ميكردند. البته در اين دوران روابطشان چندان دوستانه نبود. همچنان كه بزرگ تر مي شدند علاقه مشتركشان به موسیقی بیشتر می شد و هر كدام شروع به فعاليت در گروههاي مختلفي كردند. بعد از مدتي آنها يكديگر را پيدا كردند و به همراه بيل وارد نوازنده درام با هم مشغول به كار شدند و در سال 1976 گروه پلكا تالك را تشكيل دادند كه اعضاي آن شامل بود از:آزي آزبرن (خواننده)؛ توني آيومي (گيتار ليد)؛ گيزر بالتر (بيس)؛ بيل وارد (درامز)؛ جيمي فيليپس (گيتار ريتم)؛ ايكر يفون خيلي زود فيليپس و ايكر از گروه اخراج شدند. چهار نفر باقيمانده نام گروه را به ارث بلوز كمپني تغير دادند كه بعد از مدت كوتاهي به ارث كوتاه شد. آنها در اين گروه ، موسيقي بلوز ، هوي و راك مي نواختند و به اين ترتيب توانستند در كلوپ هاي محلي طرفداران محدودي كسب كنند. در سال 1969 آيومي ارث را ترك كرد تا به گروه جترو تال بپيوندد ولي چند ماه بعد به گروه باز گشت. او اين بار ايده اي جديد داشت. آيومي از اينكه مردم به ديدن فيلمهاي ترسناك و دلهره آور كه در آن زمان بازار خوبي داشتند ميروند و در حقيقت براي ترسيدن پول مي دهند به اين فكر افتاد كه نوعي موسيقي ترسناك خلق كند. همراه با باتلر و علوم خفيفه و داستان هاي فانتزي ، گروه چندين آهنگ باحال و هواي مهيب و تيره ساختند كه يكي از آنها آهنگ بلك سبث بود كه نام يكي از فيلمهاي ترسناك بوريس كارلوف بازيگر برجسته دوران صامت سينما را برخورد داشت. خود گروه هم به بلك سبث تغير نام داد. با اين رويه جديد بر تعداد طرفداران گروه افزوده شد. قبل از ضبط آلبوم اول گروه بلك سبث ، آيومي سرانگشتان دست راست خود را در يك حادثه صنعتي از دست داد. او چپ دست بود و با سرانگشتان مصدومش نمي توانست فشار لازم را براي به صدا در آوردن سيمهاي روي فرت برد گيتار ايجاد كند. از اين رو او از نوعي روكش پلاستيكي براي انگشتانش استفاده كرد و در عين حال كوك گيتار را بم تر كرد تا فشار كمتري احتياج داشته باشد. همه اين عوامل باعث به وجود آمدن صدايي عميق تر و خشن تر شد كه به همراه ريف هاي سرد و تيره اش كاملا با حال و هواي اشعار گروه هماهنگي داشت. اشعار گروه كه اكثر توسط باتلر نوشته مي شد بر روي مضامين سنگيني همچون سرشت پليدي ، جدال خير و شر ، نابودي محيط زيست و جنگ متمركز بود. آلبوم بلك سبث در سال 1970 منتشر شد و هفته اول در ليست پر فروشهاي بريتانيا شماره 13 شد. با اين آلبوم بلك سبث جوهره آن چيزي را پديد آورد كه بعد ها متال اطلاق مي شد. با آهنگ بلك سبث اين گروه پيشتاز استفاده از فواصل نا مطبوع و به كار گيري اثرات رواني و عاطفي اين گونه از فواصل موسيقي راك شد. آلبوم پارانويد به فاصله كمي در همان سال منتشر شد. تركيب هول انگيز صداي جيغ مانند آزبرن ، گيتار آيومي ، بيس غرنده باتلر و نوازندگي جنون آميز وارد ، آلبوم را تبديل به يك موفقيت بي نظير كرد. آهنگ هايي همچون پارانويد ، خوك هاي جنگ و مرد آهنين از اين گروه تبديل به معيارهاي ماندگار موسيقي متال شدند. درسال 1971بلك سبث آلبوم ارباب واقعيت را منتشر كردند كه آهنگهاي ماندگاري همچون كودكاني از قبر ، وراي ابديت و بسوي خلا همه از اين آلبوم هستند. در سال 1972 آلبوم جلد چهارم منتشر شد. سال 1973 بلك سبث با همكاري ريك ویکمن نوازنده كيبورد از گروه يس آلبوم بلک سبث خونخوار را منتشر كردند كه از نظر اشعار و موسيقي آلبوم قوي و ماندگاری بود. در اين آلبوم توانايي گيگزر باتلر را در سرودن اشعار عميق و جاندار مشاهده ميكنيم كه يكي از عوامل بالا برنده كيفيت يك كار متال است. اين تركيب گروه تا سال 1978 پايدار ماند.در اين فاصله گروه سه آلبوم ديگر منتشر كرد كه از آن جمله ميتوان به آلبوم سابوتاژ ( 1975 ) اشازه كرد كه آهنگ ناخوشي نماد گيتي دنيا از اين آلبوم است. در سال 1978 آزي آزبرن از گروه جدا شد تا به صورت تنها فعاليت كند. گروه او در دهه هشتاد تبديل به موفق ترين گروههاي هوي متال شد. جانشين آزبرن در بلك سبث راني جيمز ديو خواننده گروه روينبو بود. او با آمدنش توانست گروه را به روز كند و با ارائه ايده هاي نو ، سطح كار گروه را كه در انتهاي دهه هفتاد افت پيدا كرده بود ارتقا بخشد. در سال 1980 با انتشار آلبوم بهشت و دوزخ بلك سبث دوباره به صف گروه هاي طراز اول متال دنيا بازگشت. آهنگ هاي سطح بالايي چون شواليه هاي نئوني بهشت و دوزخ و كودكان شاهدي بر اعتبار و قابليت اين پيشتازان هوي متال در رقابت با گروه هاي جوان نوظهور اين سبك بود. سال 1982گروه يك آلبم دو تايي از اجراهاي زنده گروه در تورهاي دو آلبوم قبلي منتشر كرد. بعد از انتشار اين آلبوم راني جيمز ديو از گروه اخراج شد. از اين زمان تا اوايل دهه نود گروه تركيب هاي متفاوتي را به خود ديد. در ابتداي دهه نود آلبومي با نام ان آي بي كه هم نام يكي از آهنگ هاي آلبوم اول گروه بلك سبث بود را اجرا كردند. اعضا فعلی آزی آزبرن: خواننده ؛ تونی ایومی : گیتار الکتریک، جیزر باتلر: گیتار بیس، بیل وَرد : درام اعضا قبلی رونی جیمز دیو : خواننده؛ وینی اپایس : درام؛ ایان گیلن : خواننده؛ تونی مارتین : خواننده؛ کوزی پاول: درام؛ نیل موری: گیتار بیس؛ بابی راندینلی : درام؛ لورنس کاتل : گیتار بیس؛ تری چیمس : درام؛ جو برت : گیتار بیس؛ باب دِیزلی: گیتار بیس؛ بو بون: درام؛ دیو اسپیتز: گیتار بیس؛ اریک سینگر: درام؛ گلِن هاگس: خواننده؛ دیوید دانتو: خواننده؛ ری گیلن: خواننده؛ جف نیکولز: کیبورد؛ ادام ویکمن: کیبورد؛ گروه مرلین منسون : این گروه به عنوان پیشتاز در ارائه تفکر شیطان گرایی و وجود برایان وارنر در گروه قابل بررسی و تامل است. مریلین منسون نام یک گروه موسیقی آمریکایی ا‌ست که در لس آنجلس کالیفرنیا مستقر است. آثار گروه تاکنون با استقبال گسترده مخاطبان روبرو شده به طوری که تا به امروز چهار آلبوم از آثار آن‌ها در هنگام انتشار در صدر ده اثر پرفروش آمریکا قرار گرفته است.مریلین منسون در سال ۱۹۸۹ توسط بریان وارنر (خواننده و سرپرست گروه ) و اسکات پوتسکی (گیتاریست) در فلوریدا بنیان گذاشته شد. برایان سرپرست گروه : برای آشنایی بیشتر با گروه و تفکرات آنان باید زندگی و تفکر سرپرست گروه یعنی برایان وارنر بررسی شود :در تاريخ ۵ ژانويه ۱۹۶۹ برایان هاگ وارنر در شهر کانتون در ایالت اوهایوی آمریکا متولد شد ، کودکی سفيد و لاغر ، مو های او رنگ سیاه دارد ، با چشمانی قهوه ای ، کودکی که مادر و پدر او علاقه ی چندانی به متولد شدن او نداشتند. او فرزند باربارا و هاگ وارنر مي باشد. پدر او در جنگ ويتنام شركت داشته و از نظر رواني و جسمي در اين جنگ آسيب ديده است. پس از تولد برايان دكتران و روانشناسان ارتش از سلامت جسمي او تعجب كردند. دوران کودکی برایان خيلی سخت و با بد ترين و کثيف ترين شرايط گذشت. وقتی که همه بچه ها به مدرسه می روند او از رفتن به مدرسه پابليک محروم شد و به مدرسه ای مسيحي که کشاورزان و کارگران می روند محکوم شد ، اما برايان به دليل تزوير و دروغي كه در تعاليم آن مدرسه مشاهده مي كرد از تحصيل در آنجا صرفنظر كرد. برايان تحصيلات دوران دبيرستان خود را در مدرسه گلن آک به پايان رسانيد. در همان جا بود كه او براي اولين بار به يك گروه موسيقي پيوست و شروع به نواختن سازهايي همچون باس و جاز نمود ، اما پس از مدت كوتاهي آن گروه را رها كرد. پس از آنكه تحصيلات برايان به اتمام رسيد ، در سن 18 سالگی به همراه خانواده اش به شهر تامپابای در فلوریدا نقل مکان کرد و در آن جا زماني كه در كالج مشغول به تحصيل بود ، به عنوان يك خبرنگار موسيقي در مجله هاي محلي همچون تودی و تونایت و پارالل بیست و پنجم فعاليت مي نمود. در آن هنگام بود كه برايان به عنوان يك مصاحبه گر تصميم گرفت در آن طرف ميكروفن ظاهر شود و مورد مصاحبه قرار گيرد. اين زماني بود كه برايان براي تشكيل يك گروه موسيقي اقدام نمود. وقتی در سال 1989 با گیتاریستی به نام اسکات میچل آشنا و پس از مدتی دوست شد ، آن ها تصمیم به تشکیل یک گروه گرفتند. برایان ، اسکات میچل را تشويق کرد که اسمش را به دیزی برکویچ تغيير بدهد. وقتی که گجت کین به عنوان بيسيست و مادونا واین به عنوان کيبرديست به گروه اضافه شدند ، آنها يک گروه کامل داشتند در آن زمان گروه هيچ نوازنده اي براي جاز نداشت و در عوض از يك ماشين جاز استفاده مي نمود. برایان براي انتخاب نام گروه شروع به بررسي نقاط تاريك و روشن فرهنگ امريكايي کرد و اسم گروه را مریلین منسون و اسپوکی کیدز گذاشت. مدتی که گذشت اعضا ديدند اسم گروه خيلی طولانی و خسته کننده است به همين دليل آنرا به مرلین منسون کاهش دادند . مرلین منسون بر گرفته شده از دو نام است : 1 ) مریلین مونرو (مانکن و هنر پيشه ی ممتاز دهه ی ۶۰ ميلادی ) 2 ) و چارلز منسون( جانی ترين قاتل زنجيره ای دهه ی ۶۰ ميلادی ، البته موسيقی دان هم هست ) برایان در صنعت فیلم نیز وارد شده است او موزیک متن 48 فیلم را کار کرده از جمله فيلم هاي جنجالي و معروف ماتریکس ، اهل جهنم وساکن شیطانی ، در 9 فیلم بازیگر بوده که اولين فعاليت برایان به عنوان هنرپيشه در سال 1996 بوده و 5 فیلم را نیز کارگردانی کرده است ، تهیه کننده 3 فیلم و مدیریت گروه موزیک 3 فیلم را نیز بر عهده داشته ، یک فیلم را نویسندگی کرده و در 67 فیلم از او به عنوان یک شخصیت ، تشکر شده است. برایان يك نقاش حرفه اي در زمينه آبرنگ نیز هست. بسياري از نقاشي هاي او در تعداد بالا به فروش رسيده است. همچنين در ميان خريداران آثار او به افراد مشهوري همچون نیکولاس کاج ، جک آزبرن ، دیو ناواروو اندی دیک برخورد مي كنيم.همچنین برایان در یک بازي كامپيوتري با نام فایرس – پرسون شوتر آریا كه در سال 2005 عرضه شده است در نقش يكي از شخصيت هاي داستان با نام ادگار صحبت مي كند. در ضمن برایان به داستان و شعر نوشتن ، خواندن ، نقاشی ، کلکسيون اعضای مصنوعی پزشکی ، کارتون اسکو بی دو ، عروسک ، جعبه ی غذا ، ميمون ، رنگ سياه ، فلسفه ، نيچه ، جنگ ستارگان ، شکلات ، درام ، مجالس عرق خوری ، شهرت ، حيوانات ، مسابقات و قرعه کشی جوايز علاقه دارد. برایان خال کوبی های خيلی زياد دارد از جمله چشم سيب ( روی هر دو کتف ) ، زنبور قاتل ، درخت بد سرشت روی جمجمه ( بر روی ساعد دست ) ، صورتی با تار عنکبوت روی سر ( بر روی ساعد دست ديگر ) ، ديو يک چشم ، صورت شيطان با زير نويس 666 و چند خالکوبی دیگر .برایان در اکتبر ۱۹۹۴ ترتیب ملاقاتی با آنتوان لاوی بنیان گذار و موسس کلیسای شیطان را داد. لاوی از او ستایش کرد و به او لقب کشیش اعظم کلیسای شیطان را داد. او دکترای افتخاری موسیقی دارد و همچنین دارای مدرک استادی در رشته فلسفه نیز هست. برایان در حال حاضر با مجري برنامه هاي طنز ، دیتا ون تیس نامزد مي باشد و با او زندگي مي كند. او در گذشته با خانم رز مک گاون به مدت دو سال نامزد بود اما آن دو هرگز با يكديگر ازدواج نكردند. همچنين مرلين منسون در گذشته با افرادي همچون ملیزا رمرو ، جنا جامیسن و تراکی لوردز رابطه داشته است.كتاب هاي منتشر شده در ارتباط با مرلين منسون عبارتند از : 1. Marilyn Manson Talking ، نوشته مرلين منسون ، سال 1998 2. Marilyn Manson a Biography ، نوشته Kurt B Reighley، سال 1998 3.The Long Hard Road Out of Hell ، نوشته مرلين منسون ، سال 1999 4.Disecting Marilyn Manson ، نوشته Gavin Badailey ، سال 1999 5. Marilyn Manson Lest We Forget: The Best of ، نوشته مرلين منسون ، سال 2005 6. Lest We Forget: Best of Marilyn Manson-Guitar Tab-Music ، نوشته مرلين منسون ، سال 2006 و بیش از 20 کتاب دیگر . بیوگرافی گروه  مرلین منسون : کارهای اولیه گروه در حد ضبط و انتشار چند کاست مستقل و نواختن در کلوپ ها و برنامه ها بود ، استفاده از جلوه های بصری خاص در این نمایش ها ، آرایش خاص برایان و فضای گوتیک آثارشان به سرعت گروه را مطرح نمود ، کارهای گروه با استفاده از درام قدرتمند باعث شد تا صدایی سخت و تیزتر به گوش شنوندگان برسد و تا سال 1992 آن ها در میان عامه پسندترین حرکت های هنری در حیطه فلوریدای جنوبی به شمار می رفتند. در سال 1993، تنت رزنور با آن ها تماس گرفته و پیشنهادی برای ارایه یک کار جدی کرد و آن این بود که گروه با شرکت مربوط به او یعنی ناتینگ ریکوردز قرار دادی ببندند تا شاید این گونه ، شانس گروه برای حضورهای جدی و ماندگارتر بیشتر شود. برایان این پذیرفت می پذیرد و در خلال تابستان 1994 با کمپانی یاد شده وارد مذاکره شد و اولین آلبوم گروه با عنوان تصویر یک خانواده آمریکایی در همین سال به بازار عرضه شد. از همین جا بود که شهرت منفی گروه آغاز شد اجرای گروه در سالت لیک سیتی شروع این حرکت بود ، کارهای غیر منتظره برایان روی صحنه نمایش او را یک شیطان مجسم ساخته بود. جالب آنکه هر چه تضاد او با جامعه بیشتر می شد و عده منتقدینش افزایش پیدا می کرد ، محبوبیت وی در میان هوادارانش بیشتر می شد ، گروه سال 1996 آلبومی با نام ابر ستاره ضد مسیح منتشر کرد که در میان سه آلبوم مطرح پاپ سال جای گرفت ، محبوبیت منسون رو به افزایش می رفت و جامعه با او در گیر می شد ، کنسرت هایش با پا فشاری مردم کنسل می شد و موسیقی اش از سوی گروه های مذهبی و پیروان آن ها مورد هجوم نقد قرار گرفته و ترحیم می شد ، برایان وارنر که در یک فشار جدی قرار گرفته بود ، برای گفتن حقایق کارها و زندگی به دنبال رسانه ای می گشت که در مصاحبه ی مفصلی با مجله رولینگ استون اسراری را فاش کرد که تحت عنوان جاده دور و دراز خارج از جهنم منتشر و به پر فروش ترین اتو بیو گرافی سال بدل شد و در نیمی از سال يك ميليون و چهارصد هزار نسخه از آن به فروش رسيد این مصاحبه جنجالی ، گروه های مذهبی را به یقین رساند که او روحش را به شیطان فروخته است. حیوانات میکانیکی آلبوم بعدی او در سال 1999 منتشر شد که به دنبال موفقیت اش منجر به برگزاری یک تور حمایتی یکساله شد. پس از تيراندازي هاي مدرسه عالی کلمباین در آوريل سال 1999 كه فساد و ضعف دولتمرداني همچون سناتور جزف لیبرمن را افشا مي نمود ، مرلين منسون نيز شروع به اطلاع رساني و اظهار نظر در ارتباط با آن از طريق وب سايت شخصي خود نمود. تقريباً دو سال بعد در اواخر سال200 مرلين منسون آلبوم جديد خود را با نام جنگل مقدس (در سایه دره مرگ) منتشر ساخت كه پاسخي به انتقاد هاي دريافتي پس از واقعه کلمباین بود. اين آلبوم نيز يك آلبوم بنيادي بود كه مسائلي همچون خشونت با اسلحه ، ترس جوانان و نقش تلويزيون در جامعه آمريكا را مورد بررسي قرار مي داد. در اين آلبوم ، مرلين منسون رابطه اي موازي را ميان ترور جان اف کندی و مصلوب شدن عيسي مسيح بر روي صليب و همچنين ميان قتل جان لینن به تصوير كشيد ، نمايشي كه نشان مي داد ، تلويزيون قربانيان را همچون شهيدان در راه خدا و قاتلين را همانند ستارگان معروف به نمايش مي گذارد. آلبوم جنگل مقدس رتبه پانزدهم را كسب كرد و هرگز به شهرت آلبوم گذشته دست پيدا نكرد. هواداران منسون در ماه می 2003 شاهد انتشار آلبوم عصر طلایی بی تناسب شدند که یک هفته تمام در صدر جدول فروش قرار داشت و رتبه يك را كسب نمود ، حتی عده ای از منتقدین نیز آن را در لیست ده آلبوم برتر خود جای دادند. منسون در سال 2007 آلبوم مرا بخور، مرا بیاشام و در سال 2009 اوج پستی را منتشر کرد. اعضاء کنوني گروه : برایان وارنر به عنوان خواننده ( 1989 تا کنون ) ؛کریس ورنا نوازنده جاز البته به صورت موقت به جای جینجر فیش (۲۰۰۷ تاکنون )؛ مدونا واین گاسی نوازنده کي برد ( 1990 تا کنون ) ؛ تایم اسکولد نوازنده گيتار باس ( 2001 تا کنون )؛ مارک چاوز نوازنده گيتار البته به صورت موقت با گروه همکاري مي کند ( 2004 تا کنون )؛ جینجر فیش نوازنده جاز که در حال حاضر به دليل مصدوميت با گروه همکاري نمي کند ( 1995 تا کنون ) اعضاء قبلي گروه : ززا اسکیپ نوازنده کي برد (سال هاي1990 تا 1991)؛ الیویا نیوتن نوازنده باس ( سال 1990 )؛گجت گین نوازنده باس (سال هاي 1990 تا 1993 )؛ سارا لی لوکاس نوازنده جاز (سال هاي 1990 تا 1995) ؛ دیزی برکوویتز نوازنده گيتار ، باس و برنامه ريز (سال هاي 1990 تا 1996)؛ زیم زوم نوازنده گيتار (سال هاي 1996 تا 1998 )؛ تگی رامرز نوازنده باس و گيتار (سال هاي 1993 تا 2002 )؛ جان فایو نوازنده گيتار (سال هاي 1998 تا 2004 ) سبک موسیقی گروه مرلین منسون شامل تاثیراتی از سبک های هوی متال ، متال تناوبی ، متال صنعتی ، راک شوک آور ، گلم راک ، هارد راک و پاپ است. که منسون کوشش کرده تا با مخلوط کردن نوعی از صداها متشکل از صداهای سنگین گیتار برقی و ضربات سنگین درام و ادغام آن که تکیه بر آلات برقی سبک متال صنعتی دارد سبکی جدید به دوست داران سبک متال ارائه کند. اعضای گروه عقیده‌ای به پیروی از استانداردها و قوانین جاری دنیای موسیقی ندارند که این موضوع در ترانه‌ها و طرح جلد آثار گروه مشهود است. گروه های دیگر در بحث موسیقی شیطانی گروه های دیگری نیز فعالیت میکنند که به خاطر طولانی شدن بحث به ذکر چند نمونه از آنها بسنده می کنیم :

اسلایر

 اسلایر از گروهای بسیار اثر گذار و جنجالی ترش متال در دهه 80 است . که در سال 1982 در هانتینگتون بیچ کالیفرنیا تشکیل شد. دو گیتاریست به نام های کری کینگ و جفر هافمن موسس اصلی این گروه هستند. کار گروه با نواختن کاور آهنگهایی از جوداست پریست و آیرون مدن آغاز شد آنها به سرعت فهمیدند که به خاطر نوع رفتار های عجیب و غریب و شمایل خاصشان مورد توجه هوادارانشان قرار گرفته اند.

دیساید

 اين گروه از اشعاري کفر آميز و دين ستيز استفاده مي نمايد. و از گروههاي اصلي دث متال به شمار مي رود هسته اصلي گروه در تامپای فلوریدا به عنوان يک متال زيرزميني در سال 1987 با نام آمون شکل گرفت. شرکتي بنام روآدرونر بعدها اين گروه را به نام دیساید تغيير نام داد. نکات مهم پیرامون این گروه ، تاسيس سازمان اینستن سیتی موزیکال و خشونت ضد مسيحي توسط طرفداران متعصب دیساید و نيز ايجاد محلي براي اجراي موسيقي دث متال براي آنها در آمريکا و علامت گروه که يک صليب وارونه بر روي پيشاني مي باشد ، قابل توجه است. رئيس اين گروه ، خود را مظهري از يک شيطان خالص معرفي کرد و در اجراهاي زنده اقدام به ريختن اعضاي حيوانات در ميان جمعيت مي نمود ، به همين دليل از کلوپ ها طرد شد ، نام گروه در مجلات مختلف تحريم شد و در ليست سياه گروه هاي مخالف مسيحي و مبارزان با کشتار حيوانات قرار گرفت. اين گروه آلبومي را توليد کرده که براي عکس روي آلبوم از شکم پاره شده ی مسيح استفاده شده است.

متالیکا

گروه متاليکا در سال 1981کار خود را در کاليفرنيا آغاز نمود . پس از آشنا شدن دو تن از اعضای اصلی اين گروه يعنی لارس اولريچ ( متولد 26 دسامبر1963 در کپنهاک دانمارک ) و جيمزآلن هتفيلد ( متولد 3 آگوست 1963 در لوس آنجلس آمريکا ) آنها برای انتخاب اعضای مناسب برای گروهشان و هماهنگی بيشتر دست به ساختن چند قطعه نمايشی زدند. اولين کار آزمايشی اين گروه کشتار آهنين درژانويه 1982 با نوازندگی درامز لارس اولريچ گيتار بيس و خوانندگی جيمز هتفيلد و تکنوازی گيتار ليود گراند به بازار عرضه شد . ولی در دومين قطعه آزمايشی آنان به نام روشنايی را فرار دهيد ، تغييراتی در گروه صورت گرفت و به جای ليود گراند نوازنده ای به نام ديو ماستين نوازندگی گيتار را بر عهده گرفت و شخصی به نام ران مک گاونی نوازندگی گيتار را بر عهده گرفت که با آمدن او جيمز به نوازندگی گيتار و خوانندگی مشغول شد . پس از آن آنان برای اولين بار برای اجرای اين قطعات به سانفرانسيسکو سفر کردند که تمامی اجراهای آنان در کلوپهای زير زمينی سانفرانسيسکو صورت گرفت پس از اين اجراها بود که گروه تصميم گرفت تغييراتی در خود بوجود آورد و نقاط ضعف خود را تقويت کند .

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در چهارشنبه 1391/03/03 و ساعت 18:37 |

شهر "خرمشهر" پس از گذشت بیست ماه از آغاز جنگ تحمیلی همچنان در چنگ مزدوران بعثی قرار داشت. دشمن استحكامات و موانع پیشرفته را احداث و 36 هزار نفر از نیروهای خود را در خطوط پدافندی پیچیده ای متمركز و مستقر كرده بود. گذر از چنین خط مرگباری به یك معجزه و كار خدایی شبیه بود... . در نخستین دقایق دهم اردیبهشت ماه سال 1361،كه مصادف با سیزدهم رجب بود،نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی حمله گسترده ای را با نام مبارك "یا علی بن ابی طالب(ع)" آغاز كردند و سرانجام پس از چهار مرحله عملیات تهاجمی در منطقه ای به وسعت 6000 كیلومتر مربع در تاریخ سوم خردادماه سال 1361 خرمشهر عزیز پس از 575 روز اشغال و ویران شدن خانه ها و اماكن عمومی و دولتی آزاد و پاكسازی شد و به آغوش میهن اسلامی بازگشت. در این عملیات، كه به "بیت المقدس" نامیده شد، 16 هزار و پانصد نفر از متجاوزان كشته و زخمی و 19 هزار نفر اسیر شدند. 40 فروند هواپیما، 285 دستگاه تانك و نفربر، 500 دستگاه خودرو و ده ها قبضه توپ سبك و سنگین از دشمن منهدم شد و 105 دستگاه نفر بر و تانك، ده ها انبار مهمات، صدها دستگاه خودروی سبك و سنگین، 18 قبضه توپ 130 میلیمتری و هزاران قبضه سلاح انفرادی و ... به دست رزمندگان اسلام افتاد. در این عملیات همچنین 180 كیلومتر از مناطق مرزی و 5038 كیلومتر مربع از مناطق اشغالی آزاد شد. ... سرگرد "كامل جابر" از افسران ستاد سوم ارتش عراق می گوید:"پس از باز پس گیری خرمشهر توسط ایرانی ها، صدام فرماندهان سپاه سوم را در روز 27 مه 1982 برای اعطای نشان شجاعت به كاخ ریاست جمهوری در بغداد فراخواند. صدام پس از اعطای نشان به فرماندهانی كه با دست خالی از جبهه خرمشهر بازگشته بودند، طی مراسمی در حضور خبرنگاران پس از پایان مراسم و بیرون كردن خبرنگاران خطاب به این فرماندهان گفت:"من از مقاومت شما در "محمره" (خرمشهر) راضی نیستم. اعطای این مدالها به شما، صرفاً اقدامی برای تسكین افكار عمومی است.
آرزو می كردم در بندر محمره كشته می شدید، ولی عقب نشینی نمی كردید، آیا شما واقعاً لیاقت دریافت نشان شجاعت را دارید:نه، اصلاً ندارید. وجدان من آرام نمی گیرد، مگر وقتی كه سرهای له شده شما را زیر شنی تانكها ببینم." در این هنگام سرتیپ ستاد "ساجت الدلیمی" لب باز كرد و گفت:"قربان، ببخشید... " اما صدام در حالی كه از فرط خشم دندان روی دندان می فشرد، نگاه تندی به او كرد و گفت:"ساكت باش بی شعور، ساكت باش ترسو، همه شماها ترسو هستید، همه شماها مستحق اعدام هستید، چرا علیه ایرانی ها از سلاح شیمیایی استفاده نكردید." یكی از افسران در پاسخ به او گفت:"قربان، در این صورت گازهای شیمیایی به خاطر نزدیكی خطوط ما و ایرانی ها روی سربازان ما هم تأثیر می گذاشت." صدام بلافاصله جواب داد:"سربازان تو بمیرند، مهم نیست. مهم این بود كه محمره در دست ما باقی بماند. ای حقیر... " وقتی سرتیپ ستاد "نبیل الربیعی" خواست شروع به صحبت كند، صدام كفش خود را از پای درآورد و به طرف صورت آن سرتیپ پرتاب كرد و با لحنی كه نفرت و تحقیر از آن می بارید، گفت:"من در مقابل خودم، حتی یك مرد در اینجا نمی بینم، هنگام خروج از سالن كاخ، بعضی از فرماندهان گریه می كردند. آخر در آن جلسه، صدام برای سومین بار به صورتشان تف انداخته بود.

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در چهارشنبه 1391/03/03 و ساعت 18:33 |
اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها


وارد کنندگان امروز در اقتصاد ایران تنها و تنها به اهداف خود فکر می کنند، اهدافی که از طریق ضعیف نگه داشتن تولید داخلی محقق میشود.


واردات

این یادداشت در صدد است هشدار جدی به سیاست مداران در اقتصاد ایران بدهد و آن این است که نباید دانسته و نداسته بستر قدرتمند شدن واردات را فراهم کرد چرا که قدرتمند تر شدن واردکنندگان هزینه های جبران ناپذیری به اقتصاد ایران وارد خواهد کرد.

شاید هنوز یک هفته از صحبت های رئیس اتحادیه واردکنندگان گوشت نگذشته است، صحبت هایی که هر چند ذهن خوانندگان آن را، به آنچه در این یادداشت ذکر خواهد شد، معطوف نمی کرد ولی به نظر می رسد که مهم ترین سندی است که می توان از سود جویی اطرافیان دولت در امر سودهای فراوان ناشی از واردات پرده برداشت.

حسین صدر با بیان این که برخی زیر مجموعه های دولت در امر واردات کالا به ویژه اقلام پروتئینی هستند ابراز داشت: بهتر است زیرمجموعه های دولت خود را از این فعالیت کنار بکشند تا بخش خصوصی وارد این امر شود.

البته هم اکنون در صدد نیستیم از طریق سخن گفته شده، ذهن خوانندگان را به بیراهه ببریم، چرا که به خوبی می دانید که بخش خصوصی اگر وارد فعالیت واردات شود، اصولا وجه مشروعیت خویش را از دست خواهد داد، آنچه از بخش خصوصی به عنوان ویژگی مثبت از آن صحبت به میان می آید، به علت آن است که این بخش با تکیه بر سرمایه های انسانی می تواند عامل رونق تولید داخلی شود و این که فکر کنیم بخش خصوصی جدای از رسالت اصلی اش موضوعیت دارد، سخت در اشتباه خواهیم بود، به بیان دیگر این که بخش خصوصی تا چه حد به رسالت خویش عمل می کند ملاک است و اگر قرار باشد بخش خصوصی به واردات مشغول شود، نه تنها امر مثبتی صورت نگرفته است، بلکه شاهد مولد سوزی به جای مولد سازی خواهیم بود.

به هر حال بحث بر سر این است که هم اکنون، زیر مجموعه های دولت در امر واردات سودهای فروانی را کسب می کنند و اگر قرار است دولت به فکر تولید و رونق تولید داخلی که شعار امسال نیز میباشد، باشد، بهتر است اول از همه ریشه این درآمدزایی را از بدنه خویش حذف کرده و در ثانی از طریق حمایت از بخش های تولیدی و عدم تشدید رکود تورمی عملا ریشه سودجویی و سوء استفاده واردکنندگان را بگیرد.

واردات-پول

هم اکنون واردکنندگان از هر طریق به دنبال قوی کردن رد پاهای خود در اقتصاد ایران می باشند و این کار را از طریق مولد کشی و انجام انواع و اقسام هزینه بر سر راه تولید کنندگان داخلی به انجام می رسانند، به گونه ای که در صنعت مرغداری، واردکنندگان مرغ برای آنکه واردات مرغ را توجیه کنند علاوه بر آنکه به دنبال هر بهانه ای از جمله عید و... بودند تا مجوز واردات مرغ را بگیرند، دسترسی تولید کنندگان مرغ داخلی را از دان مورد نیاز مرغداری سخت کرده بودند که این عاملی برای توجیه واردات مرغ و توانایی گران فروشی بیشتر وارد کنندگان به دلیل گرانی مرغ داخلی شده بود.

دلال ها نیز از جمله کسانی هستند که از طریق گران کردن دانه ها دامی و محصولات کشاروزی علاوه بر کسب سودهای فروان، زمینه سودهای بیشتر برای واردکنندگان را فراهم می کردند، به گونه ای که جمشید سلیمانی، مدیر عامل اتحادیه دام داران استان تهران، در مصاحبه ای تکان دهنده گوشه ای از ابعاد ماجرا را بیان کرده و به نوعی در گفته های خود از حمایت هایی که از واردکنندگان می شود و عدم حمایت هایی که از تولیدکنندگان می شود، سخن به میان آورده بود.

به هر ترتیب، بحث بر سر این است در شرایطی که واردکنندگان به دلیل منافع فروانی که در واردات موجود است، به دنبال افزایش هزینه های تولید کنندگان و ضعیف کردن آنها هستند، سیاست های دولت نباید سیاست هایی باشد که وارد کنندگان دوست دارد. آیا تطابق سیاست های دولت و واردکنندگان نشان از نفوذ فراوان زیرمجموعه های دولت است یا آن که دولت نداسته در خدمت زیر مجموعه های دولتی خود می باشد؟

به هر حال علت سود های فراوانی که در واردات خوابیده است، وجود شرایط رکود تورمی حاکم بر اقتصاد ایران می باشد، این شرایط به خودی خود اگر رها شود، رکود تورمی بیشتر و واردات بیشتر را خلق خواهد کرد، ( چرا که واردات زاییده رکود تورمی است و خود به تشدید علت خود کمک می کند و این دور باطل از بین نمی رود مگر آنکه دولت به مبارزه با علت این دور باطل که همان رکود تورمی است برخیزد) حال چه برسد به این که قرار باشد سیاست های هزینه زای دیگر اجرا و تصویب شود.

هم اکنون زمزمه ی فاز دوم سبب شده است که بازار ارز نیز ملتهب شده و روند گرانی را آغاز کند، این علامت ها همه هشدار است؛ هشدار به این که اجرای سیاست هایی که در مرحله اول تولید را ضعیف می کند، واردات و دلالی را رشد خواهد داد که البته نتیجه رشد فعالیت هایی که از ضعف تولید نهایت بهره می برند، چیزی جز ضعیف تر کردن تولید نخواهد بود، امید است پیکان و جهت سیاست گذاری های اقتصادی تغییر کرده و به جای آنکه تولید را در معرض فشار و نابودی قرار داده و تولید را هدف بگیرد، واردات پروری و دلال پروری را هدف قرار بدهد.

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در چهارشنبه 1391/03/03 و ساعت 18:23 |
واقعيت سحر و جادوگري،امري پذيرفته شده در بينش و نگرش قرآني است. جادوگري به مفهوم واقعي آن ،به معناي تصرف خارق العاده و بيرون از دايره امور طبيعي است. انسان به جهت خليفه الله بودن و تعليم اسمايي، از توانمندي ها و ظرفيت هاي بسياري برخوردار است كه فراتر از هر موجودي است؛

زيرا تعليم وآموزش همه نام هاي الهي كه در آيه 30 سوره بقره بدان اشاره شده به معناي آن است كه انسان از نظر ماهيت و ذات، آفريده اي است كه از همه صفات و اسمايي كه خداوند به او تعليم داده برخوردار مي باشد. اين ظرفيت و توانمندي شامل امور عادي و غير عادي مي شود.

از آن دسته توانمندي ها مي توان به خلاقيت و آفريدگاري و ربوبيت طولي اشاره كرد. يكي از اين توانمندي ها و ظرفيت ها كه به تعليم و جعل اسمايي در ذات و ماهيت انسان سرشته و به وديعت نهاده شده است، تصرفات فرامادي و فرا فيزيك و قوانين طبيعي است.

اين دسته از ظرفيت ها و توانمندي ها به يقين فراتر از توانمندي هاي هر آفريده ديگر از جنيان و فرشتگان است تا بتواند به عنوان خلافت الهي آنان را مديريت و تدبير و ربوبيت نمايد و هر يك را به كمال لايق و شايسته شان برساند. از اين رو همه فرشتگان و جنيان در برابر انسان، سجده كرده و اطاعت و فرمانبرداري وي را پذيرفته اند تا تحت مديريت او به كمال خويش دست يابند.

هر چند كه به ظاهر و در مقام تشريع، ابليس كه از جنيان و بزرگ ايشان بود، از اين كار سرباز زد و تمرد و عصيان نمود و خود را به علت مايه و سازه جنسي خويش برتر ديد و گفت كه از آتش و جنس برتر است ولي با اين همه، وي نيز به حكم تكوين وامر الهي، مسخر انسان و تحت ولايت و خلافت الهي انسان مي باشد.

بنابراين تنها كاري كه به عنوان دشمن آشكار مي تواند انجام دهد وسوسه است و هيچ گونه تصرف فراتر از آن نخواهد داشت و تنها كساني كه ولايت و خلافت او را مي پذيرند تحت سلطه وي در مي آيند و از اوليايش به شمار مي روند. از اين رو ابليس در رستاخيز، خطاب به دوستان و اولياي خويش مي گويد: فلاتلوموني و لوموا انفسكم؛ مرا سرزنش نكنيد و خود را سرزنش كنيد؛ زيرا تنها شما را وسوسه كردم و شما خود مطيع و فرمانبرم شديد.

به هر حال طبيعت و ذات انسان به گونه اي است كه داراي ظرفيت و توانمندي هاي بسياري مي باشد، كه يكي از آن ها تصرف در فرآماده و ايجاد امور خارق العاده و فرا طبيعي و فيزيك است. البته برخي به جهت شرايط اعتدالي زيست محيطي و وراثتي در كودكي نيز ممكن است به اين ظرفيت و توانمندي به شكل فعليت ضعيف دست يابند و يا با آموزش مي توانند خود را به اين فعليت برسانند.

اين توانمندي انسان مانند بسياري ديگر از توانمندي ها به صورت قوه و توانايي در ذات انسان وجود دارد و مي توان در يك فرآيند تعليمي و تربيتي و آموزشي و پرورشي به فعليت رساند و از آن بهره برد.

توانايي انسان براي سحر و جادو

انسان ها به طور طبيعي توانايي اعمالي را دارند كه از آن به سحر و جادو ياد مي شود. برخي اين توانمندي را به شكل اعتدالي زيست محيطي و وراثتي به ارث مي برند و در كودكي و خردسالي مي توانند از آن بهره گيرند. برخي ديگر نيز با آموزش و پرورش نفس خويش مي توانند آن را فعليت بخشيده و در فراماده و فرا طبيعت و يا در ماده و طبيعت با اين توانايي فرامادي خويش تصرف نمايند.

در حقيقت اين توانايي با توجه به اسباب مختلف مانند آموزش و پرورش و قدرت و توانايي ذاتي روحي و رواني شخص متفاوت و از درجات متنوعي برخوردار مي باشد. از اين رو برخي ها توانايي تصرفاتي چون ايجاد كردن را دارا مي باشند و مي توانند ميوه و يا خوراكي را ايجاد و خلق كنند و يا مي توانند در رفتار و كردار ديگري تاثيرگذار باشند و دل و قلب كسي را به سوي خويش و يا ديگري متمايل سازند و يا زمينه انزجار و بيزاري را فراهم آورند.
ابزارهاي سحر و جادو و روش هاي آن نيز به نسبت توانايي شخصي متفاوت و متعدد است. از اين رو برخي تنها در روح و روان و برخي در جسم تصرف مي كنند، و يا اين كه برخي تنها از راه چشم و برخي ديگر از راه دست و يا ابزارهاي ديگر مي توانند تصرف نمايند.

يكي از معروف ترين نوع جادوگري و تصرف ها، تصرف از راه چشم است كه در اصطلاح فارسي از آن به چشم زخم ياد مي شود و دارندگان چنين توانايي را برخي بديمن و شوم چشم مي شمارند. در اين نوشتار تنها اين نوع از سحر و جادو و تصرف فرامادي مورد تحليل و تجزيه قرار مي گيرد.

چشم، يكي از نشانه هاي خدا

چشم كه در آموزه هاي قرآني از آن به عين و بصر و راي و نظر تعبير مي شود گاه به ابزار و گاه به نوع كنش و واكنش آن اشاره دارد. «عين»، نام ابزار ديدن و رويت و نظر است. خداوند آفرينش چشم براي انسان را يكي از آيات الهي مي داند (انعام آيه 46 و يونس آيه 31 و آيات ديگر). چشم به عنوان ابزار ديدن و نگريستن، ابزاري است كه با اتكا به روح انسان توانايي ديدن مي يابد. به اين معنا كه روح انساني است كه در حقيقت از دريچه و ابزار چشم مي نگرد و مي بيند (سجده آيه 9)؛

از اين رو ميان چشم و روح ارتباط بسيار تنگاتنگي وجود دارد و اين روح انساني و نفس اوست كه چشم را مديريت مي كند. اين گونه است كه روح انساني براي درك و شناخت خود و جهان و ادراك موقعيت خويش در هستي و بهره گيري از نعمت هاي خداوندي در راستاي تكامل خويش، از ابزار چشم بهره مي گيرد (بقره آيه7و 171 و اعراف آيه 179 و ده ها آيه ديگر).

خداوند اين ابزار را به انسان داده است تا با تامل در جهان آفرينش شناخت كاملي از خود و خدا به دست آورد و زمينه عبوديت خداوندي را در نهاد خود فراهم سازد و تقويت نمايد، و با پرستش خداوند و شكر نعمت، گام در راه تكامل تا قاب قوسين او ادني (نجم آيه 9) بردارد. اين توانايي ديدن و آگاهي و شناخت از موقعيت خود و خدا و جهان، از همان روزهاي آغازين تولد آغاز و در يك فرآيند طبيعي به تكامل مي رسد (نحل آيه 78).

در گزارش قرآن به اين نكته اشاره شده كه جنيان نيز همانند انسان ها از چشم برخوردارند (اعراف آيه 179) با اين تفاوت كه، چشمان جنيان از يك قابليت بيش تري نيز برخوردار مي باشد و در حالت عادي مي توانند انسان ها را بنگرند ولي انسان تنها زماني كه خود را تعالي بخشيد و از چشم برزخي بهره مند شد مي تواند عالم مثال منفصل را بنگرد كه منطقه زيست جنيان در دنياست.

از اين رو خداوند به بشر هشدار مي دهد كه جنيان و ابليس مي توانند شما را در حالت عادي بنگرند ولي شما از چنين توانايي برخوردار نمي باشيد، پس مواظب باشيد از اين ضعف و سستي شما سوءاستفاده نكنند و شما را وسوسه و گمراه نسازند.

ارتباط روح و چشم

چشم انسان از آن جايي كه تحت تاثير مستقيم روح و جان انساني كار مي كند و به يك معنا با نفس و روان آدمي مرتبط است حركات آن نيز تحت تاثير جان و روان قرار مي گيرد. از اين رو انسان هايي كه در حالت ترس روحي و رواني قرار مي گيرند چشماني خيره پيدا مي كنند و يا چشمانشان به حركت در مي آيد.

در حقيقت حركت غيرعادي چشم متاثر از حالت رواني و دروني انسان انجام مي شود. ترس موجب مي شود چشمان به طور غيرعادي به حركت درآيد (احزاب آيه 19). گاه نيز اتفاق مي افتد كه چشم با ديدن چيزهايي چنان روح را تحت تأثير قرار مي دهد كه امكان مهار حركات ساير اعضا براي جان و روان آدمي فراهم نمي شود. در داستان يوسف (ع) و زنان اشراف چنين موقعيت براي زنان اشراف پديد مي آيد و آنان تحت تاثير جمال و زيبايي شگفت انگيز فرابشري يوسف، دست خويش را مي برند (يوسف آيه 31).

اين نشان مي دهد كه چشم انساني موجب مي شود تا هم خود تحت تأثير روح، حركات و رفتارهاي غيرعادي و غيرمهار شده انجام دهد و هم مي تواند ابزاري براي تحت تاثير قرار دادن روح آدمي شود تا مهار و كنترل ساير اعضا را از دست دهد. اين بدان معناست كه ميان روح انساني و چشم ارتباط بسيار حساس و ظريفي وجود دارد.

سحر چشم

گفته شد كه سحر و جادو از توانمندي هاي ذاتي بشر است و انسان ها مي توانند به اعتدال ذاتي و غير اكتسابي به اين توانايي به صورت فعلي دست يابند، و يا با آموزش و پرورش، استعداد و توانمندي ذاتي خويش را در اين زمينه آشكار سازند.

در داستاني كه قرآن درباره مردم بابل ميانرودان گزارش مي كند، به مساله وجود سحر و تعليم آن به كمك دو فرشته الهي به نام هاروت و ماروت اشاره مي نمايد. در اين داستان كه در سوره بقره آمده به خوبي تبيين و تحليل مي گردد كه سحر و جادو قابل تعليم و آموزش است و كاركردهاي بسياري دارد و مي تواند امري مثبت و سازنده و يا منفي و زيانبار باشد.

در اين جا هدف آن نيست كه علت اين كه چرا دو فرشته مامور مي شوند در بابل به مردم سحر و جادوگري بياموزند تبيين شود؛ زيرا اين خود نوشتار و تحقيقي ديگر را مي طلبد. اما اين نكته در اين گزارش و تحليل به روشني ظاهر مي شود كه انسان اين استعداد و توانمندي را به طور ذاتي دارا مي باشد كه از عناصر فرامادي استفاده كند و يا ابزارهاي مادي را در امور فرامادي به كار گيرد در مورد اخير مراد آن است كه شخص مي تواند از امور مادي چون چشم براي امري معنوي مانند محبت و دشمني بهره ببرد.

در داستان سحر جادوگران مصري و مبارزه ايشان با حضرت موسي(ع)، اين نكته مورد تاكيد قرار مي گيرد كه سحر مي تواند در چشم و تصرف در آن باشد. از اين رو نفوذ جادوي ساحران فرعوني در چشم بني اسرائيل بوده كه موجب وحشت ايشان مي شود. به اين معنا كه شخص مي تواند با اعمالي، در چشم شخص تصرف كند و تاثيرات آن را در جان و روحش ببيند. بنابراين با حركت طناب ها و ريسمان ها در چشمان مردمان تصرف شده و در جان ايشان وحشت و ترس افكنده مي شود. (اعراف آيه 116)

كافران مكه نيز در برابر معجزات پيامبر(ص) مدعي بودند كه چشمانش در برابر مشاهده گشايش درهاي آسمان مسحور شدند و در حقيقت پيامبر در چشمان ايشان تصرف كرده تا نتوانند حقيقت و واقعيت را از خيال جدا كنند. (حجر آيه 14و 15)

به هر حال شكي نيست كه انسان از توانايي خاص و خارق العاده اي برخوردار است كه موجبات تصرفات فرامادي و فراطبيعي را فراهم مي آورد. همين مساله و وجود كساني كه از اين توانايي برخوردار بودند موجب شده حتي معجزات پيامبران كه امري فراتر از سحر و جادو بوده و نشانه و آيتي بزرگ و غيرقابل انكار مي باشد از ديدگاه كافران به عنوان سحر و جادو برآورد و قلمداد شود. آنان پيامبران را به عنوان ساحران و نه پيامبران معرفي مي كردند.

در آيات بسياري از قرآن به اين مسئله اشاره شده كه كافران دربرابر معجزات باهره پيامبران، ايشان را متهم به سحر و جادو مي كردند و هرگونه ارتباط اين معجزات را با خداوند انكار مي نمودند. اينها همه نشانه اي از وجود سحر و جادو و آثار و تأثيراتي بود كه درجامعه بشري وجود داشت و بسياري از مردم به ذاتي و يا با آموزش به آن دست يافته بودند.

چشم زخم

چنان كه گفته شد يكي از اقسام سحر و جادو، تصرفات چشم است، كه اگر به گونه آسيب زا و زيانبار باشد از آن به چشم زخم ياد مي شود. چشم زخم به معناي آسيبي است كه چشم بد به كسي بزند. (فرهنگ فارسي ج1ص1290)

قرآن در آيه 67 سوره يوسف، به امكان وحقانيت چشم زخم اشاره مي كند. در اين آيه حضرت يعقوب(ع) به فرزندان خويش فرمان مي دهد كه هنگام ورود به مصر از يك دروازه شهر وارد آن نشوند و از آن جايي كه فرزندان ده گانه ايشان افرادي زيبا و تنومند و جوان بودند از ايشان مي خواهد براي در امان ماندن از چشم زخم مردم مصر از دروازه هاي متعدد وارد شوند تا به چشم نيايند (الميزان ج11 ص218).

بنابراين مي توان گفت كه چشم زخم امري پذيرفته شده در بينش و نگرش قرآني است.(مجمع البيان ج5 و 6 ص380)

در حقيقت يعقوب(ع) از چشم زخم مصريان نسبت به فرزندانش دل نگران بود.هرچند كه آن حضرت(ع)، براين نكته تأكيد مي ورزد كه قدرت انسان هاي داراي چشم زخم به گونه اي است كه او نمي تواند جلوي آنها را بگيرد مگر آن كه اراده الهي به اين تعلق گيرد كه چشم زخم مردم در ايشان اثر نگذارد.(يوسف67)

مهم ترين آيه كه درباره چشم زخم بدان اشاره مي شود آيه 51 سوره قلم است. سـبـب نـزول آيـه آن بود که، كفار مي خواستند رسول اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) را چشم بـزنـنـد تـا وفـات كند يا كشته شود. طايفه اى از بنى اسد معروف بودند به چشم بد. هر گـاه يـكـى از آنها به گاو يا شترى نظر مى افكند، فوراً آن حيوان ميمرد يا مجبور مي شدند آن را ذبـح و نـحـر كـنـنـد.

يكى از آنـهـا کنيزى داشت مـي گفت به او: بر خيز و زنبيل را همراه من بياور تـا گوشت فراهم كنم. ميرفت هر كجا شتر يا گاو و گوسفند نـيـكـوئى مـي ديد مي گفت چقدر نيكو است، مانند اين حيوان نديده ام. فورا صاحبش از ترس آنكه هـلاك شـود آن را مـي كشت و نصيبى به او مي داد، و بر هر چه چشمش اصابت مي كرد طولى نمي كشيد كـه او هـلاك مي شد.

قريش به آن مرد گفتند: بيا و نظر بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم افـكـن تـا چـشـمـت بـه او رسـد. آن مـرد آمـد نـزد رسـول خـدا. آن حـضـرت مـشـغـول قرائت قرآن بود ساعتى بحضرتش نظر انداخت و انديشه مي كرد و هيچ شك نداشت در آنـكـه پـيغمبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) بچشم او زده مي شود و اين بيت را انشاء كرد و گفت :

[قد كان قومك يحسبونك سيدا و اخال انك سيد معيون] ( پيروانت معتقدند كه مرد آقائى هستى، ولى من معتقدم مرد چشم خورده اى هستى )

پـروردگـار آيـه [وَ إِنْ يـَكـادُ ] را نـازل نمود و آن حضرت را از چشم بد آن مرد نگاه و محفوظ داشت. (تفسير جامع ، ج 7، ص : 226)

واژه زلق در لسان العرب، به معناي لغزيدن است و زلق بابصار و لغزيدن به چشم يعني اين كه "تو را با چشمانشان آزار رسانند و تو را از مقامي كه داري بلغزانند"(لسان العرب ج6ص70). اين مقام همان مسئله ذكر حكيم و قرآن عظيمي بود كه آنان را شگفت زده كرده بود و بهترين سخنوران و شاعران كافران در برابرش زانو به زمين زده بودند.

روايات درباره چشم زخم :

1. عـــَنْ مـــُعـــَمَّرِ بـْنِ خـَلَّادٍ قـَالَ كـُنْتُ مَعَ الرِّضَا عبِخُرَاسَانَ عَلَى نَفَقَاتِهِ فَأَمَرَنِى أَنْ أَتَّخِذَ لَهُ غـَالِيـَةًفـَلَمَّا اتَّخـَذْتـُهـَا فـَأُعـْجـِبَ بِهَا فَنَظَرَ إِلَيْهَا فَقَالَ لِىيَا مُعَمَّرُ إِنَّ الْعـَيـْنَ حـَقٌّ فـــَاكـــْتـــُبْ فـِى رُقـْعـَةٍالْحـَمـْدَ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الْمُعَوِّذَتَيْنِ وَ آيَةَالْكُرْسِىِّ وَ اجْعَلْهَا فِى غِلَافِ الْقَارُورَةِ

معمّر بن خلاد گويد: در خراسان متصّدى مخارج و كارهاىحضرت رضا عليه السلام بودم . حضرت دستور داد برايش عطرى تهيه كنم ؛ وقتى تهيّه كردم، شگفتى نمود و به آن نظر كرد و فرمود: اى معمّر چشم زخم واقعيّت دارد، بر پارچه اى (حمد) و توحيد و معوّذتين و آية الكرسى را بنويس و آن را در جلد قاروره و شيشه عطر قرار ده.(مكارم الا خلاق ص 386)

2. رُوِىَ عـــَنْ أَبـــِى عــَبـْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قـَالَ الْعَيْنُ حَقٌّ وَلَيْسَ تَأْمَنُهَا مِنْكَ عَلَى نَفْسِكَ وَ لَا مـِنـْكَ عـَلَى غـَيـْرِكَفـَإِذَا خـِفْتَ شَيْئاً مِنْ ذَلِكَ فَقُلْ ما شاءَ اللّهُ لا قُوَّةَ إِلاّبِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ ثَلَاثاً

از امـام صادق (ع ) روايت است كه: چشم زخم واقعيّت دارد،از چشم ديگرى بر خود ايمن مباش و هم از چشم خود بر ديگرى و اگر از چشم زخم ترسيد سه بار بگو: ما شاء الله لا حول و لا قوّة الا بالله العلىّ العظيم (مكارم الا خلاق ص 386)

3. عـــَنْ أَبـــِى عـــَبـْدِ اللَّهِ ع : إِذَا تـَهـَيَّأَ أَحـَدُكـُمْتـَهْيِئَةً تُعْجِبُهُ فَلْيَقْرَأْ حِينَ يَخْرُجُ مِنْ مَنْزِلِهِالْمُعَوِّذَتَيْنِ فَإِنَّهُ لَا يَضُرُّهُ شَيْءٌ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى

از امـام صـادق (ع ) روايـت اسـت : چون يكى از شما با هيأت آراسته اى از خانه بيرون مى شود به هنگام خروج دو سوره معوّذتين را بخوانيد: كه به فرمان حق آسيبى نبينيد ان شاء اللَّه تعالى.(مكارم الا خلاق ص 386)

وظيفه كسى كه چشمش شور است:


از بـعضى روايات استفاده مى شود كه ،وظيفه كسى كه چشمش شور است در وقتى كه متعجب شد از كسى و يا چيزى بگويد [تبارك الله احسن الخالقين اللهم بارك فيه ]. و يا بگويد [الله الصمد ما شاء الله لا قوه الا بالله ]. و يا بگويد [آمنت بالله و صلى الله على محمد و آل مـحـمـد ]. تـا چـشمش اثر نكند . و در بعضى روايات هست اگر كسى چشمش شور بود و اثر كرد وظيفه اش اين است كه فورى وضو بگيد تا اثر چشم زخم از بين برود

4. عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع : مَنْ أَعْجَبَهُ مِنْ أَخِيهِ شَىْءٌفَلْيُبَارِكْ عَلَيْهِ فَإِنَّ الْعَيْنَ حَقٌّ

از امـام صـادق (ع ) روايـت است : هر كه چيزى از رفقايش او را شگفت آرد به او بارك الله گويد كه چشم زخم واقعيت دارد

(مكارم الا خلاق ص 386)

5.وَ قَالَ النَّبِىُّ ص إِنَّ الْعَيْنَ لَتُدْخِلُ الرَّجُلَ الْقَبْرَ وَالْجَمَلَ الْقِدْرَ

و نبى اكرم (ص ) فرمود : چشم زخم مرد را به گور و شتر را به ديگ مي فرستد.(مكارم الا خلاق ص 386)

6. وَ مـــِنـــْهُ، عـَنْ مـُحَمَّدِ بْنِ مَيْمُونٍ الْمَكِّىِّ عَنْ عُثْمَانَبْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عـَنْ صـَفـْوَانَ الْجـَمَّالِعـَنْ أَبـِى عـَبـْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قـَالَ لَوْ نـُبـِشَ لَكـُمْعـَنِ الْقـُبـُورِ لَرَأَيـْتـُمْ أَنَّ أَكـْثَرَ مَوْتَاهُمْ بِالْعَيْنِلِأَنَّ الْعَيْنَ حَقٌّ أَلَا إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قـَالَ الْعـَيـْنُ حـَقٌّفـَمـَنْ أَعـْجَبَهُ مِنْ أَخِيهِ شَىْءٌ فَلْيَذْكُرِ اللَّهَ فِى ذَلِكَفَإِنَّهُ إِذَا ذَكَرَ اللَّهَ لَمْ يَضُرَّه

از امـام صـادق (ع ) روايـت اسـت : اگـر قـبـرهـا شـكافته شود هر آينه مى بينيد كه بيشتر مـردگـان بـه سـبب چشم زخم مرده اند، زيراچشم زخم حق است. آگاه باشيد، پيامبر فرمودند: چشم زخم حق است . پس اگر از چشم زخمترسيديد ذكر خدا بگوئيد كه ذكر خدا مانع اثر چشم زخم مى شود.(بحار الا نوار ج 60 ص: 25)

نکته مهمی که نباید فراموش شود این است که، قدرت الهی است که انسان را از شر سحر و انواع ان مصون می دارد لذا پناه بردن به اجسام یا اشیائی که هیچ توجیه دینی ندارد به نوعی پناه بردان به غیر خدا محسوب می شود، و دیگر اینکه بـسـيـار ديـده مـي شـود افـرادى صـرفـا بـه دليـل ايـنـكـه چـشـم فـلانـى بـه مال يا عزيزانشان افتاده و بعد بيمارى يا مشكلاتى براى آنها پيدا شده ديگران را متهم بـه چـشـم شـورى مـي كـنـند كه از چشم زخم فلانى چنين و چنان شد،

و چه بسا اين بدبيني ها كـدورتـ هـایى مـيـان دوسـتـان يـا افـراد يـك فـامـيـل و يـك مـحـل بوجود مى آورد و سبب جدائى و قطع رحم عده اى از يكديگر مى شود، بلكه ممكن است بـه سـبب كوتاهى و اهمال كارى خود فرد باشد، يا به خاطر بدى كه در حق اقوام نزديك مـثـل پـدر و مـادر و ديگران كرده باشد، يا به خاطر انجام گناهان يا ناشكرى و غفلت از يـاد خـدا بـاشـد،

و از همه مهمتر، طبق آيه قرآن ، هر فردى سالى يك يا دو بار امتحان مى شـود كـه در بـرابـر خـوشـی هـا و سـخـتـی هـا چـگـونـه عـمـل مـى كـنـد، پـس اتـفـاقـات صـرفـا بـر اثـر چـشـم زخـم نـخـواهـد بـود و بـه عـوامـل غـيـر آن هـم مـمـكن است ارتباط داشته باشد؛ لذا واضح و روشن است كه آن يك امر اشتباهى است و نبايد به برادران دينى خود بد بين بود.

http://masafportal.com/

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در چهارشنبه 1391/03/03 و ساعت 18:19 |

http://masonyab.persiangig.com/image/parleman/stghytyh.gif

بی شک می دانید که این بازی از جمله بازی های بسیار پر طرفدار میان گیمر های می باشد..این بازی بسیار سریع جای خود را میان کشور ها باز کرد......اگر به سایت اصلی این بازی بروید می بینید که اکثر کشور ها را من جمله کشور های مسلمان مثل ایران.پاکستان.عربستان و ...را درگیر خود کرده است.

این بازی بصورت آنلاین می باشد و کافی است که در این بازی به راحتی ثبت نام کنید و ایمیل فعال سازی را که دریافت نمودید و با یک خط اینترنت به بازی پردازید.

اول:

در حین بازی کم کم متواجه می شودی که به این بازی دل بستگی شدیدی پیدا کرده اید و نوعی اعتیاد بسیار شدیدی نصیبتان شده است به نحوی که اگر حتی یک لحظه اکانت خود را تنها بزارید ذهنتان را درگیر می کند ......خب از این چه برداشت می شود!!!!!!یعنی هرجا که باشید به فکر تهیه یک خط اینترنت هستید تا به اکانت خود سر بزنید......یعنی این که وقت شما (مسلمان...شیعه)به راحتی همین اول گرفته میشود و دشمن چیزی جز این نمی خواهد...که شما حتی در بد ترین مواقع حتی شبهای امتحان..حتی میان درس خواندن...حتی در نماز(ادامه) به فکر بازی خواهید بود.....حتی وقتی خود می خواهید بازی را ترک کنید به سختی می توانید تصمیم بگیرید ولی باز هم شکست خواهید خورد .....نمی توانید تصمیم بگیرید.....

گفتم فکرتان در موقع نماز هم مشغول می شود.....بله !نماز!!!!(رجوع به سخنرانی رائفی در شیطان شناسی)

می دانیم که شیطان حتی به دستور خداوند به اشرف مخلوقات سجده نکرد! و پس از گرفتن مهلت از پروردگار قسم خورد که آدم و فرزندانش را گمراه کند....یعنی این موجود دنبال این بوده که توی انسان یعنی اشرف مخلوقات نماز نخوانی....سجده به پروردگار نکنی!

آیا هیچ وقت دقت نکرده ای که هروقت نماز می خوانی همان لحظه ..موج سنگینی از افکار تو را احاطه می کند.....چرا....جواب واضح ایست....این موجود تمام سعی را می کند که حواس تو را از معبود و معشوقت پرت کند اما بدانید که هیچ تسلطی بر شما ندارد....در ضمن ای انسان تو اشرف مخلوقاتی لذا در شان و مرتبه تو نیست که مغلوب شیطان شوی و مرتکب گناه شوی.

پس یکی از معضلات تراوین این است که :

درگیری ذهن وفکر بازیکن به بازی در تمام لحظه ها

اعتاد شدید نسبت به انجام بازی

و نتیجتا گرفتن وقت بازی کن(وقت ارزشش از طلا بالا تر است)

دوم:

اساس پیشرفت در این بازی غارت کردن می باشد....در این بازی سه نژاد وجود دارد

رومی

گال(یهود)

توتن ها

توتن ها بسیار وحشی و غارت گراند.......گال ها به ظاهر صلح جو به نظر می آیند......رومی ها لشگر منظمی دارند

یعنی در این بازی اساس پیشرفت سرقت..غارت..مهم تر از همه حمله به ضعیفان می باشد و به تعبیر برخی از دوستان شباهت زیادی به آخرالزمان دارد.......

حال چرا نژاد گول یا گال صلح طلب ترین نژاد هاست!!!!!!!!

یعنی در این بازی می گوید باید پاتو بزاری روی سر دیگر هم نوعت تا پیشرفت کنی ..تا مقام ومدال بیاوری....طراحی بازی این طوری است......اما از طرفی چون گال ها صلح طلب به نظر می رسند این جا هیچ کاره اند.....یعنی یهود (صهیون ها) با این بازی چهره ای که دارند را صلح طلب نشان می دهند و این جای تعجب دارد!!!!!!صهیون ها!!!!البته در محیط خارج هم این تبلیغات را دارند می کنند اما چیزی که با بصیرتان می بینند غیر از این می باشد....حمله به غزه!!!!!کشتن غزه!!!!!را چه طور توجیه می کنید....

باید گفت که تمام مشکلات بنی بشر را همین فرزندان شیطان بوجود اورده اند ولی برعکس در فیلم ها ...بازی ها و انیمیشن ها خودرا مهربان..دوست بشریت...حافظ صلح...دل سوز...صلح طلب...بی گناه معرفی می کنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!جای تعجب دارد که کسی این موضوع را در تراوین متوجه نشود.

یکی از اصلی ترین راز های فراماسون بلو جین یعنی جن آبی است ...یعنی در ارتباط با شیاطین این ها موجودات زشت و ابی رنگی می دیدند.

اگر دقت کرده باشید اجنه (شیاطین)را بصورت موجودات آبی رنگ و گاها تک چشم در انیمیشن ها و بازی ها به تصویر می کشند و در انیمیشن ها این موجودات تک چشم را موجوداتی مهربان به بشریت نامیده اند....کجا شیطان دل سوز آدم است.....آیا تا کنون به آیت الکرسی دقت کرده اید! انسان موجودی به ذات طالب نور است طالب زیبایی و کمال است...این موجود یعنی شیطان با فریب این انسان ها آنها را وادار به پرستش خود می کند و قول جاودانگی و رسیدن به کمال به آنها می دهد و از این روش اهداف شوم خود را عملی می کند اما خداوند در آیت الکرسی صراحتا می گوید این ها خودشان اصحاب نار اندو در ان جاودان اندو ای انسان راه شیطان به سوی تاریکی است!!!!!!!!!!!!!!!را ه را خطا می روی!!!

خوب در این بازی باز هم به دروغ این قوم یعنی صهیون ها خود را حافظ صلح می دانند یعنی دومین هدف

معرفی خود به عنوان چهره های دوست داشتنی و حافظ صلح

سوم:

نکته سوم دیگر که قبلا اشاره کردیم اساس پیشرفت و مدال گرفتن و به اصطلاح خود بازیکنان غول شدن در این بازی فشار به ضعیفان است.....یعنی برای پیشرفت باید پای خود را رو سر هم نوع خودت ولو همسایه ات بزاری +++++با سنگدلی تمام اموالش را غارت کنید تا پیشرفت کنید.......این را با موضوعی که هم اکنون در جهان ساخته اند مطابقت بدهید.....انسان گرگ انسان شده است.

به قول برخی دوستان :

((((((این بازی دقیق نمونه ای از آخر زمان است که همه وحشی هستند و نمی گزارند دیگری قوی تر شود

و همچنین در این بازی غیر یهودیان (که در کتاب خودشان هم آمده غیر یهودی ها آدم نیستند و باید ویران شوند) از جمله مسلمانان به ناتار ها و یا حیوانات تشبیه شده اند))))))

یعنی در روند 1 ساله به دنبال این است که در زندگی واقعی هم باید این کار را انجام بدهی تا زنده بمانی! این بازی به شما تفهیم و تلقین می کند که هیچوقت نباید بزارید همسایت قوی بشود....یعنی پاتو بزار روی سرش!!!!!!!!

پس

برای پیشرفت و زندگی راحت دنیوی باید بر ضعیفان فشار بیاوری

نکته چهارم:

در این بازی شما یا باید بازیکنی قدرتمند و تهاجمی باشین یا باید نیرویی باشید در اختیار یک اتحاد قدرتمند(که این امر فقط با زدن همسایه خود محقق میشود و اگر بازیکن قوی ای نباشید و رنک هجومی و غارت بالایی نداشته باشید هیچ گاه قوی نمی شوید)
در غیر این صورت شما هیچ شانسی برای پیروزی و حتی ادامه ی بازی ندارید یعنی باید یاحذف کنید یا با قدرت مند ها کنار بیاید و به آنها باج بدهید یعنی ابر قدرت ها اند که تعیین تکلیف می کنند و باید برای آنها سرباز دفاعی تربیت کنید تا برای دفاع از اونها نیروهای خودتان کشته شوند....شاید بتوان گفت که:

استقلا ل برای ضعیفان معنی نمی دهد...

پنجم:مشکوک بودن اعداد در تراوین

ارتباط سطح تولید منابع با اعداد شیطان پرستی و سایر اعداد که حتی برای این که برنامه ای کهداری عملی کنی روی کاغذ می آوری مثلا

در سطح دوم 9 تولید منابع است

در سطح سوم 15

از تفریق ۱۵ و عدد ۹ عدد ۶ بدست می آید

در سطح چهارم 22 منبع

در سطح پنجم 33

جالب تر این که در حین بازی و انجام دادن وظایف راهنما

در 2 سطح به تو جایزه می دهد

در سطح دوم

در سطح پنجم

برای بنا کردن دهکده جدید به سه مهاجر نیاز دارید

خود عدد 3؟؟؟؟؟؟

یا این که در لشگریان دقت کنید البته من گول رو انتخاب کردم

برای پرورش سرباز شمشیر زن:دارنلفنون سطح 3،باز هم عدد سه

جالب تر از همه 6خانه در ساعت سرعت دارد.....خود عدد 6!!!!!

یا اصطلاح ۹ کروژی یعنی نه گندمی

یه در دهکده اولی که به شما می دهند ۶ گندم زار است و اگر گندم نداشته باشی عملا مردمت و سربازانت می میرند (به ارتباطش با این عدد ۶ فکر کردی.....یعنی ۶ گندم تو را از مرگ نجات داده؟؟؟؟؟یعنی گندم با این اعداد تو را ماندگار کرده!!!!!!)

یا اصطلاح در ۱۳*۱۳من کسی دهکده نزند؟؟؟؟؟قاعده کلی تراوین ......۱۳*۱۳تو نباید همسایه ای باشد که از تو سر تر شود ولودوست صمیمی تو باشد

عدد۱۳؟

یا عدد ۷۲ در حذف اکانت ؟

بقیه تحقیقات بر عهده خود خواننده

یعنی توسعه نماد و اعداد شیطان صفتان و ملکه کردن در ذهن بازیکن

هفتم:به نقل از دوستان:

چرا مردم ایران متوجه نیستتند؟


آیا نمی فهمند که تراوین همچون توهینی بس گستاخانه به شعور و فهم بازیکنان است و توانایی شما در بازی تنها به اندازه ایست که به درد اجرا نقشه و ساختن معبد آنها میخورید و نه بیشتر و نقشه کشیدن و هدف نقشه از دست شما بر نمی آید و فهم تراوین باز ها فقط در حد اجرای نقشه ناتار و ساخت معبد ویژه آنهاست.
این همه تلاش این همه زمان که دست کم 9 ماه به طول میکشد برای این است که یک بازی تمام شود بازی که در آن شما برای موفقیت مجبور به خرید طلا و پر کردن جیب دشمنان واقعی و خارج از بازی خود میشوید

آنهم با خارج کردن ماهیانه میلیون ها دلار ارز از ایران، واقعا به چه قیمتی ؟

در آخر هم فرهنگ و غایت آنها ساخته شود؟

خلاصه:

آخر بازی هیچ چیز عایدت نمی شود جز این که مثل برده ای وقت و تن و پول و شرف خودرا در اختیار صهیون ها بزاری تا نقشه آنها عملی شود...نوعی بردگی

هشتم:مجوز دارد (توجیه برخی دوستان)

اما این که این بازی مجوز دارد ..خوب جای تامل است..

اما دلیل نمی شود که جواز بر بازی کردن آن باشد...خیلی از موارد هستند که در کشور ما مجوز دارد مثل خیلی از فیلم های غربی و حتی ایرانی و مثل خیلی از بازی ها که مثلا فیلم و حتی انیمیشنی به اسم ابلیسک و اسنریکس دارد!!!!!!!!!ابلیسک مگر آلت شیطان و نماد اصلی فراماسون ها نیست...مگر در حج واجب به همین ابلیسک ما سنک نمی زدیم که مفتی سعودی آمد به بهانه ای پیش پا افتاده اون رو تخریب کرد و جاش یه دیوار گذاشت.............................

مجوز داشتن برخی بازی ها و فیلمها دال بر جواز انها نمی شود ما باید بیدار شویم

نهم:

کل هدف بازی تراوین طرح ساختن عمارت جادو یا شگفتی جهان است

تصاویر شگفتی جهان:

http://s1.picofile.com/file/6560015090/tra.jpg

-------------------------------------

دقت کنید(گرفته شده از سایت تراوین)

در پایان بازی 14 دهکدۀ ناتار در نقشه ظاهر خواهد شد. تنها 13 عدد از انها برای ساخت شگفتی جهان می باشد، برای اینکه دهکدۀ چهارم پایتخت ناتارها می باشد. این 13 دهکدۀ شگفتی جهان بصورت شانسی در نقشه پراکنده خواهد شد (البته سیستم طوری ساخته شده است که طریقۀ پخش آنها به صورت عادلانه باشد). قادر به تسخیر هر کدام از این دهکده ها برای ساخت شگفتی جهان می باشید. دهکدۀ 14 (پایتخت ناتارها) در خانۀ (400|400) ظاهر خواهد شد مگر اینکه بازیکنی در آن مختصات دهکده ای ساخته باشد، در اینصورت این دهکده نزدیک به این مختصات ظاهر خواهد شد.

(دوستان جالبه ۱۴ عدد مقدس ما شیعیان است!!!!!!!حالا ۱۳ عدد مقدس صهیون ها!!!!!!!!)

عنایت بفرمایید:(گرفته شده از سایت تراوین)

هیچیک از این 13 دهکده دارای دیوار، اقامتگاه و یا قصر نمی باشد. این برای تسخیر دهکدۀ شگفتی جهان بسیار مهم می باشد زیرا منابع و زمان زیادی در صورت ارسال منجنیق و یا دژکوب به این دهکده برای تخریب دیوار، اقامتگاه و یا قصر هدر می شود.

قادر به استفاده از طلا در دهکدۀ شگفتی جهان نمی باشید. قادر به "تعدیل منابع" و "ساخت سریع" نمی باشید. به هر حال قادر به ساخت همزمان (به نوبت گزاری ساخت سطح دیگر) می باشید. این در اواخر بازی بسیار مهم می باشد. اگر زمانی که سطح شگفتی جهان 98 می باشد منجنیق ها انبار بزرگ را هدف گرفته باشند تخریب آنها هیچ تاثیری نخواهد داشت زیرا امکان دارد سطح 99 و 100 برای ساخت نوبت گزاری شده باشند (در حال ساخت باشند).

بعد از رساندن شگفتی جهان به سطح 1 قادر به انتخاب نام برای آن می باشید. در انتخاب نام دقت کنید. بعد از رسیدن به سطح 11 دیگر قادر به تغییر نام آن نخواهید بود.

(در این چند خط بالا هم نکته هایی نهفته است= مثلا این که عدد۹۹!!!!!یا پر واضح است که گفته در سطح ۱شمامی تونید نام انتخاب کنید اما سطح ۱۱ دیگر این حق را ندارید عدد ۱۱ عدد خود شیطان است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)

تشابه غیر قابل انکار شگفتی جهان تراوین با برج بابل صهیون ها:

تصویر برج بابل را با شگفتی جهان مقایسه کنید

http://masonyab.persiangig.com/image/parleman/stghytyh.gif

یعنی در اواخر بازی با حمله به شهر های قوم ناتار نقشه ساخت منزل گاه پایان بازی را باید شروع کنید

اما این قوم ناتار یک قوم با هوش بالاتر از شما در بازی هستند قومی با مشخصات برتر و با هوش تر

از بازیکنان هستند ، شما تمام تلاشتان را میکنید و به آنها حتی حمله میکنید و تمام گروه خود را متحد

و گروه ای دیگر را تخریب میکنید تا شما تنها اتحادی باشید که به آنها حمله کرده و بر آنها پیروز شوید

ولی در نهایت نقشه خود قومی ناتاری را به غنیمت میگیرید یعنی قومی که به آن حمله کرده اید.

اما

از طرفی این به ذهن می رسد:


پشت پرده این سناریو چیزی نیست جز عادی جلوه دادن یک مفهوم عمیق و بسیار ناراحت کننده و آن

این که ناتار که تنها یک نام هست و میتواند هر نام دیگری مثل یهود یا صهیونیست را هم به خود بگیرد

تنها قصد دارد که نقشه خودش را عملی کند حتی به قیمت از دست رفتن سرزمینش و یا سکونت گاهش.
پس این قوم معلوم است که در جاهای دیگری سکونت دارد معلوم است که فرماندهی اصلیش در سپاه

خود شما وجود دارد
بله طرح بازی تراوین همان هدف اصلی صهیونیست هاست که هدف آنها هم ساخت عمارتی بسیار

عجیب و البته جادویی است به نام معبد سلیمان ، و نه تنها این اسم بلکه چندین فلسفه و هدف دیگر

در این بازی تنها اسم خود را عوض کرده اند.به عبارت دیگر طبق نقشه ، هدف چیزی نیست به جز

آماده کردن مردم برای ساخت معبد سلیمان.

(در تراوین بعد از ۳۰۰روز در سرورهای عادی و پس از ۱۰۰ روز در سرورهای اسپید) ناتارها توسط سرور

آزاد می‌شوندو فقط ۱۳ نفر می توانند ۱۳ دهکده ناتارها رو تسخیر کنند”

۱۳ چه عددی است ؟
چرا به جای عدد ۱۳ ، عدد دیگری نیست ؟
آیا ۱۳ به صهیونیست ها مربوط است ؟
نماد ها و حتی پرچم های مذهبی و ملی آنها چند ستاره دارد ؟
ستاره های دلار چند تاست؟
تعداد حرکت ها شیطان پرستان چه قدر است؟
و …

دهم:از طرفی این برداشت می شودکه به نظر من با توضیحاتی که خود سایت تراوین داده قائل به قول نزدیک تر است:

و در آخر بازی زمانی که ناتارها آزاد می شن شما سرزمین مقدس رو باید غصب کنید و در اونجا عمارت جادو

رو بسازید . چیزی که قرن هاست صهیونیست و یهودیت به دنیال اونه که در جایی که قبلا این

عمارت بود (بیت المقدس) دوباره ساخته بشه .

خیلی جالبتر اینجاست که تو این بازی مسلمانان به ناتارها (حیوانات) تشبیه شدند . کسانی که در

آخرالزمان جلوی ظلم و جور و ستم ایستادگی می کنند و از آخر همیشه این زورگو ها هستند

که برنده این بازی هستند . هر چند که این خواب خوشیه برای صهیونیست ها اما با همین بازی

به ظاهر ساده ذهن من و شما رو دارن به مسائل آخر الزمان عوض می کنند .

اگه دقت کنید آبادی های اشغال نشده سرزمین هایی هستند که ناتارها در اون زندگی می کنند .

این واحه ها به شما این امتیازو می ده که تولیدات بالاتری داشته باشید . درست مثل مستعمره

های کشور های اروپایی . می دونید که اروپایی ها نیاز به خاور میانه و منابع طبیعی اون دارند

ولی طوری با این کشورها رفتار می کنند که اونها رو مستعمره خودشون کردند .

نمونه ای از کاپیتولاسیون رو میتونید در حمله به همین آیادی ها داشته باشید . شما در حین

بازی به این آبادی ها حمله می کنید . نیروهاشونو می کشید و منابعشونو به سرقت می برید

اما هیچ بار اونها به شما حمله نمی کنند و هیچوقت مواخذه نمی شید .

یازدهم:(به نقل از دوستان)

فلسفه اسم بازی تراوین چیست؟


اسم تراوین برگرفته از یک کلمه ی یونانی به اسم تراویزاجوس است که به معنی گرگ سیاه میباشد.

جورج کبریل فیلسوف و روانشناس قرن 12 معتقد است که چون گرک های سیاه با غارت گله های گوسفندان زندگی خود را میگذرانند این به این دلیل برای تراوین انتخاب شده که اشاره به افراد غارت گر در تراوین دارد و افراد غارت گر بازی به گرگ های سیاه تشبیه شده اند.
در واقع اسم بازی هم بر مبنای غارت و چپاول پی ریزی شده...
الکساندر اروین کشیش قرن 5-6 کلیسای برشیز واقع در تانزانیا درباره ی نام بازی معتقد است که گرگ های سیاه نماد تاریکی و وحشت است و زمان آنلاین نبودن افراد را به سیاهی تشبیه کرده اند و گرگ ها نقش انحرافی دارند.
سیاهی ، تباهی ، غارت ، چپاول ، زور گویی و در آخر به واقعیت تبدیل کردن خرافات فراماسونری ، مهم ترین اهداف این بازی ماسونی هستند

دوازدهم:

لذا باید چشم ها را باز کرد و متوجه محیط پیرامونمان شد .

این که دشمن تمام سعی خود را می کند که از این طرق برنامه های خود را ملکه ذهن کاربران کند و اهدافش را متعاقبا عملی نماید ...........................سخن زیاد است


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هدی رضوی در چهارشنبه 1391/03/03 و ساعت 18:2 |

- مافرمانروایان را خیلى مخفیانه حفاظت مى‏کنیم. ولى نحوه حفاظت چندان چشم‏گیر و با اهمیت نخواهد بود. زیرا نمى‏خواهیم اعتراف کنیم که توطئه ‏هائى در کار است و فرمانروا، قدرت برابرى با اینگونه توطئه ‏ها را ندارد. و نیز اعتراف نمى‏کنیم که فرمانروا، خود را از خطرات پنهان مى‏کند.
- اگر ما همچون غیریهودیان که همواره پذیرفته و مى‏پذیرند که خطر آنها را تهدید مى‏کند، بپذیریم که خطرى در کار است، به دست خود، سند مرگ فرمانروایمان را امضاء کرده‏ایم. حال اگر این حقیقت در مورد فرمانروا صدق نکند، در فاصله‏اى نه چندان دور، درباره جانشینانش صدق خواهد کرد.
حکومت به کمک ارعاب
- سیماى ظاهرى حکومت ما به گونه ‏اى است که نشان مى‏دهد فرمانروا تمام قدرتش را در جهت رفاه ملتش بکار مى‏گیرد، نه بخاطر حفظ منافع خود و خویشاوندانش.
لذا وقتى که مردم شاهد چنین رفتارى باشند، حکومتش بوسیله افراد تحت سلطه حفاظت خواهد شد و از ستایشهاى اغراق‏ آمیز برخوردار خواهد بود. زیرا رفاه هر شهروندى به اقتدار حکومت بستگى خواهد داشت.
- حفاظت فرمانروا به گونه‏اى آشکار، نشانه ضعف قدرت و مدیریت رهبر است.
- هنگامى که فرمانرواى ما به میان مردم مى‏رود، ظاهراً گروهى زن و مرد مشتاق]که در واقع محافظان اویند[ او را احاطه مى‏کنند و صف اول دیدارکنندگان را تشکیل مى‏دهند و وانمود مى‏کنند که به خاطر حفظ نظم باید صفوف دیگران را بدون رعایت احترام به عقب زد. این عمل، فشار و ناراحتى مردمى را که براى دیدار او یورش مى‏آورند، کاهش مى‏دهد. اگر کسى در بین مردم خواست که عریضه‏اى بدست فرمانروا بدهد، کسانى که در صف اول قرار دارند، عریضه او را گرفته و در برابر چشمانش به فرمانروا مى‏دهند تا بدانند که فرمانروا خود بر همه امور نظارت دارد. مردم همیشه باید بگویند: »اگر فرمانروا این را بداند یا آن بگوشش برسد، چنین و چنان خواهد شد.«
- اگر سازمانى رسمى براى حفاظت فرمانروا تأسیس شود، شأن و اعتبار او با این کار از بین مى‏رود. وانگهى، شورش‏طلبان در انتظار فرصت مى‏مانند تا به موقع، حمله خود را آغاز کنند.
- کسانى که علیه ما مرتکب جنایت شوند، پس از اینکه ظن‏مان به یقین مبدل گشت، آنها را بازداشت مى‏کنیم و اجازه فرار به آنان نمى‏دهیم. کسانى که در زمینه مسائل سیاسى مرتکب جرم شوند، باید انگیزه آنها را جویا شویم. زیرا هیچکس نباید دخالت در مسایل سیاسى را حق خود بداند و این تنها دولت است که با همه مسائل آشنائى دارد... البته همه دولتها از ماهیت واقعى سیاست سر در نمى‏آورند.

پروتکل شماره نوزدهم صهیون *تسخیر دنیا*

- اگر از ابراز هر گونه نظریه‏اى مستقل، در زمینه مسائل سیاسى، جلوگیرى نکنیم، بدون شک مردم را تشویق خواهیم کرد که گزارش، پیشنهاد، طرح وپروژه ‏هائى براى بهبود شرایط زندگى خود به دولت ارائه بدهند. البته این کار به نوبه خود موجب خواهد شد که ما به معایب و محاسن پیشنهادات افراد تحت سلطه خود پى‏ببریم و به یکى از دو طریق زیر به آنان پاسخ بگوئیم. یا اینکه پیشنهادات آنها را به اجراء در آوریم و یا اینکه ضمن نشان دادن کوته ‏بینى‏ها و قضاوتهاى نادرست‏شان، نظرات آنها را رد کنیم.
- شورش علیه دولت، به پارس کردن سگ در برابر فیل مى‏ماند. زیرا دولتى که از نظر مردم نه از نظر پلیس، خوب سازمان یافته باشد، به اینگونه شورشها اهمیتى نمى‏دهد. لذا براى نشان دادن اهمیت اینگونه شورشها مثالى بهتر از زوزه سگ در برابر فیل، نمى‏توان یافت. زیرا وقتى که سگ به وضوح فیل را دید، زوزه ‏اش را قطع مى‏کند و دمش را تکان مى‏دهد.
- ما منتهاى کوششمان را بکار مى‏بریم و امیدواریم که غیریهودیان به مخالفت علیه ما برنخیزند و شورش راه نیندازند. به همین دلیل ما در مطبوعات اعلام خواهیم کرد کسانى که بخاطر خیر و رفاه عمومى با شورشیان درگیر شوند و بمیرند، شهید تلقى مى‏شوند و با این کار ما هزاران نفر از غیریهودیان را به گله خدمتکاران خود افزوده ‏ایم.

پروتکل شماره بیستم صهیون *تسخیر دنیا*

- امروز درباره مسائل مالى، که من آنرا به پایان این گزارش موکول کرده‏ام، و در عین حال بخش اعلاى برنامه ‏ها‏یمان را تشکیل مى‏دهد، صحبت مى‏کنم. قبل از اینکه وارد بحث شوم، خاطرنشان مى‏سازم که یکبار اشاره ‏اى کردم و گفتم که ما تمام فعالیتهایمان را با اعداد و ارقام نشان مى‏دهیم.
- هنگامى که حکومت شاهنشاهى مستقل ما آغاز شد، از تحمیل مالیاتهاى سنگین بر دوش توده مردم پرهیز مى‏کنیم. اما چون دولت هزینه ‏هاى سنگین دارد، براى اداره امور به پول نیاز داریم. به همین دلیل براى ایجاد تعادل در این زمینه باید خیلى محتاطانه عمل کنیم.
- در نظام حکومتى ما، شاه قانوناً مالک همه اموال دولت است ( مى‏توان این موضوع را به سادگى از قوه به فعل در آورد) و مى‏تواند به منظور به جریان انداختن پولها، تمام وجوه موجود را قانوناً ضبط کند. بدنبال این اقدام مى‏توان با وضع مالیات تصاعدى بر دارائى، دیون را پرداخت کرد، بدون آنکه بر اثر وصول درصد معینى از دارائى مردم بعنوان مالیات، فشار یا زیانى بر افراد وارد شود. ثروتمندان باید بدانند که وظیفه آنان ایجاب مى‏کند که قسمتى از دارائى خود را در اختیار دولت بگذارند. زیرا دولت مالکیت باقى ثروتشان را محترم شمرده و شرافتمندانه سود بردن آنها را تضمین مى‏کند. اینکه مى‏گویم شرافتمندانه منظورم اینست که نظارت دولت بر دارائى، از غارت قانونى جلوگیرى مى‏کند.
- اصلاحات اجتماعى باید از بالا صورت گیرد زیرا اصلاح اجتماعى، یکى از شرایط ضرورى برقرارى صلح است.
- تحمیل مالیات بر مردم فقیر، براى دولت خطراتى در بر دارد و به مثابه کاشتن بذر انقلاب است. کسى که در شکار بدنبال صید کوچک مى‏رود، صید بزرگ را از دست مى‏دهد. صرف نظر از این موضوع، اخذ مالیات از سرمایه ‏داران بزرگ مانع تراکم ثروت نزد افراد مى‏شود و ما تا امروز آن را عامل متعادل کننده و نگه دارنده غیر یهودیان (مسائل مالى آنها) دانسته ‏ایم.
- مالیات تصاعدى به نسبت سرمایه، منبع درآمد عمده ‏اى براى دولت به شمار مى‏رود و به مراتب بهتر از مالیات کنونى است که از افراد وصول مى‏شود. ما امروز وصول اینگونه مالیات را موجه مى‏دانیم زیرا مشکلا ت و تنگناهاى زیادى براى دولتهاى غیر یهودى به وجود مى‏آورد.
- تأکید پادشاه قوم ما بر آن خواهد بود که تعادل اقتصادى و صلح، هر دو تضمین گردد. براى آنکه این دو منظور برآورده شود، سرمایه ‏داران باید بخشى از درآمد خود را به دولت واگذار کنند تا بدینسان چرخهاى ماشین دولت بخوبى و با اطمینان کامل به حرکت درآید. نیازهاى دولت باید به وسیله کسانى برآورده شود که اگر از ثروتشان چیزى برداشته شود، فشارى احساس نکنند.
- چنین اقدامى ( کمک سرمایه ‏داران به دولت) موجب مى‏شود که نفرت فقیر نسبت به ثروتمند زایل گردد. زیرا فقیر مى‏بیند که ثروتمند برقرار کننده صلح و رفاه است و نیز مى‏بیند که ثروتمند بسیارى از نیازهاى دولت را از طریق کمک مالى برآورده مى‏کند.
- براى آنکه مالیات دهندگان وابسته به طبقه تحصیل کرده، از پرداخت مالیاتهاى جدید احساس فشار و ناراحتى نکنند باید حسابها را بطور دقیق به اطلاع آنها رساند تا بدانند که وجوه پرداختى به چه مصارفى رسیده است. البته صورت حسابهاى مخارج دربار و سایر مؤسسات ادارى از این قاعده مستثنى خواهد بود.
- کسى که فرمانروائى مى‏کند، هیچگونه ثروت و اموالى نخواهد داشت. زیرا از سوئى مالک همه اموال و دارائى دولت است و از سوئى دیگر چنانچه ثروتى بیاندوزد، خود را از دیگران متمایز ساخته است. به علاوه مالیکت فردى حاکم موجب اضمحلال و نابودى مالکیت عمومى مى‏گردد.
- البته خویشاوندان فرمانروا از این قاعده مستثنى بوده و مى‏توانند اموال داشته باشند. اما کسانى که از منابع مالى دولت استفاده مى‏کنند، باید به صف خدمتگزاران دولت در آیند. در غیر این صورت باید صرفاً از طریق کار، کسب مال کنند. داشتن قرابت با خانواده سلطنتى نباید باعث حیف و میل در اموال دولت گردد.
- کسانى که اقدام به خرید چیزى مى‏کنند و یا ارثى از بستگان خود مى‏برند، مشمول پرداخت مالیاتى تصاعدى به نام حق تمبر مى‏شوند. انتقال دارائى خواه به صورت نقدى باشد و خواه به صورت غیر نقدى، بدون ارائه شواهدى دال بر پرداخت این نوع مالیات -( انتقال به طریق ثبتى صورت مى‏گیرد) - مالک قبلى اموال را به پرداخت مالیات و بهره مالیات از لحظه انتقال تا کشف واقعه، مکلف مى‏کند. سند انتقال اموال که نام، نام خانوادگى و محل سکونت مالک قدیم و جدید در آن مندرج است، هر هفته باید به اداره خزانه دارى محل ارائه گردد.
- اکنون مى‏توانید تخمین بزنید که چه درآمد سرشارى از این گونه مالیات‏ها را مى‏توان از کشورهاى غیر یهودى وصول کرد.
- خزانه ‏دار دولت موظف است که ذخایر مالى و نیز مبالغ مازاد بر ذخایر را که باید براى گردش وارد بازار شود، تعیین و تنظیم کند. به کمک این گونه منابع مالى، دولت کارهاى عام ‏المنفعه انجام مى‏دهد و بدینسان منافع طبقه کارگر با منافع دولت و کسانى که فرمانروائى مى‏کنند، پیوند مى‏خورد. به علاوه از این وجوه نیز مبالغى براى کارهاى ابداعى و تولیدى کنار گذاشته مى‏شود.
- به هیچ عنوان نباید وجهى مازاد بر ذخایر بر آورده شده مورد نیاز، در خزانه دولت راکد بماند. زیرا پول باید در گردش باشد و راکد گذاشتن پول، ماشین دولت را به وضع اسف‏بارى از کار مى‏اندازد. به عبارت دیگر، گردش پول به مثابه عاملى است که چرخهاى ماشین دولت را روان مى‏کند و از توقف آن جلوگیرى مى‏نماید.
- استفاده از اوراق بهادار در امر معاوضه و پرداخت، خود موجب رکود گردیده است و نتیجه این اوضاع و احوال امروزه به طور وضوح دیده مى‏شود.
- مؤسسه ‏اى به نام دیوان محاسبات تأسیس مى‏کنیم تا فرمانروا بتواند صورت حساب در آمدها و هزینه ‏هاى ممکلت را به استثناى حساب ماه جارى و ماه قبل از آن که به دیوان محاسبات گزارش نشده ‏اند، در هر لحظه ‏اى که بخواهد، ملاحظه کند.
- تنها کسى که علاقه‏ اى به چپاول اموال دولت ندارد، مالک آن یعنى فرمانروا دولت است. به همین دلیل نظارت شخص فرمانروا امکان هر گونه کسرى نامعقولى را از بین مى‏برد.
- تشریفات در بارى و پذیرفتن اشخاص که موجب تلف شدن وقت گرانبهاى فرمانروا مى‏شوند، حذف خواهد شد تا وى وقت کافى براى نظارت و بررسى امور داشته باشد. بعلاوه قدرتش میان فرصت ‏طلبانى که بخاطر شکوه و جلالش او را احاطه کرده و صرفاً بمنافع خویش فکر مى‏کنند تا منافع دیگران، تجزیه و تقسیم نخواهد شد.
- با خارج کردن پول از گردش، غیریهودیان را با بحران اقتصادى مواجه نموده ‏ایم. به عبارت دیگر، سرمایه ‏ها و پولهاى فراوانى را که متعلق به دولتهاى غیریهودى است، دچار رکود کرده ‏ایم. مثلاً سرمایه ‏هائى که بابت اینگونه وامها پرداخت مى‏شود، بار مالى این دولتها را سنگین کرده و در واقع دولتها برده اینگونه سرمایه‏ ها مى‏شوند. تمرکز صنعت در دست عده معدودى از صاحبان صنایع، شیره جان ملتها و دولتها را مکیده است...
- در حال حاضر، انتشار پول بطور کلى با نیازهاى افراد متناسب نیست و احتیاجات کارگران و کارکنان را جوابگو نمى‏باشد. لذا انتشار پول باید با رشد جمعیت هماهنگ بوده و کودکان نیز از همان لحظه تولد، مصرف کننده پول به حساب آیند. انتشار پول یک مسأله مالى است که باید در سطح جهان مورد بررسى قرار گیرد.

- همانگونه که آگاهید، کشورهائى که طلا را به عنوان پشتوانه پولشان پذیرفته ‏اند، با نابسامانى‏هائى مواجه هستند زیرا طلا نمى‏تواند نیاز روز افزون به پول را ارضاء کند. البته ما تا آنجا که توانسته ‏ایم طلا را از گردش خارج ساخته و آن را به سود خود برداشته‏ ایم. - ما معتقدیم که بها و ارزش کار آدمى باید به عنوان پشتوانه پول پذیرفته شود. خواه این ارزش به صورت کاغذ عرضه گردد، و خواه به صورت چوب. براى آنکه انتشار اسکناس را با نیازهاى طبیعى افراد هماهنگ سازیم، باید شمار افراد متولد شده را به جمعیت افزوده و میزان مرگ و میر را از کل جمعیت کم کنیم.
- هر اداره ‏اى حساب‏هاى خاص خود را تنظیم مى‏کند.
- براى آنکه تأخیرى در پرداخت پول‏هاى مورد نیاز دولت رخ ندهد، مبلغ و زمان پرداخت پولها طبق دستور فرمانروا مشخص خواهد شد. این کار باعث مى‏شود که وزارتخانه یا مؤسسه ‏اى به مؤسسات دیگر خسارات مالى وارد نکند.
- بودجه درآمدها و هزینه ‏ها به‏ گونه ‏اى در کنار هم تنظیم و عرضه مى‏گردد که هیچگونه ابهامى در این مورد وجود نداشته باشد.
- دگرگونى‏هائى که ما در مؤسسات غیریهودیان ایجاد مى‏کنیم، بگونه ‏اى خواهد بود که کسى متوجه خطر نمى‏شود. ما به دولتهاى غیریهودى خاطرنشان مى‏کنیم که دولتهاى آنها بدلیل بى‏نظمى، ابهام در امور مالى، احتیاج به تحولاتى در این زمینه دارند. نخستین بى‏نظمى و نابسامانى‏اى را که ما به آنها یادآور مى‏شویم، تنظیم بودجه ‏هاى آنهاست که سال به سال اقدام به تنظیم آن مى‏کنند.البته آنها نخست بودجه شش ماه اول سال را تنظیم مى‏کنند. سپس هزینه‏ هاى سه ماه بعد را برآورد مى‏نمایند و سرانجام به یک مکمل بودجه نیاز پیدا مى‏کنند. سال بعد که اقدام به تنظیم بودجه مى‏کنند،بودجه آنها ۵۰ درصد بودجه سال قبل افزایش مى‏یابد و بدین‏سان بودجه آنها سال به سال اضافه مى‏شود و دیرى نمى‏پاید که خزانه آنها خالى مى‏گردد و بهره دیونشان بطور ناگهانى ترقى مى‏کند و سرانجام دچار ورشکستگى مى‏شوند.
- کاملاً آگاهید که مقررات مالى و اقتصادى‏اى که ما به غیریهودیان پیشنهاد مى‏کنیم، هرگز به وسیله خودمان اجراء نخواهد شد.
وام خارجى
- هر گونه وامى براى دولتها نوعى ضعف به بار مى‏آورد. قرضها، چون شمشیر « داموکلس» بر روى سرفرمانروایان آویزانند. اینگونه فرمانروایان به جاى آنکه براى پرداخت دیون، مالیاتهاى موقت از مردم بگیرند، دست تکدى خود را به سوى بانکداران ما دراز مى‏کنند. وامهاى خارجى چون زالو بر پیکر دولت مى‏چسبند و شروع به مکیدن خون مى‏کنند و سرانجام یا دولت را از پاى در مى‏آورند یا خود در اثر مکیدن خون فراوان از پیکر دولت کنده مى‏شوند. اما دولتها اینگونه زالوها را از تن خویش جدا نمى‏کنند. یعنى آنکه آنقدر به گرفتن وام ادامه مى‏دهند که‏سرانجام در اثر از دست دادن خون فراوان آن هم بنا به خواست خود، از پاى در مى‏آیند.
- به راستى اصل و ماهیت وام، به ویژه وام خارجى چیست؟ وام خارجى مسأله ‏اى است که به دولت مربوط مى‏شود و آن شامل سفته و سندى است که وام گیرنده متعهد مى‏شود که متناسب با سرمایه ( مبلغ وام)، درصد معینى به وام دهنده بهره بپردازد. میزان بهره در طول ۴۰ سال به دو برابر و در طول ۶۰ سال به سه برابر کل سرمایه خواهد رسید و آنچه که در این میان به صورت پرداخت نشده باقى مى‏ماند، اصل سرمایه است.
- اینگونه محاسبات نشان مى‏دهند که دولت با وضع مالیاتهاى گوناگون، پولهاى مردم فقیر را به منظور تسویه حساب با سرمایه ‏داران خارجى تلمبار کرده و به جاى آنکه این گونه پولها را در جهت رفع نیازمندى‏هاى خود مصرف کند، بابت بهره وامهاى خارجى هدر مى‏دهد.
- تا زمانى که وامهاى داخلى رایج بودند، غیریهودیان فقط پول فقرا را به جیب ثروتمندان مى‏ریختند اما از وقتى که ما وامهاى خارجى را مرسوم ساختیم، ثروت ملتها به سوى صندوقهاى پولمان سرازیر گشت و غیر یهودیان شروع به پرداخت باج به ما کردند.
- سطحى فکر کردن فرمانروایان غیریهودى در زمینه مسائل مالى، رشوه‏ گیرى وزیران و آشنا نبودن مقامات مسئول با مسائل مالى، موجب گردیده ‏اند که ممالک غیریهودى، زیربار دیون ما که پرداخت آنها به سادگى مقدور نیست، بروند.
- ما پولهاى‏مان را راکد نمى‏گذاریم و نیز اوراق قرضه منتشر نمى‏کنیم مگر اوراقى که بهره آنها یک درصد باشد. همچنین وام بهره ‏دار نمى‏گیریم و به رباخواران اجازه نمى‏دهیم که چون زالو خون دولت را بمکند. ضمناً، اجازه انتشار و استفاده از اوراق را منحصراً به کمپانى‏هاى صنعتى مى‏دهیم زیرا اینگونه کمپانى‏ها از سود سرشارى که عایدشان مى‏شود، بهره خرید اینگونه اوراق را بدون آنکه فشارى احساس کنند، مى‏توانند بپردازند ولى به عکس کمپانى‏ها، دولت، پولهائى را که به عنوان قرض مى‏گیرد، به جاى معامله کردن و سود بردن، آنها را بلافاصله خرج مى‏کند.
- بجاى آنکه دولت از مؤسسات صنعتى وام بگیرد و بهره وام را بپردازد، منفعت اینگونه مؤسسات را به صورت وام دریافت مى‏نماید و از راکد ماندن پول و سودجوئى نامطلوب، جلوگیرى مى‏کند.
- غیریهودیان بى‏آنکه بیندیشند، از ما وام مى‏گیرند و به این ترتیب، علاوه بر سرمایه، مبلغى هم به عنوان بهره وامها پرداخت مى‏کنند. این عمل، عقب ‏ماندگى ذهن و کوتاهى فکر آنها را بوضوح نشان مى‏دهد. چه راهى ساده‏ تر از این وجود دارد که آنها پول مورد نیاز دولت را از ملت بگیرند؟
- یکى از نشانه ‏هاى ذکاوت و هوش قوم برگزیده ما این است که مسأله وامها را به نحوى به غیریهودیان عرضه کرده ‏ایم که آنها فکر مى‏کنند وام گرفتن امتیازات فراوانى برایشان در بردارد.
- هنگامى که زمان موعود فرا رسید، سیستم حسابداریمان را عرضه مى‏کنیم تا هر کسى بتواند در یک نگاه کوتاه، وضع، دقت و ابداعاتمان را در زمینه حسابدارى ملاحظه کند. البته اینگونه پیشرفتها معلول تجربیاتى است که ما روى دولتهاى غیریهودى به عمل آورده ‏ایم. اما هنگامى که شاهنشاهى‏مان آغاز گشت، به آن دسته از سوء استفاده ‏هائى که در زمان تسلطمان بر غیریهودیان رایج بوده، خاتمه مى‏دهیم.
- سیستم حسابدارى‏مان را به گونه ‏اى تحت کنترل و نظارت قرار مى‏دهیم که از فرمانروا گرفته تا خدمتگزار جزء، هیچکدام نتوانند پس از اینکه برنامه کارها مشخص شد، در نحوه مصرف کمترین وجه از وجوه دولت، تغییرى ایجاد کنند.
- همانگونه که گام نهادن بدون توشه در راهى نامعلوم، قهرمانان و نیمه خدایان را با شکست مواجه مى‏کند، حکومت کردن نیز بدون داشتن برنامه‏اى مشخص غیر ممکن است.
- هنگامى که فرمانروایان غیریهودى از ما مشورت مى‏خواهند، برنامه ‏هائى برایشان طرح مى‏کنیم که بیشتر وقتشان صرف تشریفات دربارى، پذیرفتن نمایندگان و سرگرمى‏ها بشود و از اداره امور باز بمانند. بودجه ‏هاى تشریفات دربارى را عواملمان برایشان تنظیم مى‏کنند و به امید اینکه در آینده وضع اقتصادیشان بهتر خواهد شد، آنها را راضى نگه مى‏دارند... چگونه اقتصادشان بهتر خواهد شد؟ از طریق مالیاتهاى جدید؟ این سؤالات براى آنها مطرح خواهد بود ولى اگر کسى حسابها و پروژه‏ هاى ما را بخواند نیازى به سوال کردن نخواهد داشت.
- شما اینک مى‏دانید که چگونه بى‏دقت بار آمده ‏اند و چگونه نابسامانى‏هاى مالیشان به اوج خود رسیده است و نیز چگونه صنعتشان دوام نخواهد آورد.

پروتکل شماره بیست و یکم صهیون *تسخیر دنیا*

- مى‏خواهم به آنچه که در آخرین جلسه به شما گزارش کردم، تفسیر مفصلى پیرامون وامهاى داخلى اضافه کنم، درباره وامهاى خارجى چیزى نمى‏گویم زیرا دولت ما به علت تغذیه و استفاده از پولهاى کشورهاى غیر یهودى، احتیاجى به وام خارجى ندارد.
- پولهاى مازاد بر احتیاج‏مان را به کشورهاى غیریهودى وام مى‏دهیم و با استفاده از رشوه خوارى مدیران و اهمال و ندانم کارى فرمانروایان اینگونه ممالک، دوتاسه برابر پولهایمان را پس مى‏گیریم. آیا کسى مى‏تواند که در حق ما چنین کند؟ از آنجا که ما وام خارجى نمى‏گیریم، پاسخ منفى است. بنابراین من فقط بذکر جزئیات وامهاى داخلى مى‏پردازم.
- دولتهاى غیریهودى اعلام مى‏کنند که مردم مى‏توانند از طریق خرید اوراق قرضه، به دولت وام بدهند. قیمت اینگونه اوراق هم در حدى خواهد بود که همه قدرت خرید آنها را داشته باشند. به کسانى که روزهاى اول براى خرید اقدام کنند، تخفیفهائى داده مى‏شود. اما روزهاى بعد قیمتها بطور مصنوعى بالا مى‏رود و دلیل بالا رفتن قیمتها، تقاضا و هجوم بیش از حد مردم اعلام مى‏گردد. پس از چند روز دولتها اعلام مى‏کنند که خزانه مملو از پول است و تقاضا براى خرید اوراق بیش از وام مورد نیاز است. سرانجام دولتها به مردم مى‏گویند که به سفته‏هائى که از دولت خود دارند، باید اعتماد کرد و رمز تمام قضایا در همین نکته آخر نهفته است.

- هنگامى‏که به اصطلاح اجراى نمایش کمدى پایان یافت، دولتها در برابر وامهائى که روز به روز بار آنها سنگینتر مى‏شود، قرار مى‏گیرند و ناگزیر مى‏گردند که براى پرداخت بهره این گونه وامها، وامهاى جدیدى دست و پا کنند. اما وامهاى جدید نه تنها صرف پرداخت وامهاى قدیم نمى‏شود، بلکه به اصل وامهاى قبلى اضافه مى‏گردد. بعلاوه وقتى که اعتبارات موجود مصرف شد، دولتها ناگزیر مى‏شوند که از طریق وضع مالیاتهاى جدید، اقدام به پرداخت وامها کنند. در واقع اینگونه مالیاتها وامى هستند که وام دیگرى با آن پرداخت مى‏شود.
- پس از مدتى به دارندگان اوراق قرضه اعلام مى‏شود، در صورتى‏که حاضر شوند بهره اوراق خریدارى شده را کاهش دهند، مى‏توانند اوراقشان را تبدیل کنند. البته اینکار بدون رضایت وام دهندگان امکان پذیر نیست. لذا، دولت به آنان پیشنهاد مى‏کند در صورت داشتن تمایل به اینکار، مى‏توانند پولهاى خود را دریافت کنند. حال اگر همه براى پس گرفتن پولهاى خود مراجعه کنند، دولت گرفتار و درمانده خواهد شد و قادر به پرداخت مبالغ پیشنهاد شده نخواهد گردید.
خوشبختانه دولتمردان غیریهودى، چیزى درباره مسایل مالى نمى‏دانند و در معاوضه و مبادله سهل گیرند و به امید سرمایه گذارى‏هاى جدید از بهره‏ هایشان چشم‏پوشى مى‏کنند.
- غیریهودیان که امروزه از ما وام خارجى مى‏گیرند، نمى‏توانند اینگونه حیله ‏ها را علیه ما بکار ببرند. زیرا مى‏دانند که اگر بخواهند در این مورد اقدام بکنند، ما پولهایمان را پس مى‏گیریم.
- وقتى که بین منافع مردم و حکام ممالک، وجه اشتراک و رابطه ‏اى وجود نداشته باشد، ورشکستگى اینگونه دولتها اجتناب ناپذیر است.
- از شما خواهش مى‏کنم که به این نکته دقیقاً توجه کنید: امروزه تمام قرضهاى داخلى، قرضهائى هستند که موعد پرداخت آنها کم و بیش نزدیک است و معمولاً اینگونه وامها را به قسمت پس ‏ازنداز بانکها و ذخیره پولى واریز مى‏کنند. حال اگر این پولها براى مدتى طولانى در اختیار دولت باشند، دولت مى‏تواند با آنها بهره وامهاى خارجى را پرداخت کند و از سنگینى بار آنها بکاهد.
- این اقدام بسیارى از به اصطلاح چکه ‏هاى خزانه ‏دارى دولتهاى غیریهودى را مى‏بندد.
- هنگامى که به فرمانروائى جهان رسیدیم، تمام اینگونه مقرارات را که با منافع ما هماهنگ نباشند، از پیش پاى خویش برمى‏داریم و تراشه ‏ها و بقایاى آنها را پاک مى‏کنیم. حتى بازار سهام و بورس ‏بازى را از بین مى‏بریم و اجازه نمى‏دهیم که نوسان قیمتها و ارزشهاى متغیرى که روى کالاها گذاشته مى‏شوند، به شأن و پرستیژ قدرتمان لطمه ‏اى وارد کنند. طبق قانون بهاى هر چیزى را طورى تعیین مى‏کنیم که نشان دهنده واقعى قیمت تمام شده آن چیز باشد و قیمت کالا بالا و پائین نرود.
- بجاى بازار سهام و بورس، مؤسسات اعتبارى وابسته به دولت تأسیس مى‏کنیم. هدف اینگونه مؤسسات آنست که قیمت کالاهاى صنعتى را مطابق با خواست و نظر دولت تثبیت کنند. شما مى‏توانید تصور کنید که چه قدرت عظیمى را ما مى‏توانیم بدینوسیله براى خود کسب کنیم.

پروتکل شماره بیست و دوم صهیون *تسخیر دنیا*

- در خلال گزارشهایى که به شما داده ‏ام، کوشش کرده‏ ام که با دقت، اسرار وقایع گذشته، آینده، وقایع کنونى که مى‏روند تا به جریانهاى بزرگ تاریخ ملحق شوند، و همچنین اسرار روابطمان را با غیریهودیان و نیز عملکرد مسائل مالى را برایتان ترسیم کنم. ضمناً مبحث کوتاهى را که باقى مانده است، اضافه مى‏نمایم.
- ما بزرگترین قدرت عصر یعنى طلا را در اختیار داریم و در طول دو روز مى‏توانیم هر اندازه که بخواهیم، از انبارهایمان طلا خارج کنیم.
- مطمئناً احتیاجى نیست که بیش از این استدلال کنیم که خداوند مقدر کرده است تا بر جهانیان فرمانروا باشیم. مطمئناً احتیاجى نیست که ثابت کنیم تمام بدى‏هائى را که مرتکب شده‏ایم، همگى وسیله ‏هائى بوده ‏اند که از آنها براى رسیدن به هدفهایمان که همانا رفاه واقعى و بر قرارى نظم است، کمک گرفته ‏ایم. ثابت خواهیم کرد که مددکارانى هستیم که آرامش را به زمینى که متلاشى شده است، بر مى‏گردانیم و آن را به محل صلح و آرامش مبدل مى‏کنیم. همچنین آزادى و خوشبختى انسانها را به آنان باز مى‏گردانیم به شرط آنکه قوانینى را که وضع کرده‏ایم، دقیقاً رعایت کنند. یادآور مى‏شویم که آزادى به معناى عیاشى و زیاده ‏روى و لجام گسیختگى نیست و نیز نشان مى‏دهیم که آزادى فرد به هیچ وجه در ایراد سخنرانى به منظور تحریک توده ‏هاى لجام گسیخته نیست. بلکه آزادى یعنى پرهیز از خشونت و اطاعت دقیق از قوانین زندگى.
- قدرت شکوهمند ما قادر است که حکومت را بدست گیرد و بشر را هدایت کند. کار ما سخن سرائى و سرهم کردن کلمات نامفهوم نیست. قدرت ما بگونه ‏اى است که هر کس را وامى‏دارد تا با احترامى توأم با ترس در برابر عظمتش زانو بزند.

پروتکل شماره بیست و سوم صهیون *تسخیر دنیا*

- [در حکومت را جهانى خود] براى آنکه مردم به اطاعت کردن عادت کنند، باید درس قناعت و تواضع به آنان آموخت. معناى این سخن آنست که از تولید اشیاء لوکس باید جلوگیرى کرد. زیرا به مدد این کار مى‏توانیم مسائل اخلاقى را که به سبب رقابت در مصرف اشیاء لوکس متزلزل گردیده ‏اند، اصلاح کنیم.
تأسیس کارگاههاى تولیدى کوچک که به معناى کارگذاشتن بمب، زیرپاى سرمایه ‏هاى خصوصى است، دوباره ازسرمى‏گیریم. زیرا صاحبان موسسات تولیدى بزرگ اگر چه، نه همیشه آگاهانه – افکار توده ‏ها را علیه مصالح دولت برمى‏انگیزند. کارفرمایان موسسات تولیدى کوچک، چیزى درباره بیکارى نمى‏دانند و کارگران را با مقررات دولت آشتى داده وقدرت دولت را استحکام مى‏بخشند. بیکارى خطر بسیار بزرگى براى دولت به شمار مى‏رود. البته زمانى که ما به قدرت برسیم نقشه ‏هاى لازم در این زمینه به اجرا درخواهد آمد. همچنین شرابخورى را طبق قانون ممنوع ‏اعلام مى‏کنیم. کسى که مشروب مى‏خورد، تحت تاثیر الکل به حیوانى درنده مبدل مى‏گردد. لذا ما این را جنایتى علیه بشر تلقى کرده و شراب‏خوار را مشمول مجازات قرار مى‏دهیم.
- یک‏بار دیگر تکرار مى‏کنم، افراد تحت سلطه، از فرد قوى دستى که هیچگونه وابستگى و اتکایى به آنها ندارد، کورکورانه اطاعت مى‏کنند. زیرا او را شمشیر دفاع و حامى اجتماع در برابر نابسامانى‏ها مى‏دانند. این افراد از پادشاهى که روحى ملکوتى در بدن دارد، چه انتظارى دارند؟
- جوامعى که ما اخلاقیات را در آنها از بین برده ‏ایم، وجود خدا را نفى مى‏کنند و از میان آنها شعله‏ هاى آتش هرج و مرج‏ طلبى ( آنارشیسم) به هر سو زبانه مى‏کشد. لذا فرمانرواى عظیم ‏الشأن، صحنه این گونه جوامع را از وجود فرمانروایان کنونى پاک خواهد کرد. به علاوه فرمانروا موظف است که اینگونه جوامع را پس از نابودى جان تازه ‏اى ببخشد و خون تازه ‏اى در رگهاى آنها به جریان اندازد تا به صورت جوامع منظمى درآیند و چون سربازانى جنگجو به مبارزه با آلودگى‏هایى که ممکن است پیکر دولت را مجروح نمایند، برخیزند.
- کسى که از جانب خداوند انتخاب شده است، مأموریتى آسمانى دارد تا نیروهاى کور و ناآگاهى را که به فرمان غریزه و امیال و نه به فرمان عقل، دست ‏اندرکارند، متلاشى کند. این نیروها هم اکنون به صورت چپاول و انواع دیگر خشونت و بزهکارى و نیز زیرماسک اصول آزادى و حقوق بشر تجلى مى‏کنند. این نیروها تقریباً همه نوع نظم اجتماعى را به هم زده‏اند و زمینه را براى استقرار حکومت پادشاه یهود فراهم ساخته‏اند. اما زمانى که پادشاه یهود شاهنشاهى خویش را آغاز کرد، اینگونه نیروها دیگر نقشى نخواهند داشت. البته لازم است که آنها را ازسر راه پادشاه برداریم و بقایاى آنها را برجاى نگذاریم.
- آنگاه به مردم جهان مى‏گوییم: « خداوند را شکرگزار باشید و در برابرش که سرنوشت انسان را رقم مى‏زند و نیز در برابر کسى که خداوند ستاره بختش را هدایت کرده است، زانو بزنید. زیرا کسى غیر از او نمى‏تواند ما را از زیرفشارها و بدیها که قبلا” از آنها یاد کردیم، رهایى بخشد.»

پروتکل شماره بیست و چهارم صهیون(آخرین پروتکل) *تسخیر دنیا*

- تعلیم دادن آیین‏مان به آخرین ذریه حضرت داود بر روى زمین، مطلبى است که من اکنون آن را به شما عرضه مى‏کنم.
- « کانسروتیسم که حکماى اندیشمند ما آن را عامل هدایت و پرورش فکر تمام بشریت مى‏دانند، قبل از هر چیز باید جزء برنامه آموزش باشد.

- گروه معینى از نسل داود، شاه و وارثین او را نه براساس قرابت، بلکه براساس استعداد و توانایى پیاده کردن مسایل اسرارآمیز سیاسى در زمینه مملکت دارى، آماده و انتخاب مى‏کنند. به شرط آنکه هیچکس جز فرمانروا ازاسرار سیاسى سردرنیاورد. هدف این روش آن است که نمى‏توان حکومت را به کسانى که از مسایل سرى آگاه نیستند، محول کرد.
- به اینگونه افراد ( فرمانروایان) یاد داده مى‏شود که براساس مقایسه تجربیات گذشته، مشاهده تحولات سیاسى – اقتصادى و نیز به کمک علوم اجتماعى، برنامه ‏هایى را که قبلا\” ذکر کردیم، پیاده کنند. خلاصه آنکه روح قوانین لایتغیرى که طبیعت، خودش وضع کرده است تا افراد طبق آنها با هم رابطه برقرار کنند، به رهبران آموخته مى‏شود.
- اگر این افراد هنگام آموزش، ضعف، نرمش و سایر خصوصیاتى که موجب تزلزل قدرت مى‏شوند، ازخود نشان دهند، آنگاه عامل وراثت نادیده گرفته مى‏شود. و این عامل شرط لازم براى جلوس برتخت شاهى به حساب نخواهد آمد. زیرا فردى که داراى صفات بالا باشد از عهده اداره مملکت برنخواهد آمد و پادشاهیش خطرناک خواهد بود.
- کسانى که با قاطعیت عمل کنند، حتى اگر بى‏رحم هم باشند حکماى اندیشمند ما زمام فرمانروایى را به آنان مى‏سپارند.
- در مواردى که شاهان ضعف اراده و یا هر نوع بى‏کفایتى دیگرى از خود نشان بدهند، باید طبق قانون، زمام فرمانروایى را به دستهاى تواناى دیگر بسپارند.
- برنامه کار شاه اززمان حاضر تا آینده موعود، براى همه پوشیده و مکتوم خواهد ماند. حتى براى کسانى که خود را نزدیکترین مشاور او مى‏خوانند. تنها خود شاه و سه تن کفیل وى مى‏دانند که در آینده چه وضعى پیش خواهد آمد.
- شخص شاه، اراده خلل ناپذیرش مسلط بر خود و ملت است و همانگونه که سرنوشتش از دیگران متمایز است، کسى نمى‏داند با منش و خلق و خویى که دارد، آرزوى رسیدن به چه هدفهایى را درسرمى‏پروراند و لذا کسى که راهى را نمى‏شناسد، جرأت سد کردن آن راه را پیدا نخواهد کرد.
- استنباط ما این است که توانایى و ظرفیت ذهن شاه باید با برنامه ‏هاى دولت متناسب باشد. به همین دلیل تا امتحاناتى را که به وسیله حکماى اندیشمندمان ازوى به عمل مى‏آید، نگذراند، نمى‏تواند بر تخت شاهى جلوس کند.
- براى آنکه مردم شاهشان را بشناسند و دوست داشته باشند، وى باید در میادین و محلهایى که افراد براى مبادله افکار گردهم مى‏آیند، حضور پیدا کرده و با مردم به گفتگو بپردازد. این کار باعث وصلت دو نیرویى( شاه و مردم) مى‏شود که ما اکنون آنها را از طریق ایجاد رعب و وحشت از هم جدا کرده‏ایم.
- ادامه اینگونه رعب ووحشت تا زمانى که هر دو نیرو به طور جداگانه به زیر سلطه ما درآیند، امرى اجتناب ‏ناپذیر وضرورى است.
- پادشاه یهودیان نباید پیرو عواطف و امیالش باشدو نیز باید به غرایز و عواطف تند و تیز خویش اجازه ندهد که برعقلش غلبه کند. زیرا پیروى از عواطف، بدتر از هر چیزى نظم ذهن را از بین مى‏برد، آدمى را بى‏دقت بار مى‏آورد و فکر را به بى‏رحمانه ‏ترین فعالیتها وامى‏دارد.
- شاه عظیم ‏الشأن، حامى و پشتیبان انسان و ذریه مقدس حضرت داود، باید تمام خواستها و تمایلاتش را فداى مردم کند. او باید نمونه و سمبل بى‏گناهى باشد.
امضاء کنندگان: نمایندگان عالی رتبه یهود

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در چهارشنبه 1391/03/03 و ساعت 17:44 |
دختر بودن یعنی تمام عمر پای آینه بودن!
دختر بودن یعنی پنکک زدن به جای صورت شستن!
دختر بودن یعنی کله قند و لی لی لی لی …
دختر بودن یعنی پس این چایی چی شد؟؟!
دختر بودن یعنی الگوی خیاطی وسط مجله های درپیت
دختر بودن یعنی همونی باشی که مادر و خاله و عمه ت هستن
دختر بودن یعنی انتظار خاستگار مایه دار!
دختر بودن یعنی چرا خونه اونقد کثیفه ؟؟!
دختر بودن یعنی دخترو چه به رانندگی؟
دختر بودن یعنی باید فیلم مورد علاقه تو ول کنی پاشی چایی بریزی!
دختر بودن یعنی نخواستن و خواسته شدن!
دختر بودن یعنی حق هر چیزی رو فقط وقتی داری که تو عقدنامه نوشته باشه!دختر بودن یعنی ببخشید میشه جزوه تونو ببینم؟!
دختر بودن یعنی به به خانوم خوشگل….هزار ماشالااااااا…
دختر بودن یعنی برو تو ، دم در وای نستا!
دختر بودن یعنی لباست ۴ متر و نیم پارچه ببره!
دختر بودن یعنی خوب به سلامتی لیسانس هم که گرفتی دیگه باید شوهرت بدیم!
دختر بودن یعنی کجا داری میری؟!
دختر بودن یعنی تو نمیخواد بری اونجا ، من خودم میرم!
دختر بودن یعنی کی بود بهت زنگ زد؟! با کی حرف میزدی؟!
دختر بودن یعنی خیلی خودسر شدی!
دختر بودن یعنی اجازه گرفتن واسه هرچی ، حتی نفس کشیدن!

+ نوشته شده توسط نوید گلی در دوشنبه 1391/03/01 و ساعت 20:16 |
ترم اول:
لباسهایتان اتو کشیده است!
میخواهید شاگرد اول شوید تا هم شهریه‌تان نصف شود و هم برای بر و بچه‌ها، کلاس بگذارید! چون هنوز کسی شما رانمیشناسه و شما هم متقابلا" کسی را نمیشناسید.
شاگرد دوم میشوید!! شهریه‌تان هرگزنصف نمیشود.حتی ربع هم نمیشود.
هنوز کلاس نذاشته، از سوی دانشجویان دیگر به عناوین مهمی چون : بچه مثبت، سوسول، بچه مرغوب، درازگوشخوان! گاگول و قشنگ، مفتخر میشوید.
ترم دوم:
چون شاگرد ممتاز نشدید حسابی خورده توی برجکتان!
تازه فهمیده‌اید اول شدن راهکارهای مخصوصی را میطلبد!
میخواهید خیلی چیزها را به خیلی‌ها ثابت کنید و به بعضی‌ها مشت محکمی بزنید!
خط اتوی لباسهایتان هنوز باقی مانده تلاش میکنید همه واحدهایتان را با نمرات متوسط پاس کنید.
ترم سوم:
بی‌خیال معدل و نمره میشوید. میگوئید همینکه یاد بگیرم کافیست.
اصلاً خر مااز کرگی دم نداشت!
تلاش میکنید هر طور شده واحدهای باقیمانده را حتی بانمرات متوسط پاس کنید.!!!
تصمیم راسخ میگیرید در طول ترم درس بخوانید ولی عمراًهمچین اتفاقی نمی‌افتد و نخواهد افتاد!
شب است و سکوت است و ماه است و تو و جزوههای تکمیل نشده و تکالیف کُپ نزده!
حداقل 3 واحد می‌افتید.
ترم چهارم:
به آب و آتش میزنید تا 3 واحد عقب مانده را جبران کنید.
دوباره فقط شب امتحان درس میخوانید مشروط میشوید!! مبارک است! بالاخره این شتری است که در خانه همه میخوابد.
ترم پنجم:
به خودتان قول شرف میدهید حتماً درس بخوانید!! صرفاً بخاطروجدانتان و پاسخ به زحمات خانواده!
به پیشنهاد یکی از نارفیقان میروید یک سایت اینترنتی را طراحی میکنید چون کار فرهنگی را دوست دارید!
ولی خیلی زود میفهمید خیلی‌ها دوست ندارند. خیلی‌ها هم مدام شبیخون میزنند. حالتان را میگیرند. سایت‌تان را***** میکنند.
شب امتحان علاوه بر جزوه های تکمیل نشده، گزارشهای تکمیل نشده، سایت هم اضافه میشود، قوز بالا قوز! دوباره مشروط میشوید.
ترم ششم:
هنوز آدم نشده‌اید!! کار فرهنگی خفن انجام میدهید! قاط میزنید! از مسئولین انتقاد میکنید! به فرهنگسازان گیر میدهید!!!
بالاخره دغدغه‌های فرهنگی در اولویت امورند!
عمراًآدم نشدید. حقتان است! برای با سوم با اجازه بزرگترها بله!! 
آبروی شما جلوی بر و بچه‌ها و در و همسایه میرود، چون به دلیل سه بار مشروطی متوالی اخراج شده و اسم شما را توی تمام بوردها میزنند!! بی‌انصاف‌ها!!
از بن لادن و براد پیت هم مشهورتر میشوید!
اسم شما توی کوچه و محله هم ورد زبان شاباجی خانم و باقربزاز میشود!!
تلافی میکنید! برای استاد مربوطه و مسئولین محترم در دستشویی‌های مربوطه شعرهای نامربوط مینویسید!!
بعد میروید تعهد میدهید! یک تعهد به آموزش کل و یک تعهد به خودتان که بروید درس بخوانید و آدم شوید و بی خیال کار فرهنگی شویدواین امر خطیر را به فرهنگسازان بی‌بدیل دفتر فرهنگ واگذارید تا تداخل قوا صورت نگیرد.
ترم هفتم:
عمراً کار فرهنگی کنید! دیگر کار بی‌فرهنگی هم نمیکنید!! خدا میزند پس سرتان و عاشق میشوید!!
بابا تریپ لاو، تریپ تایتانیک، فال حافظ و دل برای ازمن و ... و خیابان طالقانی و سینما عصر جدید و پیتزا آنگولا و حرفهای اولترا مدرن، سانتی‌منتالیسم و قلبهای صورتی تیر خورده و موی تن تن!
شعارهای اولترافمینیستی میدهید! حرفهای شبه روشنفکری میزنید!
سعی میکنید بچه مثبت وخوب باشید و خوبی‌تان را به همه ثابت کنید!
تیپ‌های دوم خردادی میگیرید به همه لبخند میزنید اما قیافه‌تان مانند منگل‌ها میشود چون ابزار شادی ندارید!!
لاف درغربت و ...! دلباخته میشوید!! تابلو میشوید!! بدبخت میشوید! مشروط میشوید!
اخراج قطعی میشوید! فرم شماره 5 میگیرید. میروید خیابان پاسداران، اتاق شماره 20 سازمان مرکزی یک جای کار بیست!
التماس میکنید، لابه میکنید! لابی میکنید، حتی کپی حلقه نامزدیتان را هم ضمیمیه میکنید! بعضی‌ها را خوشحال میکنید!!
پس از یک قرن مجوز ادامه تحصیل شما به واحد مربوطه میرسد!! چون برخی آئین‌نامه‌ها در برخی شرایط زمانی دچار قبض و بسط تئوریک و عملیک میشوند و با توجه به اینکه تا خرداد سال...زمان زیادی نمانده یهو یه بخشنامه جدید می‌آید و با استناد به آن شما به دوره پاره‌وقت منتقل میشوید!!
یعنی تا آخرالزمان مشکل اتمام سنوات ندارید! مشروط بر اینکه معدل کل‌تان از 10 کمتر نشود و مشروط بر اینکه قول بدهید سال ... خوش بگذرد!!
تصمیم میگیرید روی قلبتان بنویسید: من عشق مشق بیلمیرم و دیگر جنگولک‌بازی فرهنگی دراینترنت رو بی‌خیال!!
چون تصمیم گرفته‌اید فارغ‌التحصیل شوید. به بعضی‌ها یه قولهایی میدهید.
ترم هشتم:
..... برای عبرت دیگران طنز می‌نویسید!!!!

+ نوشته شده توسط هدی رضوی در شنبه 1391/02/30 و ساعت 9:29 |




+ نوشته شده توسط هدی رضوی در شنبه 1391/02/30 و ساعت 9:18 |